افکارنیوز_ ۱. اولين فيلمش (صعود) را در دهه ۶۰ ساخته اما با قرمز و فروش بالاي آن حيات جديدي را در سينما تجربه كرده. گرچه هرگز نتوانسته موفقيت آن را تكرار كند.

۲. شخصیت های بهترین فیلم هایش معمولاً یا آدم هایی خشن هستند یا انسان هایی بی وفا. در فضای اغراق آمیز فیلم های شاخصش نه نقطه امیدی پیدا می شود و نه راه فرار.

۳. مجری پر حاشیه ترین برنامه سینمایی تلویزیون بوده و به دلیل استفاده از مسعود فراستی به عنوان منتقد ثابت هفت انتقادهای زیادی را به جان خریده. با این حال بعد از کنار گذاشته شدن غیرمنتظره اش از این برنامه به قهرمانی مظلوم تبدیل شده و بیشتر از زمان مجری بودنش در هفت، طرفدار پیدا کرده.

۴. در دو دهه ۶۰ و ۷۰ فعالیت مستمری در مطبوعات سینمایی داشته. هم برای مجله فیلم نقد نوشته و هم هفته نامه سینما را سردبیری کرده. گرچه از نیمه دوم دهه ۷۰ تاکنون کارگردانی را جدی گرفته اما هنوز نتوانسته ور تحلیلگر ذهنش را مهار کند و از هر فرصتی برای بها دادن به آن بهره می برد؛ گاهی با مصاحبه و گاهی با شرکت در میزگردهای تحلیلی.

۵. می تواند نقش دایره المعارف شفاهی سینمای ایران را بازی کند. فیلم فارسی های پیش از انقلاب را با دقت مشاهده کرده و کاملاً در جریان کیفیت آثار بعد از انقلاب بوده. همه اینها باعثشده وقتی کنارش می نشینی جرات نکنی اطلاعات سینمایی ات را به رخش بکشی و در نهایت مجبوری دستهایت را به نشانه تسلیم بالا ببری.

۶. در میان فیلم های ایرانی دلبسته سوته دلان، لیلا، طلا و مس و سعادت آباد است. در بین فیلم های خارجی هم با تماشای حرفه ای ها، فدورا، نینوچکا و فهرست شیندلر سر ذوق می آید. جایی بروز نداده اما از کسی که قرمز و من مادر هستم ساخته بعید است به فیلم های پلیسی و جنایی بی علاقه باشد.

۷. در تمام فیلم هایش از قرمز به این سو زنانی وجود دارند با نام خانوادگی «مشرقی». خودش همیشه از توضیح دادن در این باره طفره رفته و قضاوت را به مخاطبان واگذار کرده. مشرقی نماد یک تفکر است یا امضای شخصی جیرانی؟ شاید لازم است چند سال دیگر هم برای فهمیدن معنی اش صبر کنیم.

۸. «تحلیل» کلید واژه شناخت جیرانی و تکیه کلامش است. او در مورد هر چیزی که مربوط به سینما باشد تحلیلی در چنته دارد؛ از تاثیر میرزا ابراهیم خان عکاس باشی در گسترش سینما گرفته تا تاثیر سیاست بر فضای نقد فیلم. کافی است کنارش بنشینی و بحثرا باز کنی تا از تماشای شور و شوق او در بیان نظرات سینمایی اش غافلگیر شوی.

من مادر هستم
کارگردان:فریدون جیرانی
تهیه کننده:فریدون جیرانی
فیلمنامه نویسان:لیلا لاریجانی و رحمان سیفی آزاد
فیلمبردار:مرتضی غفوری
تدوینگر:بهرام دهقانی
آهنگساز:کارن همایون فر
بازیگران:باران کوثری، حبیب رضایی، هنگامه قاضیانی، فرهاد اصلانی، امیرحسین آرمان، پانته آبهرام
عکس:محمد فوقانی

خلاصه داستان:
آوا دختر جوانی است که یکی از دوستان پدرش را که به او تجاوز کرده به قتل می رساند. او بعد از دستگیری به اعدام محکوم می شود و والدینش مجبور می شوند از سیمین، همسر مقتول، رضایت بگیرند اما سیمین برای رضایت دادن شرطی می گذارد.

