به گزارش افکارنیوز، استرس یکی از پیامدهای ناگوار زندگی امروز است، اما نکته مهمی که در این باره باید دانست نوع واکنش متفاوت مرد و زن به استرس است، امری که اگر بدانیم ما را در برخورد درست با افراد تحت استرس به ویژه در محیط خانه یاری می کند. در این مطلب قصد داریم به بررسی واکنش مردها به استرس بپردازیم.

نکته اول در این مورد این است که اغلب مردها در معرض استرس در خود فرو می روند، سکوت می کنند و بی احساس می شوند تا مسئله را خود به شکلی حل کنند. حتی اگر جنبه های زنانه مرد در طی زمان رشد زیاد کرده باشد وقتی زیر فشار قرار بگیرد عقب می کشد تا مشکل پیش آمده را بررسی کند. در این زمان تمام هوشیاری او منقبض می شود و او ذهنش به موضوعی متمرکز می گردد.

از آنجا که طبیعت اصلی مرد، مردانه و مذکر است، برای مبارزه با استرس به این نیاز دارد که خود را از معرکه عقب بکشد و مدتی را به تنهایی بگذارند. این خود را به عقب کشیدن قدرت مردانه او را تشدید و تقویت می کند این زمان مناسبی برای رسیدگی به واکنشهای عاطفی و احساسی نیست. اغلب مردها در برخورد با استرس ابتدا با احساسات خود قطع رابطه می کنند تا بتوانند به طورعینی و منطقی با مسئله پیش آمده برخورد کنند.

زنها از این رفتار مردها به هراس می افتند، زیرا اگر قرار باشد زنی با احساسات خود قطع رابطه کند باید به قدری ناراحت باشد که بخواهد کسی را رد کند اما این موضوع در مورد مردها صدق نمی کند در حالی که مردها خودبه خود در واکنش به استرس با احساسات خود قطع رابطه می کنند، زنها با تصمیم آگاهانه خود به این کار تن می دهند.

مرد توانایی آن را دارد که در لحظه ای در خود فرو برود و سکوت اختیار کند، اما زن به تدریج در خود فرو می رود و با احساساتش قطع رابطه می کند. برای زن کشیدن حصار به دور خود یک فرآیند تدریجی است، باید آجر روی آجر برود تا دیوارکشیده شود. وقتی سرانجام این دیوار کشیده می شود زن تصمیم می گیرد که برای حراست از خود در پس این دیوار جبهه بگیرد و سکوت اختیار کند. درست همانطور که مرد در لحظه ای می تواند در خود فرو رود و سکوت کامل اختیار کند به همین شکل می تواند در لحظه ای از این حال خارج شود.

اغلب اوقات وقتی زنی می بیند که شوهرش به این سرعت به حال عادی بر می گردد اعتمادش را به او از دست می دهد. زن فرض می کند که شوهرش تظاهر به بهبودی می کند تا جایی که به زنها مربوط می شود آنها هرگز نمی توانند به این سرعت در خود فرو بروند و به همین سرعت از آن حالت خارج شوند.

اگر زنی بخواهد با دخالت خود شوهرش را ازحالت سکوت بیرون بیاورد بعد تاریک او را تحریک می کند. سوال از مرد که او را چه می شود و چه احساسی دارد، دعوت از گرفتاری است. وقتی مردی ناراحت است طبیعتا می خواهد به غار تنهایی پناه برد تا آنجا خونسردی خود را باز یابد و بتواند با مشکل پیش آمده برخورد کند.

این نکته حائز اهمیت است که مردها وقتی که می خواهند در خود فرو روند و سکووت اختیار کنند موضوع را با زنشان در میان بگذارند. به او بگویند مدتی وقت می خواهم تا فکر کنم. کمی دیرتر بر می گردم و با تو حرف می زنم. در شروع رعایت این برنامه کافی است مرد به زنش بگوید می خواهم کمی فکر کنم، اما زود بر می گردم. وقتی مردها متعادل تر می شوند برای آنها صحبت درباره اینکه از چه موضوعی ناراحت بودند ساده تر می شود.

وقتی مرد از دنیای سکوت و تنهایی باز می گردد ممکن است حرفی برای گفتن نداشته باشد، زیرا ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که دلیل و موضوعی برای ناراحت شدن وجود نداشته است. او ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که واکنش بی تناسب نشان داده، ممکن است به اشتباه موضوعی را مسئله در نظر گرفته باشد و حالا احساس کند که همه چیز در شرایط خیر و خوشی است.

در اغلب موارد وقتی مرد از سکوت و انزوا خارج می شود و می گوید که همه چیز خوب و عالی است، بهتر است زنش به این گفته او اطمینان کند و در شرایط آرام قرار بگیرد. وقتی مردی استرس را تجربه می کند سعی می کند با خویش واقعی خود در تماس شود و به تعادل برسد.