گروهاجتماعی:

منوچهر متکی کاندیدای ریاست جمهوری یازدهم جمع مردم ارومیه با ارائه راهکارهایی مدعی شده است که احیای دریاچه ارومیه یکی از اولویت های اصلی دولت آینده خواهد بود. این در حالی است که احیای دریاچه ارومیه بر اساس فرمول های ساده پیشنهاد شده بوسیله وی، به هیچ وجه امکان پذیر نیست.

به گزارشافکارنیوز،همزمان با پررنگ تر شدن رقابت های انتخاباتی مردم ایران شاهد انواع وعده ها و شعارهای مختلفی هستند که از سوی کاندیداهای حاضر در رقابت ها برای کسب کرسی ریاست جمهوری، به مردم ارائه می شود، شعارهایی که با کمی تعمق در بسیاری از آن ها در می یابیم بعضاً تنها مصرف انتخاباتی داشته و عملی نیست بلکه در صورت عمل به آن فجایع سهمگین تری را برای مردم رقم خواهد زد.
از جمله این وعده ها می توان به شعارهای انتخاباتی منوچهر متکی اشاره کرد. وی در جمع مردم ارومیه با اشاره به اینکه دولت دهم مصوبات خوبی برای نجات دریاچه ارومیه داشته اما هیچ یک از این مصوبات اجرایی نشده است، به مردم شمال غرب ایران وعده داده است که نجات دریاچه ارومیه مهمترین اولویت زیست محیطی دولت تحت مدیریت وی خواهد بود.

وزیر سابق امورخارجه، انتقال آب دو رودخانه زاب و ارس را یکی از راهکارهای اجرایی دولتش برای نجات دریاچه ارومیه اعلام می کند. حال آنکه برداشت آب از این دو رودخانه و انتقال آن به دریاچه ارومیه نه تنها هزینه های ریالی زیادی برای کشور به همراه دارد، بلکه برداشت از آنها، تابع قوانین بین المللی است و تبعات حقوقی بی شماری برای کشور دارد، امری که به دلیل سابقه دیپلماتیک آقای متکی انتظار نمی رفت از نظر ایشان پنهان بماند، زیرا آقای متکی به شهادت سابقه وزارتی که داشته اند باید بهتر از هر کس دیگری بدانند تخطی از قوانین بین المللی و معاهده های مرزی می تواند کشور را دچار چالش های فراوانی با همسایگان بکند.

جدای از بحثقوانین بین المللی، انتقال آب بین حوضه ای به دلیل تبعات زیست محیطی منفی زیادی که برای پایین دست رودخانه ها به همراه دارد، همواره مورد انتقاد فعالان محیط زیست بوده است.

رودخانه ارس رودخانه ای مرزی است که میان مرز مشترک ایران و آذربایجان قرار دارد. برداشت آب از این رودخانه تابع قوانین خاص بین المللی است و هر گونه تحرک در این زمینه، روابط ایران با کشورهای همسایه را با مشکلات جدی مواجه می کند. به همین دلیل کشور آذربایجان در مقابل نخستین زمزمه های انتقال آب ارس به ارومیه درباره این موضوع به شدت واکنش نشان دهد. دولت دهم نیز به دلیل همین واکنش ها، تصمیم گرفت به جای برداشت آب از ارس، طرح انتقال آب از زاب را در دستور کار خود قرار دهد.

آب رودخانه زاب پس از طی اراضی ایران، به سمت عراق سرازیر می شود. باید توجه داشت کشور عراق نیز با توجه به سدسازی های گسترده ترکیه به روی دجله و فرات با کم آبی شدید روبرو است و مسئولان این کشور تلاش می کنند تا ایران را از برداشت بیشتر آب از این رودخانه، منصرف کنند. البته کاهش سهم آب عراق در رودخانه زاب، علاوه بر اینکه مردم عراق را با مشکل کم آبی بیشتری مواجه می کند، پدیده گرد و غبار را که امروزه ۲۱ استان ایران را درگیر کرده، در منطقه تشدید خواهد کرد. چرا که اندک اراضی کشاورزی زیر کشت عراق نیز رها می شوند و دود این اقدام دولت دوباره به چشم مردم ایران خواهد رفت.

