به گزارش افکارنیوز، بهاره کیان افشار یکی از چهره های تازه وارد دنیای بازیگری است که این روزها با سریال «کلاه پهلوی» است که این روزها با سریال «کلاه پهلوی» به شهرت رسیده است. خانم کیان افشار می گوید سنم را نمی گویم چون دوست ندارم مخاطب روی بازی که از من می بیند با توجه به سن و سالم قضاوت داشته باشد. او همچنین می گوید علاقه ای به شهرت ندارد و فکر می کند شهرت زندگی شخصی انسان را تحت شعاع قرار می دهد. وقتی از او می پرسم از بازی در «کلاه پهلوی» راضی هستی یا نه می گوید خودش را عضوی از این سریال می داند و دوستش دارد. بهاره کیان افشار معتقد است دین خود را به تلویزیون ادا کرده است و چیزی حدود یک دهه از عمر خود را صرف بازی در سریال تاریخی «کلاه پهلوی» کرده است، به همین دلیل فعلاً می خواهد روی بازی در سینما متمرکز باشد و البته اگر نقش خوبی در تلویزیون به او پیشنهاد شد، دوباره به قاب جادویی تلویزیون باز می گردد و جلوی دوربین قرار خواهد گرفت. شاید برایتان جالب باشد بدانید که کیان افشار علاقه زیادی به تئاتر دارد و می گوید دوست دارم به عنوان بازیگر شناخته شوم و بین تئاتری ها به عنوان بازیگری که اصول بازیگری را می شناسد، اثبات شوم. آنچه در ادامه می خوانید همه حرف هایی است که بهاره کیان افشار در مورد «کلاه پهلوی» و نگاهش در مورد ادامه راهش بیان کرده است.

پیش از بازی در «کلاه پهلوی» هم سابقه بازیگری داشتید؟


اگر تئاترهای دانش آموزی دوران مدرسه را سابقه به حساب بیاوریم، پیش از این در تمام پایه های تحصیلی در تئاترهای دانش آموزی شرکت می کردم. البته از آنجایی که درسم را در رشته های فنی و مهندسی پیگیری کردم، طبیعتاً شغلی هم که در آن فعالیت می کردم مرتبط به رشته تحصیلی ام است که زیاد هم به دایره هنر و بازیگری مرتبط نیست.

چی شد که به گروه «کلاه پهلوی» پیوستید؟


اواخر سال ۸۳ با پروژه «کلاه پهلوی» آشنا شدم و قرارداد بسم و از سال ۸۵ جلوی دوربین آقای دری قرار گرفتم. در واقع من جزو اولین بازیگران این مجموعه تلویزیونی بودم که قرارداد بستم. به صورت اتفاقی با پروژه کلاه پهلوی آشنا شدم که در نهایت توسط آقای شریفی نیا برای بازی رد «کلاه پهلوی» انتخاب شدم و فرصتی در حدود یک سال و نیم در اختیار داشتم، تا خودم را برای بازی جلوی دوربین آماده شوم.

گفتید اتفاقی با گروه آشنا شدید، این اتفاق چه بود؟


من دوستی دارم به نام خانم «تینا پاکروان» که در تمام دوران تحصیل با هم، هم کلاس بودیم و روی یک نیمکت می نشستیم. در آن برهه زمانی ایشان به عنوان دستیار اول کارگردان و برنامه ریز در پروژه کلاه پهلوی حضور داشتند که توسط ایشان به آریالای شریفی نیا معرفی شدم.

دوستی با تینا پاکروان احتمالاً باعثشده بوده که با سختی های دنیای بازیگری آشنا شوید، از حضور در بازیگری نترسیدید؟


نگاهی که من به بازیگری داشتم، تجربه ای بود که از بازی در تئاترهای دانش آموزی کسب کرده بودم. هیچ وقت بازیگری را به صورت حرفه ای لمس نکرده بودم. هیچ وقت بازیگری را به صورت حرفه ای لمس نکرده بودم. حتی یکی، دو هفته اول هم که جلوی دوربین «کلاه پهلوی» قرار گرفتم ترسی از ورود به دنیای بازیگری نداشتم اما به مرور که کار جلو رفت، فشار و سختی کار تازه برایم نمایان شد. من فارغ از بازیگری، در کار ساخت و ساز هم فعالیت می کنم که در نوع خودش کار سنگینی است و تعداد خانم هایی که در این زمینه فعالیت می کنند خیلی کم و انگشت شمار است. سختی آن کار برای من همیشه قابل قبول بوده و واقعاً خستگی که از این کار حس می کنم با یک درصد از خستگی ناشی از بازی جلوی دوربین هم قابل قیاس نیست. روزهایی که از سر فیلمبرداری به خانه باز می گردم حس می کنم از تک تک سلول های بدنم انرژی گرفته شده است. بازیگری واقعاً کار سختی است.

