محسن پیرهادی از کاندیداهای شورای اسلامی شهر تهران در مصاحبه ای با سایت مناظره به تشریح انگیزه های خود از شرکت در انتخابات شورای شهر پرداخت.

انگیزه شخصی شما برای کاندیداتوری در این زمینه چیست؟

بحثشوراها بر کسی پوشیده نیست مسئله ای است که نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت به اجرای آن درقالب شوراهای شهر و روستا ایفای نقش می کرد و این موضوع پس از اتمام سه دوره، در دوره چهارم مقدمات آن در حال برگزاری است. داشتن سابقه کار در زمینه مدیریت شهری و مطالعاتی هر چند ناچیز در زمینه مسائل اجتماعی انگیزه ورود من به انتخابات این دوره شوراها شد. بنده در مدت حضور در مجموعه شهرداری تهران مسئولیت فرهنگی اجتماعی دو منطقه ۳ و ۷ را داشتم که به نوعی در زمینه فعالیت های اجتماعی مشغول به کار بودم. به مدت یک سال نیز مسئولین بسیج سازمان شهرداری تهران را بر عهده داشتم.

در کنار اینها می توان از فرصت های موجود در شهرداری تهران برای فعالیت هایمان استفاده کنیم. این ها انگیزه ای شد تا این هدف را دنبال کنم. مسئله شورایاری ها را لمس کرده بودیم، چرا که مسئولیت هماهنگی شورایاری ها و پیگیری خواسته های آنها برعهده معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران بود. مجموع این ها و کارکردی که خود شورای شهر تهران دارد، دلایلی شد تا در انتخابات شوراها حضور پیدا کنم.

البته لازم به ذکر است که برای شورای شهر تهران کارکرد بالاتری می بینیم و شوای شهر تهران را مجموعه ای وسیع تر از شورای شهر شهرداری تهران می دانیم. در حال حاضر آنچه که مردم از محصول شورای شهر مشاهده می کنند یک فعالیت شهرداری است اما طبق قانون شورای شهر، کار نظارت و هماهنگی همه دستگاه هایی که می خواهند خدمات رسانی کنند و مردم با آنها داد و ستد دارند، با مجموعه شورای شهر تهران است که هنوز این مورد تحقق پیدا نکرده اما بعد از تحقق این موضوع، از سویی مردم به نوعی خدمات بهتری دریافت می کنند و از سوی دیگر شاهد کاهش هزینه ها خواهیم بود.

عملکرد فعلی شوراها را به چه نحوی ارزیابی می کنید؟
در حوزه تهران که مطالعات بیشتری نیز انجام شده است، در این سه دوره، ثابت شده است که مباحثمردم سالاری دینی و دموکراسی برای پخته شدن و نشان دادن کارکرد اصلی خود احتیاج به زمان دارد هر چند مشارکت اجتماعی در ایران ظرایفی دارد که باید نگاه دینی در آن حاکم باشد. آنچه که برای من مهم است این است که تقریبا در دوره گذشته تعادل متناسبی در بین اعضای شورای شهر تهران وجود داشته است و به نوعی توانستیم خروجی خوبی را بگیریم اما با این حال از تمام ظرفیت های شورا استفاده نشده است؛ چرا که شورا وظایف گسترده تری را می تواند دنبال کند.

به عقیده من کارنامه شوراها کارنامه قابل قبول و بسیار خوبی است اما با این وجود برایرسیدن به نقطه اوج خود جای کار زیاد دارد.

ارتباط عملکرد دولت ها با شوراها تا چه اندازه بوده است؟
طبق اطلاعات موجود در این زمینه در شهرستان ها نسبت به تهران موفق تر بوده اند. تهران در دوره گذشته به واسطه رقابت های سیاسی، خدمات رسانی کمی دچار مشکل شده است. یعنی اختلاف بین بودجه حمل و نقل عمومی آفتی بود که نباید به نوعی اختلاف سلیقه ها در حوزه سیاسی کاری انجام دهیم که منافع مردم به خطر بیفتد. به عقیده من، در تعاملی که باید برقرار می شد نکته منفی این بود که بودجه ای که دولت باید به شهرداری تهران کمک می کرد(هرچند که دولتی ها نیز مدعی هستند این بودجه را پرداخت کرده اند) ریشه این اختلاف، یک ریشه سیاسی بود اما می شد بهتر عمل کرد تا هزینه های شهر تهران کاهش یابد و خدمات رسانی نیز بهتر شود.

