به گزارش افکارنیوزبه نقل از مهر، آمنه بهرامی(قربانی اسیدپاشی) اظهار داشت: چندی قبل با من تماس گرفته و مدعی شدند ۵۰ میلیون دیه واریزی از سوی عامل اسیدپاشی را دریافت کنم. این درحالی است که دیه من و دیه چشمم بیشتر از این مقدار است. من دیه چشمانم را می خواهم چرا که آن را هنوز دریافت نکرده ام.

وی ادامه داد: من از قصاص متهم رضایت داده ام اما دیه ام را نبخشیده ام. همچنان معترضم چرا که دیه ام را به طور کامل دریافت نکرده ام. چرا متهم که دارای شاکی خصوصی است پس از طی مدتی از دوران محکومیت مشمول عفو شده و از زندان خارج می شود.

بهرامی افزود: چند روزی است که به دفتر دادستان کشور و سایر مراجع می روم تا پرونده ام را رسیدگی کنند اما آنها می گویند پرونده مختومه شده و دیه ۵۰ میلیونی را بگیرم.

پرونده جنجالی آمنه، بعدازظهر یکی از روزهای آبان ۸۳ گشوده شد. در آن زمان، دختر جوان در حال بازگشت از محل کارش به خانه بود که در نزدیکی پارک رسالت، پسر جوانی به او نزدیک شد و به‌ صورتش اسید پاشید. با فریادهای دلخراش دختر جوان، شاهدان به کمک او شتافتند و وی را به بیمارستان رسالت منتقل کردند. او بعد از شستشوی اولیه صورتش، به بیمارستان مطهری و مدتی بعد به بیمارستان لبافی‌نژاد انتقال یافت. درحالی ‌که آمنه روی تخت بیمارستان بستری بود، جوان اسید پاش که مجید نام دارد از سوی پلیس دستگیر شد.

با دستگیری مرد جوان معلوم شد که وی خواستگار آمنه بوده اما وقتی از او جواب رد شنیده بود، تصمیم به اسید پاشی به‌ صورت او گرفته بود. در آن زمان آمنه درباره این حادثه گفت: وقتی در دانشگاه درس می‌خواندم متوجه شدم که یکی از دانشجویان به نام مجید به من علاقه‌مند شده است. حتی چند بار خانواده‌اش با منزل ما تماس گرفتند اما مادر من به ‌دلیل مخالفت من با این ازدواج و تفاوتهایی که بین خانواده‌های ما وجود داشت به او جواب منفی داد. بعد از آن بود که مزاحمتهای مجید شروع شد تا اینکه روز حادثه، او در مسیر برگشتم به خانه، کمین کرد و به‌ صورتم اسید پاشید.

در حالی ‌که پسر جوان با دستور قضایی راهی زندان شده بود، مداوای آمنه در ایران و سپس در اسپانیا ادامه یافت اما هیچکدام از این درمانها نتیجه‌ای نداد و آمنه بینایی هر دو چشم خود را از دست داد. به این ترتیب وقتی پرونده اسید پاشی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد و متهم پرونده ۶ آذر سال ۸۷ در شعبه ۷۱ پای میز محاکمه قرار گرفت، قضات دادگاه مجازات سنگینی را برای او در نظر گرفتند.

آنها در پایان جلسه محاکمه با توجه به اصرار آمنه برای صدور حکم قصاص و اینکه خودش باید با ریختن اسید، بینایی چشمان مجید را بگیرد، رای به قصاص ۲ چشم متهم به شیوه‌ مورد درخواست شاکی و پرداخت دیه‌ جراحات وارد شده به شاکی، دادند و مدتی بعد این رای در دیوان‌عالی کشور تایید شد تا شمارش معکوس برای قصاص چشمان مجید آغاز شود.

در حالی که قرار بود حکم اسیدپاشی در بیمارستان دادگستری اجرا شود آمنه در آخرین دقایق از قصاص چشم گذشت کرد.