درباره کارگردان:
فریدون جیرانی تا چند سال پیش آدمی کم حاشیه بود که فیلم ها و سریال های دلخواهش را می ساخت و مخاطبان خاص خودش را هم داشت. حالا اما کارنامه اش به قبل و بعد از من مادر هستم تقسیم می شود. البته او نشان داده که خوب بلد است حواشی را از سر بگذراند و از همین حالا برای ساخت فیلم بعدی اش آستین بالا زده است.

ویژگی مهم:
من مادر هستم به دلیل موقعیت داستانی تاثیر برانگیزش توجه هر مخاطبی را به خود جلب می کند اما الزاماً او را راضی نگه نمی دارد. طبیعی است که قصه تلخ فیلم در سینمایی که پرفروش ترین آثارش غالباً رنگ و بوی کمدی داشته اند برخی از تماشاگران را آزرده کند. جیرانی این بار هم مثل بهترین فیلمش قرمز درامش را بر پایه یک فاجعه اخلاقی بنا می کند و شخصیت ها را در دل یک موقعیت ناهنجار قرار می دهد؛ موقعیتی که بیگناه ماندن در آن سخت ترین کار ممکن است.

یک سکانس:
بعد از اینکه سعید توسط آوا کشته می شود، ‌ مادر آوا برای در امان ماندن دخترش قتل را گردن می گیرد و در شرف اعدام قرار می گیرد. تلاش آوا و پدرش برای رضایت گرفتن از سیمین، همسر سعید، به نتیجه ای نمی رسد و هر لحظه ممکن است مادر به اعدام محکوم شود. آوا که برای رضایت گرفتن حاضر است به هر کاری تن بدهد در تشییع جنازه سعید کنار سیمین می رود و در گوش او می گوید که از سعید حامله است. با غافلگیر شدن سیمین و افشای خبر بارداری آوا ورق بر می گردد و فاجعه عمیق تر از گذشته می شود.

یک دیالوگ:
نادر:چی کار کنم که رضایت بدی؟
سیمین:بگم ناراحت نمی شی؟
نادر:نه، هر کاری بگی انجام می دم بگو
سیمین:اول بچه پنج ماهه ام رو از زیر خاک بکش بیرون. بعد یه کاری کن سلامتم رو به دست بیارم، بتونم دوباره بچه دار بشم. بعد هم همه سال های باخته رو بهم برگردون.

از زبان کارگردان:
این فیلم تابوشکنی نکرده است. این فیلم یک ملودرام است که من تاکید داشتم که حتماً با پیام اخلاقی همراه باشد. اتفاقاً آن زمان که فیلمنامه را می نوشتیم بر این نکته تاکید داشتم که من یک فیلم با ساختار ملودرام و با یک پیام اخلاقی در پایانش می خواهم. می خواستم بگویم در این ملودرام که درباره یک خانواده از هم پاشیده است اگر آنها از سبک زندگی کاملاً وارداتی استفاده نمی کردند با چنین فجایعی که می بینید، روبرو نمی شدند. من به دنبال تابوشکنی و مسائل این چنین نبودم، چون در فیلمم تابویی نبوده که بشکنم.(منبع: ایسنا)

از زبان عوامل:
فرهاد اصلانی:حدوداً بیست سال است که در سینما و تئاتر و تلویزیون مشغول فعالیت هستم و با این سابقه تا حدود زیادی با ممیزی های این حیطه ها آشنایی دارم. برای همین وقتی فیلمنامه پیشنهاد می شود ابتدا به لحاظ وضعیت ممیزی آن را بررسی می کنم و محال است در فیلمی بازی کنم که حس کنم در اکران ممکن است دچار ممیزی شود. فکر می کنم درباره اتفاقات رخ داده پیرامون من مادر هستم هم یک سری از مدیران سینمایی ما کم کاری کرده اند یعنی به جای آنکه پای مجوز نمایشی که داده اند بایستند، فیلم را قربانی می کنند.(منبع: شبکه ایران)

حواشی:
من مادر هستم در حالی این روزها به نمایش در آمده که مدتها برای گرفتن مجوز اکران معطل مانده. مسئولان وزارت ارشاد و نمایندگان مجلس چندبار به تماشای آن نشسته اند و خواستار اصلاحات متعددی شده اند که حتی شامل اسم فیلم هم می شود. نسخه فعلی حدود هشت دقیقه کوتاه شده و دیالوگ هایی هم برای رفع شبهات قانونی به آن اضافه شده. با این حال نمایشش در سینماها با اعتراض شدید انصار حزب الله مواجه شد و کار به شکایت از جواد شمقدری و سازندگان فیلم هم کشید. اما در نهایت وزارت ارشاد پذیرفت ممیزی های تازه ای بر فیلم اعمال کند تا نظر مخالفان هم جلب شود.