به نظر شما شوراها باید به صورت حزبی باشد یا می تواند نقش دیگری نیز داشته باشد؟
در حال حاضر آنچه که در حال انجام است خیلی حزبی نیست و نمی توان برچسب فعالیت حزبی به آن زد اما در عمل این اتفاق در حال رخ دادن است. آدم ها با گرایش های مختلف هستند که مردم و حامیانشان آنها را منتسب به جریانی خاص می کنند اما مطلوب تصمیم گیری ها این بوده که تصمیمات گرفته شده در شورای شهر خارج از سلیقه های سیاسی اتفاق افتاده است. نکته مثبت حزبی بودن این است که اگر گروهی یا حزبی بتواند سکان شورای شهر را در اختیار بگیرد به طور قطع در انتخاب شهردار که از تصمیمات مهم و اساسی شوراست، نقش بهتری ایفا خواهد کرد؛ چرا که از اختلاف سیاسی خارج خواهند شد و مردم نیز نسبت به کارنامه آن حزب تصمیمات درستی را در آینده می گیرند. در حقیقت کارنامه قابل قبول یا غیرقابل قبولی را به آن حزب نسبت به اداره شهر خود می دهند.

اما به عقیده من حوزه شورای شهر سیاسی نیست و باید از مباحثسیاسی آن را خارج کرد. یعنی اداره شهر تهران اکثرا موضوعات اجتماعی و خدماتی را شامل می شود که نسبت به این موضوع نیاز به کارشناسان خوبی داریم.

در یک تلقی شورای شهر سکویی شده است برای رسیدن به جریانات یا پست های سیاسی که این موضوع برای شهر تهران مشهود است
من به شوخی به یکی از دوستان می گفتم که اگر من جای اعضای شورای شهر تهران باشم، تعهدی از شهردار تهران می گرفتم که در ده سال آینده فکر رییس جمهور شدن نکند.(البته این موضوع آفت است).
اگر بتوانیم اطلاع رسانی خوبی داشته باشیم و مردم را آگاه کنیم که اگر شورای شهر حتی در صورتی که سکوی پرتاب باشد اما درونش کار انجام شود یعنی در شورای شهر، شهرداری را انتخاب کنیم که با کار خودش و با خروجی خود بتواند سکوی بالاتری را بگیرد هیچ ایرادی ندارد. این نگاه غلطی است که در جامعه بگوییم فلانی خوب کار می کند تا جایگاه بالاتری را به دست آورد. حتی اگر از منظر دنیایی هم نگاه کنیم، اگر کسی خدمتی کرد و ما بخواهیم مزد بیشتری به او بدهیم هیچ ایرادی ندارد که فرصت بهتری را به او بدهیم؛ چرا که این آدم خودش تلاش کرده است، زحمت کشیده و خدمات خوبی را نیز ارائه کرده است، اما حقه بازی نکرده است و با کار و تلاش جایگاه بهتری را به دست آورده است و ما حتی باید خوشحال نیز باشیم که انشاء الله در نقطه بالاتر نیز آن خدمات را ارائه کند.

شوراها تاکنون، چه قدر توانسته اند جایگاه خود را حفظ کنند؟
شوراها در بعد نظارت و برنامه ریزی که به عقیده من وظایف اصلی آنهاست باید بیشتر ورود کنند و حتی نقشی را ایفا کنند که اگر اختلافی بین شهرداری و دولت پیش آمد، به عنوان تسهیل کننده وارد شده و نگذارد اختلاف بالا بگیرد. چرا که هم دولت و هم شورای شهر منتخبین مردم هستند و باید در این زمینه هماهنگی ایجاد کند تا در خدمت به مردم وقفه ای رخ ندهد. اما به نظر من برآیند کار شوراها در مجموع مثبت است و در مجموع که نگاه می کنیم برآیند کار در شهر تهران با توجه به سابق کم شوراها برآیند مثبت است. در حوزه دموکراسی و مردم سالاری عقیده مان این است که کشورهای دیگر با سابقه ۲۰۰تا ۳۰۰ ساله خود را در معرض آزمایش گذاشته اند اما ما در وضعیتی ۱۰۰ ساله و در جمهوری اسلامی در وضعیتی ۱۵ تا ۲۰ ساله ای که در شوراها ورود کرده ایم خود را محک می زنیم نسبت به این چندسال محدود در مجموع برآیند مثبتی داشته ایم.

