به گزارش افکارنیوز، زمانی که من کار بازیگری را شروع کردم، هنرمندان عاشق کارشان بودند و با درامد حداقلی سعی می کردند در خدمت مردم هنر دوست باشند. آن موقع هیچ کدام از هنرمندان به فکر مادیات نبودند و فعالیت در تئاتر را کاری مقدس می دانستند.

در جوانی به موفقیت رسیدم

من اولین بازیگر ایرانی هستم که ۷۰ سال پیش در هشت سالگی نقش دشواری مثل کوزت را بازی کردم. پدرم عبدالله رنجبر از بنیانگذاران تئاتر بندرانزلی بود و علاوه بر این مادرم خیرالنساء رنجبر و خواهرانم همگی نیز، از هنرمندان تئاتر بودند، که متاسفانه تمام آنها درگذشته اند و من تنها بازمانده آن خانواده ام.

پدرم چون پیرو خط مشی سیاسی خاصی بود، نمایشنامه ای به صحنه برد که به دلیل اجرای همان نمایشنامه توسط سازمان اطلاعات و امنیت وقت به همدان تبعید شد و در طول سال های تبعیدش در همدان نیز مردم آن شهر را با تئاتر آشنا کرد و مدتی بعد که به تهران تبعید شد، شروع به همکاری با تئاتر سعدی و نصر کرد و من نیز که آن موقع ۱۴ سال داشتم در نمایشنامه هایی که پدرم کارگردانی می کرد ایفای نقش می کردم و از ۱۶ سالگی نیز وارد عرصه سینما شدم. در ۱۸ سالگی به توصیه پدرم به استخدام شهرداری درآمدم پدرم عقیده داشت کار هنری یک روز تمام می شود، اما اگر در استخدام دولت باشم، بعدها آب باریکه ای به عنوان حقوق بازنشستگی خواهم داشت و امروز می فهمم پدرم آنچه می گفت واقعیت داشت و اگر امروز حقوق بازنشستگی نداشتم، با سختی های زیادی روبرو می شدم. در کنار کارمند شهرداری بودن در رادیو، تئاتر و سینما فعالیت داشتم. در رادیو کارم را با مرحوم پرویز خطیبی در بخش های نمایشی شروع کردم و بعدها در داستان شب که ساعت ۲۲ پخش می شد و شنوندگان زیادی داشت با زنده یادان صادق بهرامی، نصرت الله محتشم و… ادامه دادم. عمر فعالیت من در رادیو بیش از دو سال استمرار نداشت و زمانی که در سینما به شهرت رسیدم زمان را برای حضور در رادیو کم کم از دست دادم و حتی کمتر به سراغ تئاتر رفتم و بیشتر در سینما فعال بودم.

اولین دستمزدم در سینما

زمانی که من کار بازیگری را شروع کردم، هنرمندان عاشق کارشان بودند و با درامد حداقلی سعی می کردند در خدمت مردم هنر دوست باشند. آن موقع هیچ کدام از هنرمندان به فکر مادیات نبودند و فعالیت در تئاتر را کاری مقدس می دانستند. ما در زمان فعالیت های تئاتری به صورت هفتگی حقوق می گرفتیم و من که هنرپیشه معروفی شده بودم دستمزدم شبی ۱۰ تومان بود و بازیگرانی هم بودند که با چند سال سابقه شبی یک تا چهار تومان حقوق می گرفتند.

بعدها بابت اولین فیلمی که در آن بازی کردم چهار هزار تومان دستمزد گرفتم.

بعد از فوت شوهرم شب ها در تئاتر و سینما فعالیت می کردم و روزها اداره می رفتم و خدا را شکر پسرم موفق شد تحصیلاتش را با موفقیت در انگلستان به پایان برساند و به ایران برگردد.

در طول فعالیت هنری خود، چند نمایشنامه را در تئاتر نصر بازی و کارگردانی کرده ام، سال گذشته در جشنواره سینمای جوان که در اصفهان برگزار گردید تقدیر شدم و فیلمی از زندگی من و خانواده ام به نمایش درآمد. جایزه ای نیز به من دادند که آن را به موزه سینما اهدا کردم.

۳۰۰ شب زیر آسمان شهر

بلندترین کار تلویزیونی من مجموعه «زیر آسمان شهر» به کارگردانی مهران غفوریان بود که به دلیل موفقیت بیش از حدش در ۳۰۰ قسمت ساخته شد و بیش از دو سال و نیم، هر شب از شبکه سوم سیما پخش شد و موفقیت آن مجموعه در زمان پخش به قدری زیاد بود که حتی از کشورهای چین و ژاپن هم تماشاگرانی داشتیم که تلفنی محبت خود را به عوامل مجموعه ابراز می کردند. دستمزد من و زنده یاد کیومرثملک مطیعی برای بازی در آن مجموعه، ماهیانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بود و جالب است بدانید اکثر بازیگران آن مجموعه کارشان گل کرد و در کارهای بعدی کارگردان حضوری موثر داشتند.

زنی که دچار فراموشی شده است

آخرین فیلم سینمایی من، «گناهکاران» به کارگردانی فرامرز قریبیان است که در جشنواره فیلم فجر سال گذشته به نمایش درآمد و از قرار در نوبت اکران همه قرار دارد و به زودی روی پرده سینما می رود. در این فیلم، ایفاگر نقش شخصیتی به نام عمه خانم هستم که عکسی برای او پست می شود و بقیه ماجراهای فیلم در رابطه با آن عکس است. در این فیلم با اکثر بازیگران فیلم از جمله رامبد جوان، نسرین مقانلو، شقایق فراهانی و… رودررویی دارم.
پیش از این هم با فرامرز قریبیان همکاری داشتم و در فیلم سینمایی «مرد بارانی»، به کارگردانی و بازیگری وی ایفاگر نقش مادری بودم که دخترش به قتل می رسد. متاسفانه بعد از بازی در فیلم سینمایی «گناهکاران» مدتی دچار تار دیدن چشم بودم که مشخص شد به دلیل عارضه آب مروارید است. بعد از آن که چشمانم را عمل کردم، هنگامی که دوره نقاهت را می گذراندم، به دعوت شهسواری، بازی در یک فیلم سینمایی را که هنوز نام قطعی آن مشخص نیست، شروع کردم که هنوز به اتمام نرسیده است در این فیلم با حمید لولایی همبازی هستم، لوکیشن های فیلم همگی در شهر لاهیجان است و من ایفاگر نقش زنی هستم که دچار فراموشی شده.

مجله خانواده/ شماره ۴۹۱/ نيمه اول شهريور ماه ۹۲/ گفتگو: ميلاد بلادي/ صفحه ۴۰