با رها شدن اراضی کشاورزی عراق، فرسایش خاک در این کشور تشدید شده و گرد و غبار ایجاد شده که به دلیل اثر سلاح های بکار رفته در جنگ دوم خلیج فارس آلوده به مواد رادیو اکتیو است، به سمت ایران سرازیر می شود. امری که می تواند سلامت شهروندان ایرانی را با مشکل جدی مواجه کند.

به گفته مهندس مرتضی حقوقی عضو هیات رییسه جامعه مهندسین مشاور، در مجموع ۶۲ سد در حوضه آبخیز ارومیه و روی رودخانه های منتهی به این دریاچه ساخته شده است. بیش از ۳۰ سد در این منطقه به بهره برداری رسیده و بقیه در دست ساخت هستند.
ساخت این سدها، به همراه وجود ۲۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز در حوضه آبخیز ارومیه که سه استان آذربایجان شرقی و غربی و کردستان را شامل می شود، سبب شده دریاچه از حق آبه طبیعی خود محروم شود رو به خشکی گذارد.

ساخت میان گذر ارومیه که علیرغم مقاومت دو دهه ای فعالان محیط زیست در برابر ساخت آن، در دولت نهم و دهم به اتمام رسید، همچنین خشکسالی های پی در پی، شوک هایی بود که دریاچه ارومیه را به سمت مرگ برد. به نحوی که اکنون مایک موزر، مشاور بین المللی این دریاچه نیز دومین دریاچه شور دنیا را مرده تلقی می کند.

در ۳۰ سال گذشته جمعیت حاشیه دریاچه ارومیه۲.۵ برابر شده است. اراضی کشاورزی نیز از ۱۵۰ هزار هکتار به ۴۱۵ هزار هکتار افزایش یافته و مصرف آب در این منطقه، از ۱.۸ میلیارد متر مکعب به ۵.۵ میلیارد متر مکعب رسیده است. توسعه کشت یونجه، علوفه و محصولاتی که نیاز به آب زیاد دارند، مصرف این ماده حیاتی در منطقه را افزایش داده و به تدریج از سهم آب دریاچه کاسته است.

همه این عوامل سبب شده، دریاچه ارومیه که به چشم ایران معروف است، بمیرد! آنچه امروز مسلم شده این است که برای نجات این دریاچه طرح های مقطعی و سطحی همچون بارورسازی ابرها پاسخگو نیست. بلکه در این زمینه به عزمی ملی نیاز داریم. چنانکه کارشناسان می گویند معیشت مردم منطقه باید تغییر کند. شغل جایگزین برای آنها تعریف شود. روش های آبیاری عوض شود و بسیاری مسایل دیگر که نیاز به صرف هزینه های هنگفت، برنامه های جدی و مدیریتی قاطع دارد.

انتقال آب به دریاچه ارومیه به هیچ وجه راهکار مناسبی برای نجات این دریاچه نیست، چرا که همان اندک آب شیرین قابل شرب سرزمین خشکی مانند ایران را از دسترس خارج می کند. باید برنامه های جدی تری برای نجات این دریاچه داشت. متاسفانه سفره آبهای زیرزمینی حوضه آبخیز ارومیه در حال شور شدن هستند در نتیجه به تدریج جمعیت ساکن در این منطقه مجبور به مهاجرت شده اند و چنانچه دریاچه خشک شود سونامی نمک حاصل از دریاچه ارومیه بخش هایی وسیعی از ایران و تا کویر مرکزی را در خواهد نوردید و مخاطرات باد همراه با نمک، به مراتب وحشتناک تر از گرد و غبارهای عادی خواهد بود.بنابراین به نظر می رسد کاندیداهای ریاست جمهوری به جای شعارهای بدون پشتوانه، باید به فکر راهکاری عملی و نه شعار گونه برای نجات حیات ایران در آینده و جبران خسارات وارده به دلیل سیاست های غلط توسعه ای در سال های اخیر باشند نه اینکه برای جلب آرای مردم منطقه به راهکارهای غیر عملی و بعضاً خطرآفرین متوسل بشوند.