در واقع به نظر شما استاندار، فرماندار و بخشدار موظفند تا دستورات شورها عملیاتی شود؟
موظف نیستند اما طبق قانون مصوبات شورا باید به تایید فرمانداری که به نوعی نماینده وزارت کشور است برسد و تاییدیه آن را برای اجرای آن در شهرداری داشته باشد. اما باید هماهنگی وجود داشته باشد. شورای شهر نمایندگان مستقیم مردمند اگر مصوبه ای را دارند به نمایندگی از مردم دارند و با نگاه مثبت و نه نگاه سیاسی باید با موضوع برخورد شود. اگر این اتفاق بیفتد خدمات بهتری را می توان ارائه کرد.

کلید واژه باید این باشد که مردم دنبال خدماتند، مردم می خواهند نیازهایشان برطرف شود. ما باید نیازهای مطابق با قانون و دین و ارزش و همچنین نیازهای مادی آنها را نسبت به شهر باید به ارزان ترین و بهترین نحو برای آنها فراهم کنیم. مه دستگاه ها باید کمک کنند تا این اتفاق بیفتد و اگر در این بین به دنبال رقابت های سیاسی باشیم به بیراهه رفته ایم.

در بیانات اخیر مقام معظم رهبری تاکید شد که جایگاه شوراها جایگاه ویژه ایست و نباید مورد غفلت واقع شود. در این زمینه چه پیشرفت هایی داشته ایم؟
همزمانی انتخابات شوراها با انتخابات ریاست جمهوری در این دوره دارای نقاط مثبت و منفی است. سایه ریاست جمهوری در این دوره سنگین است. گرچه در دوره های پیشین رقابت های ریاست جمهوری رقابت پرشوری بوده است اما این دوره با توجه به مقدماتی که در آن شاهدیم پرشورتر است. شوراها نیز از این بعد که قرار است که درروستاهای کل کش. ر نیز شوراها را تعیین کنند حائز اهمیت است.
این اتفاق باید بهترین نحو بیفتد. ما انتخابات ریاست جمهوری را انتخاب جامعی می دانیم، اقدامی که مردم بیشتر از منظر سیاسی به جنس فعالیت هایش نگاه می کنند. نمی توان گفت که در هم زمانی این نوع انتخابات با شوراها که بیشتر جنس فعالیت هایش، از جنس اجتماعی است سایه فضای سیاسی بر فضای اجتماعی سنگینی نکند؛ چرا که قطعا سنگینی می کند اما اگر بتوانیم آن را کاهش دهیم به نفعمان هست. شوراها به نوعی تمرین است. در مدارس نیز انتخابات داریم مثل شهردار مدرس] مجلس دانش آموزی و …

شوراها قدری اجرایی تر است یعنی مردم با انتخاب شورای شهر ثمره اش را در سیاست ها می بینند و به مجلس که می رسیم اوضاع جدی تر می شود و ریاست جمهوری نیز به نوعی دیگر. این موضوع نباید کمرنگ شود. فرایندی کسی که می خواهد عضو شورای شهر و روستا شود راحت تر است و زودتر می تواند ایده ها و باورها را پیاده کند و هر چه قدر بتوان آن را پرشورتر کنیم مهم تر است و مردم باید حوصله کنند. به عنوان مثال تهران که در سال جاری ظرفیت تعداد اعضای شورای شهرش به ۳۱نفر رسیده است، باید حوصله کرده تا زمانی را که از پایگاه های اخذ رای می گذارند کامل نوشته تا کسانی که به دنبال ورود به شورای شهر هستند منتخب مردم باشند.