همزمان با اکران من مادر هستم جلسات متعددی برای مناظره موافقان و مخالفان فیلم در نهادهای مختلف برگزار شد. در یکی از این جلسات در فرهنگسرای رسانه مسعود فراستی به عنوان موافق در مقابل محمدتقی فهیم و حسین علوی در مقام مخالف قرار گرفت و به دفاعی همه جانبه از فیلم پرداخت. فراستی در این جلسه من مادر هستم را بهترین فیلمی دانست که در تاریخ جمهوری اسلامی ایران در نقد روشنفکران منحرف ساخته شده است.

اما مخالفان فیلم به خصوص حسین علوی و یکی از همفکرانش به نام حجت الاسلام علیزاده به شدت فیلم جیرانی را کوبیدند و آن را مخالف ارزش های اسلام و انقلاب دانستند. این جلسه به دلیل صراحت بی سابقه اش به حاشیه کشیده شد و دو طرف دعوا با لحنی تند و حتی توهین سعی در ساکت کردن یکدیگر داشتند. یک هفته بعد از این ماجرا جلسه دیگری برای بررسی من مادر هستم در لانه جاسوسی آمریکا برگزار شد که در آن مسعود فراستی و فریدون جیرانی به عنوان مدافع و حسین الله کرم به عنوان مخالف حضور داشتند.

حرف آخر:
من مادر هستم بعد از چند سال دوباره فریدون جیرانی را به دوران قرمز و شام آخر بر می گرداند. فیلم های او بعد از شام آخر ملودرام های متوسطی بوده اند که نه در گیشه به موفقیت رسیده اند و نه محبوب منتقدان شده اند. من مادر هستم نه به اندازه پارک وی جاه طلبانه است و نه به اندازه قصه پریا ساده انگار. برخلاف آنها در خلق موقعیت های دراماتیک موفق عمل می کند و اشکالات جزئی اش مثل دیالوگ های نه چندان قابل قبول و اغراق های بعضاً‌ بیش از حدش در سایه بازی خوب بازیگرانش به چشم نمی آید. «واقعاً گستاخ بود».

این را وقتی از سالن سینما بیرون می آمدیم جوانکی به رفقایش گفت و باید بگویم واقعاً‌ حرف درستی در مورد فیلم آخر فریدون جیرانی است. بهترین فیلم هایش ملودرام هایی با موضوع های گستاخانه و پرداخت جسارت آمیز بوده اند. در قرمز شوهر روانی(محمدرضا فروتن) همسری را که دوست دارد(هدیه تهرانی) کتک می زند و شکنجه می دهد و حتی تصمیم به کشتن او می گیرد. در شام آخر پسر جوان(محمدرضا گلزار) به مادر نامزدش(کتایون ریاحی) استاد پا به سن گذاشته دانشکده دل می بازد که به رسوایی می انجامد. در آب و آتش زن بدکاره ای(لیلا حاتمی) اسیر مرد باجگیر بی رحمی(آتیلا پسیانی) می شود و عاقبت هنگامی که به نویسنده ای معقول(پرویز پرستویی) پناه می برد، به وسیله آن مرد به قتل می رسد.

با این همه، تکلیف ما با کارگردانی فریدون جیرانی روشن نیست. در میانه آن فیلم های گستاخانه هر چه تلاش کرد که سبک و سیاق واحدی برای خودش برگزیند، نتوانست. آخرین فیلم او، بعد از تجربه های نسبتاً موفق در زمینه ملودرام های احساساتی تند و تیز، به همان نوع گستاخانه برگشته و ظاهراً قصد آن داشته است تا یکبار دیگر شانس خویش را در چنین مایه ای بیازماید. من مادر هستم به هر رو، مخلوطی از تمامی مضامین و ایده های روابط نامشروع ملودرام هایی دستمالی شده است.

