به گزارش افکارنیوز، این صفحه ما اختصاص به زوج های هنرمند دارد. وقتی قرار بود برای این شماره گفتگو با زوج هنری را داشته باشم لیست بلند بالایی از هنرمندانی که با یکدیگر ازدواج کردند جلوی چشمم رژه رفت اما با خودم گفتم اگر قرار است یک گفتگوی متفاوت را داشته باشیم بهتر است به سراغ زن و شوهری برویم که از عمر زندگی مشترک شان سال ها گذشته باشد و حرف های زیادی برای گفتن داشته باشند؛ آن قدر زیاد که نشستن و حرف زدن در کنار آنها مانند یک کلاس درس باشد. با ما همراه باشید تا مثل من از شنیدن و خواندن این حرف ها لذت زیادی ببرید.

به نظر شما چرا اکثر زوج های ایرانی با مشکلی به نام خانواده همسر مواجه هستند و دخالت های آنها را باعثاختلاف با همسرشان می دانند، شما به عنوان یک زوج هنرمند که سال ها تجربه زندگی مشترک دارید ریشه این موضوع را در چه می بینید؟


احترام برومند: سوال جالب و البته مهمی را پرسیدید، این موضوعی که شما به آن اشاره کردید ریشه در واقعیت دارد، به راستی بسیاری از زوج هایی که به آنها برخورد می کنم با این مشکل مواجه هستند، برخی از این اختلاف های بی دلیل ریشه در بافت سنتی و نگاهی دارد که ما از گذشته با خود به همراه داشتیم و همواره تصورمان بر این است که خانواده همسرمان قصد دخالت در زندگی ما دارد در حالی که شاید اگر بدون این نگاه و موضع گیری وارد یک رابطه خانوادگی با اقوام همسرمان شویم و آنها را مانند اعضای خانواده مان بپذیریم هیچ گاه با این موضوع و مشکل مواجه نشویم. از طرفی متاسفانه گاهی خانواده های عروس و داماد هم در رفتارهایشان سوءتفاهم ایجاد می کنند که آنها هم باید در این رفتار تجدید نظر کنند.

داوود رشیدی: من و همسرم هیچ وقت روابط این چنینی نداشتیم و همواره خانواده همسرم مانند خانواده خودم بودند به همین دلیل هیچ گاه از این جهت دچار مشکل نشدم. همیشه سعی می کردم برادرهای ایشان را مانند برادر خودم بدانم و با خودم بگویم با ازدواج با همسرم خانواده ام بزرگتر شدند. این نکته مهمی است که شما از ابتدا پیش فرضی را نسبت به خانواده همسرتان نداشته باشید، وقتی شما از این دریچه به زندگی نگاه کنید بی شک جلوی بسیاری از مشکلات گرفته می شود.

شما سال هاست که در کنار یکدیگر زندگی می کنید علت خوشبختی تان را در زندگی مشترک در چه می بینید؟

احترام برومند: بی تردید هر زوجی یک موضوع را عامل دوام و بقای رابطه شان می دانند اما آن چیزی که باعثشده ما در زندگی مشترک مان تا به امروز با تکیه بر آن احساس خوشبختی کنیم درک مقابل، دلسوزی و گذشت بوده است.

داوود رشیدی: متاسفانه برخی از زوج های جوان این روزها از گذشت کمتری نسبت به یکدیگر برخوردارند و هیچ یک نمی خواهند برای دوام زندگی شان هم که شده کوتاه بیایند و خب این موضوع باعثمی شود که مسائل کوچک خیلی زود برای آنها تبدیل به موضوعات بزرگ و غیر قابل بخشش شود در حالی که وقتی یک زن و مرد با یکدیگر پیمان زناشویی می بندند باید بدانند که منیت را در همان لحظه باید پشت در گذاشت و به ما تبدیل شد.

احترام برومند: البته این حرف های همسرم به این معنا نیست که همیشه صرفاً یک نفر باید کوتاه بیاید و حقش همواره ضایع شود بلکه به این معناست که زن و شوهر باید برای همه ارزش مضاعفی قائل شوند و با عشق همدیگر را ببخشند و مورد حمایت قرار دهند.

به نظر شما چرا سن ازدواج در طی سال های اخیر بالا رفته است؟

داوود رشیدی: جنس زندگی پسر و دخترهای امروزی و مسائلی مانند کار و تحصیل در مدت اخیر باعثشده است که سن ازدواج کمی بالا برود که البته بخشی از آن قابل توجیه است اما خب متاسفانه گاهی آنها به خاطر مسائل مالی و عواقبی که در جامعه می بینند مانند طلاق و… به طور کل قید ازدواج را می زنند یا در سنین خیلی بالا ازدواج می کنند.