عملکردی که سایر استان ها داشتند، شما ارزیابی کرده اید؟
ما مطالعات کلی را که از جراید و رسانه های آنها به دستآورده ایم، داشتیم ولی درمورد تهران این موضوع به صورت تخصصی تر انجام شده است.

شما چه ویژگی هایی را در خودتان دیده اید که می خواهید به این عرصه وارد شوید؟
بنده در حدود ۱۲ سال است کار فرهنگی اجتماعی انجام می دهم و مدت ۸ سال است که در شهرداری تهران مشغول به فعالیت هستم. به نوعی فعالیت در شهر تران را به صورت محدود می شناسم. فکر می کنم با توجه به اینکه من سابقه کار در شهرداری را دارم ایده های مختلفی دارم که می توان آنها را پیاده کرد. نکته ای که وجود دارد این است که امثال ما که جوانتر هستیم، با داشتن انرژی بیشتر، می توانیم پرکار ترباشیم. شهرداری تهران نیز این موضوع را می طلبد. ما در دهه گذشته توسعه شهر تهران بسیار خوب بوده است و به عقیده من مدیریت شهر تهران در این مدت جزء مدیریت های موفق کشور بوده است، به همین علت کسانی را می طلبد تا این قطار پرشتاب و پرکار متوقف نشود، چرا که مردم خود را با این ریتم یعنی ریتم پرکاری، سازندگی، ساخت و اقدامات فرهنگی و اجتماعی تنظیم کرده اند. هرچه قدر بتوانیم اینها را متناسب با نیاز مردم و باورها توسعه دهیم بهتر است.

ما دوستانی را که کمی مطالعه و تجربه داشته اند، به ذهنمان رسید می توانیم در مجموعه شهرداری تهران با توجه به اینکه در شهرداری تهران چه در منطقه و چه در ستاد تجربه داشته ایم قدری موثر باشیم. انشاء الله بتوانیم توفیق خدمت داشته باشیم و اوضاع را یک گام به جلو ببریم.

در آخرین پست سازمانی که شما مشغول به فعالیت بودید، سازمان بسیج شهرداری بوده است. از چه سالی شما این سمت را تقبل کرده اید؟
من در حدود یک سال. البته سابقه عضویت دربسیج شهرداری را نیز دارم اما به عنوان مسئول سازمان بیش از یک سال مسئولیت داشتم اما به واسطه کار ستادی که دنبال کردیم، بسیج شهرداری تهران با جاهای دیگر متفاوت است. در این یک سال گذشته یکی از فعالیت های ارزشی که مردم تهران شاهد آن بودند، این بود که تمثال شهدا را در ورودی معابر تهران نصب کردیم؛ در حال حاضر شما در ورودی معابر تهران تمثال مبارک شهدا را در کنار جمله ای از حضرت امام خمینی(ره)، حضرت آقا یا وصیت نامه شهید می بینید تا نسل سوم یا چهارم انقلاب ببینند و آنها را بشناسند. بسیج شهرداری همچنین مرکز آموزشی را نیز راه اندازی کرد که نزدیک به ۱۰۰۰نفر را به عنوان مربی آموزش دادیم. ۴۰۰نفر مربیان طرح بینش مطهر ما بودند تا بتوانند در مراکز فرهنگی اجتماعی شهر آثار شهید مطهری را توضیح داده و تدریس کنند.

در بخش فضای مجازی نیز، ما توانستیم ۶۰۰نفر را آموزش دهیم تا درفضای مجازی راهبر افراد دیگر باشند تا از این طریق ارزش های ایران اسلامی را انتشار دهند. هر دو هفته یک بار در حوزه کارهای ارزشی در زمینه تبلیغات شهری و محیطی از آیات قرآن، احادیثو تمثال مبارک شهدا استفاده می کنیم در قالب جمله ای اثرگذار.

