مرد جوان گفت: ۲ سال قبل به طور اتفاقي با فردي آشنا شدم که خودش را نماينده يکي از شرکت هاي خارجي در ايران معرفي مي کرد.

او با چرب زبانی هایش مرا برای به دست آوردن یک ثروت هنگفت و بدون زحمت وسوسه کرد. متاسفانه آن قدر خام شده بودم که مغازه و خودروی خود را بدون مشورت با والدینم فروختم و حدود ۳۰ میلیون تومان پول بی زبان که بیشتر از نصف آن قرض بود را به آن فرد حیله گر دادم تا در یک مدت زمانی کوتاه ۲ برابر این مبلغ را به عنوان سود مشارکت در خرید نوعی کالا دریافت کنم.

باورم این بود که وقتی پول هایم را گرفتم قرض هایم را بدهم و محبت های پدرم را نیز جبران کنم ولی افسوس که در سراب بدبختی غرق شدم.

من با این اشتباه بزرگ تمام سرمایه ام را از دست دادم چرا که آن فرد کلاهبردار پول هایم را برداشت و فرار کرد. مدتی از دست طلبکارهایم فراری بودم و شب ها زیر پل و در خرابه ها می خوابیدم.

متاسفانه در این وضعیت به موادمخدر آلوده شدم ولی همسرم با کمک پدر و مادرم نجاتم دادند و خوشبختانه توانستم اعتیادم را ترک کنم.
من با کمک های پدر و مادرم توانستم بخشی از قرض هایم را بدهم ولی در حالی که تنها ۶ میلیون تومان از بدهکاری ام نمانده همسرم به تحریک مادرش می گوید قصد دارد طلاق بگیرد.

من قصد داشتم دوباره از خانه فرار کنم اما وقتی فهمیدم پدرم می خواهد کلیه اش را بفروشد و به عنوان عیدی، آخرین قرض مرا بدهد قلبم گرفت. من خودم را به دست و پای او انداختم و گفتم اجازه نمی دهم این عیدی تلخ را به فرزند ناخلف تان بدهید.

منبع: روزنامه خراسان