احترام برومند: به غیر از مسائلی که آقای رشیدی به آن اشاره کرد فکر می کنم عامل چشم و همچشمی و تشریفاتی که خانواده ها در مورد ازدواج قائل می شوند، باعثشده است که جوان ها از ازدواج کردن فاصله بگیرند. در این اوضاع گرانی متاسفانه برخی هنوز به دنبال گرفتن مراسم های آنچنانی عروسی هستند و دوست دارند به گران ترین و بهترین آرایشگاه بروند، ‌ در فلان تالار عروسی بگیرند و مهمان های چند صد نفری دعوت کنند در حالی که هیچ گاه یک لباس عروس گران و سفره عقد آنچنانی باعثدوام و خوشبختی زندگی مشترک افراد نمی شود، تنها چیزی که در این میان مهم است عشق و علاقه است به همین جهت اگر ما می خواهیم جوان هایمان خوشبخت شوند باید تغییری در نحوه و شیوه زندگی شان ایجاد کنیم.

بعضی ها معتقدند زندگی مشترک مانند گلی است که باید در هر شرایطی به آن رسیدگی کرد و این موضوع حتی شامل افرادی که سال ها از زندگی شان می گذرد هم می شود.

احترام برومند: به شدت به این موضوع معتقدم چرا که برخی فکر می کنند بعد از گذشت چند سالی از زندگی مشترک شان و بزرگ شدن بچه هایشان دیگر نیازی به توجه به همسرشان وجود ندارد چرا که او هیچ وقت از او جدا نمی شود و یا رابطه شان سرد نمی شود در حالی که بنا به گفته خودتان ازدواج مانند گل و گیاه است و شما همیشه باید به آن رسیدگی کنید.

داوود رشیدی: کاملاً با همسرم موافق هستم.

وقتی برای اولین بار پدر و مادر شدید چه حسی داشتید؟ آیا ورود بچه ها به زندگی شما گرما بخشید؟


داوود رشیدی: اتهامی که طعم شیرین پدر و مادر شدن را چشیدند به خوبی می دانند که تولد فرزندشان تا چه حد باعثگرم شدن زندگی مشترک شان می شود. بی شک بهترین لحظه زندگی من و همسرم تولد دخترم لیلی و پسرم فرهاد است، آنها ثمره عشق در زندگی مشترک مان هستند.
احترام برومند: از نظر من خانواده با حضور فرزندان کامل می شود به همین خاطر حضور بچه ها را گرمابخش زندگی می دانم چون آنها هستند که به زندگی، هدف می دهند و باعثمی شوند با عشق و علاقه با یکدیگر زندگی کرد. از خدا متشکرم که دو فرزند سالم و مهربان به من اعطا کرده است.

این طور که شنیده ام شما صاحب عروس هم هستید به عنوان مادرشوهر و پدرشوهر چطور رفتار می کنید؟


احترام برومند: خوشبختانه ما از بابت عروس و البته داماد شانس آوردیم. عروس من در نوع خودش نمونه است و هیچ وقت رابطه ما رابطه عروس و مادر شوهری نبوده است و یک رابطه مادر و دختری بین ما حاکم بوده است.

داوود رشیدی: فرهنگ خانوادگی در این مسائل خیلی تاثیرگذار است. برای من هیچ وقت بین دخترم و عروسم تفاوتی وجود نداشته است و از این جهت با عروس و البته دامادم رابطه بسیار خوبی دارم.

همکار بودن تان چقدر به تفاهم شما در زندگی مشترک کمک کرد؟


داوود رشیدی: بالاخره زن و شوهرها وقتی با یکدیگر همکار هستند به ویژه در کارهایی مانند ما که در آن هیچ حساب و کتابی وجود ندارد خیلی راحت می توانند همدیگر را درک کنند و جلوی پیشرفت یکدیگر را نگیرند. هر چند که همسرم چند سالی است که فعالیت حرفه ای در زمینه هنری ندارد اما اشرافی که به فضای کاری من دارد باعثشده است که همیشه به من کمک کند.

احترام برومند: وقتی با همسرم آشنا شدم این موضوع را به عنوان یک برگ برنده تلقی می کردم و معتقد بودم همکاری ما باعثمی شود حرف های زیادی برای گفتن داشته باشیم و از نظر ذهنی به همدیگر نزدیک شویم.

خب حالا که حرف به اینجا کشیده شد چطور با یکدیگر ازدوج کردید؟


احترام برومند: ایشان با برادرم دوستی دیرینه ای داشتند و به همین واسطه با یکدیگر آشنا شدیم و بعد از گذشت مدتی متوجه علاقه میان خودمان شدیم و بعد هم که بحثازدواج به میان آمد.

داوود رشیدی: من با همسرم نزدیک به چهارده سال اختلاف سنی دارم اما این موضوع در آن مقطع چندان به چشمم نیامد چون از نظر من ایشان یک خانم تمام عیار بودند و با وجود سن کمی که داشتند به خوبی می توانستند همه مسائل را مورد بحثو حلاجی قرار دهند.

آرامش/ شماره نهم/ نيمه دوم خرداد ماه ۹۲/ نگار حسيني/ صفحه ۱۴