به گزارش افکارنیوز، هنگامی که دو نفر زندگی مشترک را آغاز می کنند ممکن است به علت سوابق رشدی و شخصیتی و منش های ویژه ای که دارند دچار تعارضاتی شوند. این تعارض ها در اثر نارضایتی ها، ناامیدی ها، یا کشمکش ها و عدم توافق ها ایجاد می شوند و برای رفع آنها باید برای هر فرد بر اساس تحصیلات، فرهنگ، هوش، توانایی های خاص و…جلسات مشاوره برگزار شود و ارتباط و مشاوره آن فرد باید بر اساس هوشمندی های او طرح ریزی شود تا انگیزه ای برای تغییر در او بوجود بیاید.

تعارضات زندگی زناشویی در سه سطح بوجود می آیند. در اولین سطح، عوامل شخصی که شامل رابطه جنسی، عشق و علاقه، افکار و احساسات است. سطح دوم عوامل اجتماعی است که شامل باورها و رسوم و سنت ها می باشد و سطح سوم، عوامل رابطه ای که به بررسی تعاملات زن و شوهر در درون یک بافت اجتماعی - فرهنگی وسیع تر می پردازد.

در تحولات زندگی مشترک، انتقاد به جا در زمان مناسب همیشه سازنده است، اما جبهه گیری و سکوت طولانی هر دو ضربه زننده هستند. جبهه گیری زندگی را به صحنه نبردی پرتلاطم تبدیل می کند. سکوت، پیش آگهی جنگی سرد و طولانی است. زندگی سرشار از بحران طلب می کند که همسران دور از چشم فرزندان و در زمان های آرامش و مناسب اعتراضات خود را بیان کنند و پاسخ منطقی آن را بگیرند.

اگر شروع زندگی بر اساس منطق باشد اینگونه اعتراضات از عناصر سازنده زندگی مشترک هستند و الزاما مخرب نیستند و تاثیر آنها تنها به شخصیت طرف مقابل بر می گردد که تا چه حد انتقاد پذیر است. ما باید دلایل طرف مقابل را نیز بشنویم، این یکی از الزامات مطرح کردن خواسته های خود به طور مستقیم است. در این گونه موارد باید کوشش کرد که اختلافات را در خدمت ازدواج در آورد و روش های اصولی حل اختلاف را فرا گرفت.

زن و شوهر باید به حرف های یکدیگر گوش دهند و منظور یکدیگر را درک کنند. اختلافات را دقیق و روشن کرده در مورد آنها توافق کنند. نگرش دادن و بده و بستان، تصمیم گیری را ساده می کند.

البته زندگی مشترک باید همراه با تفاهم و گذشت باشد، چون اساسا در شروع زندگی مشترک با فردی کاملا غریب که شخصیتی ویژه و شاید متفاوت از ما دارد و برخاسته از خانواده ای کاملا متفاوت است، حتما خواسته هایی وجود دارند که به طور کامل بر آورده نمی شوند. به این دلیل سنگ زیرین آسیاب بودن خود نوعی فداکاری محسوب می شود و باید خواسته ها را آنچنان تنزل داد تا زندگی مشترک پایدارتر بماند و این بستگی به بلوغ فکری و شخصیتی طرف مقابل دارد که از این پدیده سوء استفاده نکند و باعثتوقعات غیر عادی درآینده نشود. انتقاد از همسر باید هنرمندانه و با ظرافت همراه باشد و در موقعیت مناسب بیان گردد.

تعریف دیگر زندگی مشترک، توافق جهت تحمل یکدیگر و فداکاری و گذشت است؛ و در اصل تحمل مسیری ناهموار، مسیری پر از ابهام و فراز و نشیب، مسیری مملو از بدست آوردن و از دست دادن، مسیری از میان ناملایمات و انتظارات، قبول مسئولیت ها، شناسایی احساسات و برخورد فرهنگ هاست.

تحمل و فداکاری زاییده زندگی انسانی است و تا زمانی که تداوم زندگی مشترک طلب می کند هیچ گاه نباید از این دو پدیده دریغ کرد. هر دو پدیده حتما رضایت روحی و روانی زوجین را بر آورده خواهند کرد، به شرطی که دوطرف این رابطه دو انسان فهیم باشند.

اگر معايب و مشكلات گريبانگير هر دو طرف در زندگي مشترك باشد، هر دو يكسان آسيب مي بينند و هر دو يكسان در جهت رفع آن آگاهانه تلاش مي كنند، مي توانند آن را تحمل كنند ولي در صورتي كه اين معايب و مشكلات زاييده يك طرف مخاصمه باشد و هيچ گونه تلاشي در جهت بهسازي و رفع آن مشاهده نشود، چون كنار آمدن با آن سخت مي شود و تحمل هم حد و ميزان خاصي دارد. فرار از تنش شايد ظاهرا و براي مدت كوتاهي، نوعي مقابله موثر باشد، ولي ادامه آن براي مدت نامحدود قابل تحمل نيست.