یک ملودرام غلیظ سانتی مانتال که قصه اش را با شخصیتی به اسم «سیمین کاشف»(پانته آبهرام) احتمالاً در دفتر یک مشاور روانکاوی آغاز می کند و تقریباً محور اصلی ماجرا هم اوست که مخاطب را وا می دارد تا مسیر داستان را تعقیب کند. سیمین کابوسی می بیند که در ساحل می خواهد از رفتن «آوا دلنواز» به سوی دریا ممانعت کند. اما آوا(باران کوثری) کیست؟ دختر سرگردان یک زوج در حال متارکه: «نادر»(فرهاد اصلانی) و «ناهید مشرقی»(هنگامه قاضیانی). قلب ماجرا در تضاد و رابطه بین این دو تن با سیمین نهفته است.

فیلم همچون خود سیمین تلخ و عبوس و در هم ریخته و سردرگم است. تعلیق درام به شکلی نسبتاً غیرمنتظره شکل می گیرد. وقتی آوا سرخورده از دوست پسرش، با رفیق دیرینه پدرش که او را عمو خطاب می کند یعنی «سعید»(حبیب رضایی) رابطه ای نامانوس و عجیب برقرار می سازد و پس از یک شب با هم بودن، تعلیق پایه ریزی می شود.

ولی ماجرا به همینجا ختم نمی شود و برای اینکه فیلم قصه ای را که سیمین دارد تعریف می کند به او مرتبط سازد، وقایع چند لایه دیگری را هم به آن می افزاید. از یکسو، سیمین در گذشته با نادر ارتباطی عاشقانه داشته[بعداً در دادگاه آشکار می شود که فرزندی از او را هم سقط کرده] و از سوی دیگر، سیمین که تازگی ها از فرنگ برگشته می خواهد با شوهرش سعید زندگی تازه ای را شروع کند… در این میان، اتفاقات دیگری هم برای ایجاد درام یا شاید هیجان و ترس بیشتر به فیلم چاشنی زده اند. مانند رگ زدن آوا و قتل سعید و باردار شدن آوا و بالاخره تصمیم ناهید مشرقی که ما معنای این شخصیت «مشرقی» را در فیلم های جیرانی در نیافتیم بر اینکه خود را به جای آوا قاتل سعید معرفی کند اما ماجرا به همان گفته «نادر» در دادگاه برمی گردد: «باید تقاص این گناه را پس داد».

اشکال آزار دهنده فیلم تکرار رفت و آمد شخصیت هاست. مدام از یک اتاق به اتاق دیگر و از یک خانه به خانه دیگر، در حالیکه زنگ زده می شود و کسی می آید یا می رود و خلاصه باز و بسته شدن درها آدم را کلافه می کند. در صحنه دادگاه هم به روش جدایی نادر از سیمین قاضی دیده نمی شود، فقط صدایش به گوش می رسد. اگر در فیلم فرهادی وجود قاضی لازم نبود به دلیل ارتباط شخصی و روحی شخصیت های زن و شوهر بود، لیکن در دادگاه من مادر هستم لازم بود به خاطر پرسش قاضی از وکیل و متهمان، آن شخصیت در فیلم حضور داشته باشد.

تنها بخشی از فیلم که تا حدودی آن را به ملودرام های شاخص گذشته جیرانی نزدیک می سازد، سکانس گورستان است و آنجا که بر سر گور سعید، آوا سراغ سیمین می آید تا طلب پوزش کند و او از قصاص دست بردارد اما در فضای مرگبار، کنار گوش سیمین اعتراف می کند باردار است.

پانته آبهرام این بار در قالبی نوظهور نقش سیمین را با اغراق بسیار بازی کرده و بیش از حد اعصاب به هم می ریزد. دیگر بازیگران حتی فرهاد اصلانی و هنگامه قاضیانی که همیشه جذابیت دارند اینجا با آنکه سعی کرده اند جدی بازی کنند به عینه در برخی از صحنه ها مضحک به نظر می رسند(مانند صحنه ای که در مقابل هم مشاجره می کنند و فریاد می زنند). تنها بازی خوب فیلم از باران کوثری است هر چند در شخصیتی ظاهر می شود که نه آنتی پاتیک و نه سمپاتیک است.

منبع : مجله سينمايي ۲۴/ پرويز نوري