همچنین سعی شده در روزهای ملی مثل ۲۲بهمن یا روز قدس، مجموعه بسیج شهرداری تهران با قدرت ظاهر شود. سعی شده است تا این موارد دنبال شود. در زمینه جذب نیز تلاش های ما به همین صورت است. امروزه شهرداری تهران ۷۰هزار نیرو دارد که ۴۱هزار نفر آنها عضو بسیج شهرداری تهران هستند که این رقم قابل توجهی است. سعی شده است تا در زمینه جذب و ساماندهی نیروها نیز کار کنیم. در حوزه فرهنگ کتابخوانی نیز گام هایی برداشته شده است. سعی بر این است تا کتاب های مطلوب را منتشر و توزیع کرده و با تخفیف با توجه به وضعیت اقتصادی کنونی در اختیار علاقه مندان قرار دهیم. این ها مجموعه اقداماتی بود که به نوعی خودمان دنبال کردیم. سری دیگر اقدامات بین بخشی بوده است یعنی هماهنگی و تسهیل گری برای کسانی که به دنبال انجام فعالیت های ارزشی در سطح تهران هستند. درواقع هر کسی که مدعی و خواهان انجام فعالیت ارزشی در سطح پایتخت هستند سعی شده است تا امکانات شهرداری ازقبیل بوستان ها یا پارک ها را در اختیارش قرار دهیم.

دو هفته نامه " گلدسته " را در ۷هزار نقطه شهر نصب می کنیم. موضوع این نشریه بیداری اسلامی، فرهنگ اسلامی و سبک زندگی است.

پیگیری این فعالیت ها در حوزه درون سازمانی یا همان ۴۱ هزار عضو است یا خیر؟
بیشتر برای شهروندان است. ما تکلیفی را برای پرسنل خود داریم. درک ما از موضوع مدیریت شهری این است که ما نسبت به تک تک شهروندان تهرانی به واسطه امکانات شهرداری، مسئولیت داریم. به همین علت بسیاری از اقدامات را در حالت طراحی برای شهروندان تهرانی در نظر می گیریم به گونه ای که تمام گروه های سنی را شامل شود.

ارتباط با وزارت آموزش و پرورش چگونه است؟
در این حوزه نیز به طور مثال با این وزارت خانه توافق شده است تا نشریه گلدست در برخی از مدارس توزیع شود. در همه جای دنیا شهرداری ها قدرتمندند و ما اعتقاد داریم مدیریت یکپارچه باید شکل بگیرد که در نتیجه آن، کاهش هزینه ها اتفاق بیفتد و خدمات بهتری ارائه شود.

مدیریت یکپارچه شهری چند درصد محقق شده است؟
درصد خاصی را نمی توان بیان کرد اما خیلی جای کار داریم. شهرداری تهران از بودجه عمومی کشور بهره ای نمی برد به جز حوزه حمل و نقل که طبق قانون دولت موظف است ۵۰درصد از هزینه های حمل و نقل عمومی را دولت باید تقبل کند. من به عنوان کارشناس نیز این بحثرا قبول ندارم. درست است که شهرداری های ثروتمند و درآمدزا هستند اما این درآمدها پایدار نیست و از محل درآمدهایی نظیر تراکم و ساخت و ساز و … است و شاید تنها ۳۰ تا ۴۰ درصد ناشی از عوارض پسماند و نوسازی است.

به نظر من باید دولت قدری از بودجه شهرداری را تامین کند تا فشار شهرداری بر مردم کمتر شود. ما در همه جا نگاه دولتی داریم اما به شهرداری که می رسد می گویند نه! شاید بخشی از افزایش قیمت مسکن نیز به همین موضوع بر می گردد. دلیلی ندارد ما به هرشکلی درآمد کسب کنیم تا اتوبان بسازیم بلکه باید بخشی را دولت تقبل کند تا ازفشار روی مردم کاسته شود.

در کدام منطقه شهرداری ساکن هستید؟
من به تازگی در منطقه ۶ ساکن شدم ولی بیشتر در منطقه ۷ بودم. وقتی هم که به دنیا آمدم منطقه ۱۴ بودم.

تا خیابان بهشت را با اتومبیل شخصی می رفتید یا عمومی؟
اگر نخواهم شعار بدهم، عموما با وسیله شخصی رفتم ولی در مسافت های طولانی از مترو استفاده کردم.

مصاحبه را اینجا ببینید