برای حضور در این سریال صرف حضور آقای دری در مقام کارگردان و اینکه با بازی در سریال او به شهرت می رسید، برایتان کفایت می کرد؟


من همیشه از شهرت واهمه داشتم و دارم. هیچ وقت شهرت و زرق و برقی که همراه با بازیگری است، برایم جذاب نبوده و نیست چون معتقدم شهرت زندگی انسان را به شدت تحت تاثیر خودش قرار می دهد و این اتفاق اصلاً برای من دلپذیر نیست. لحظه ای که در روی صحنه تئاتر مدرسه می رفتم و توجه همه حضار به داستانی که در نمایش اتفاق می افتاد، جلب می شد برایم لذت بخش ترین لحظه زندگی ام بود. تنها دلیلی که باعثمی شود به بازیگری ادامه دهم، آن حس معجزه گری است که وقتی شما یک نقش را ایفا می کنید، در شما به وجود می آید و تنها نکته ای که در بازیگری برایم جذاب است، مسیر آفرینش نقش و توجه مخاطب به نقش آفرینی بازیگر است.

اما این عدم علاقه به شهرت با نفس بازیگری در تضاد است…


واقعاً به شهرت علاقه ای ندارم، اما به هر حال این موضوع وجه گریزناپذیر دنیای بازیگری است و باید با آن کنار آمد. شهرت هیچ وقت دلیل من برای بازیگر شدن نبوده است. بزرگترین دلیل من برای ورود به عرصه بازیگری، بازی روی صحنه تئاتر بوده و هنوز هم بازی در تئاتر برایم بزرگترین جذابیت محسوب می شود.

شما برای اینکه کارتان دیده شود حدود هفت سال صبر کردید، این در حالی است که خیلی از بازیگران جوان با حضور در سریال های روتین خیلی زود دیده می شوند و به شهرت می رسند، در این هفت سال از اینکه پخش سریال به دلایل مختلف به تاخیر می افتاد، دلسرد و خسته نشدید؟


به هر حال این هفت سال گاهی با خستگی و حتی پشیمانی همراه بود، اما اصل کار آنقدر برای من مهم و جذاب بود، که در این هفت سال با آن همراه شدم. یکی از مهمترین دلایلی که باعثشد این کار را با تمام سختی هایش تحمل کنم، داستانی بود که در فیلمنامه «کلاه پهلوی» وجود داشت. قصه این سریال آنقدر جذاب بود که هر وقت خسته می شدم، از آن انرژی می گرفتم. این فیلمنامه یکی از بهترین فیلمنامه هایی است که برای ساخت سریال های تلویزیونی به رشته تحریر درآمده است، البته این نکته را هم باید اضافه کنم که آن چیزی که ساخته شد ۳۰ ۴۰ درصد با چیزی که من در فیلمنامه خواندم متفاوت است.

یعنی «کلاه پهلوی» دچار سانسور شده است؟


نه، سانسور نشده بلکه در طول ساخت بنا به صلاح دید دوستان، قسمت هایی از فیلمنامه تغییر کرده است. یک سری اعمال نظرهایی روی کار شد که باعثتغییر بخش هایی از فیلمنامه شد.

شما از این تغییرات ناراضی هستید؟


نه، ناراضی نیستم. در این هفت سال همانطور که گفتم تنها چیزی که برای ادامه کار به من انرژی می داد، قصه فوق العاده ای بود که در این سریال وجود داشت.

اگر به تئاتر علاقه داشتید چرا بعد از «کلاه پهلوی» وارد سینما شدید؟


برخلاف تصوری که وجود دارد و اکثراً فکر می کنند ورود به سینما کار سختی است، من فکر می کنم ورود به دنیای تئاتر کار مشکل تری است. تصور من این است که تا وقتی انسان خودش را به عنوان یک بازیگر، با انگیزه های واقعی بازیگری به اثبات نرساند، نمی تواند به راحتی وارد تئاتر شود. خوشبختانه امروز تا حدی که می خواهم نزد دوستان تئاتری شناخته شده هستم و این دوستان هم می دانند که من تئاتر را به هر چیز دیگری ترجیح می دهم.

الان که سریال پخش شده، خستگی این هفت سال از تن شما درآمده است؟


نمی توانم بگویم که خستگی کار با پخش سریال از تنم بیرون رفته است. من خودم را یکی از اعضای خانواده «کلاه پهلوی» می دانم. وقتی شما عضوی از یک خانواده هستید، مجموعه آن خانواده برایتان عزیز و دوست داشتنی است و حتی وقتی که یکی از اعضای آن اشتباهی مرتکب می شود، به خاطر علاقه ای که به کلیت خانواده دارید، از آن اشتباه چشم پوشی می کنید. «کلاه پهلوی» بخشی از زندگی من است و به همین دلیل هم قاضی خوبی برای اظهارنظر در مورد آن نیستم. این سریال را دوست دارم چون با لحظه لحظه تولید آن همراه بوده ام و با سختی ها و مشکلاتی که پشت سر گذاشته تا به اینجا رسیده، آشنا هستم.

فکر می کنید استقبال مردم از این سریال، خوب بوده است؟


اطلاع درستی از استقبال عمومی از این سریال ندارم، اما اطرافیانم این سریال را مشتاقانه دنبال می کنند و با علاقه، پیگیر اتفاقاتی که در «کلاه پهلوی» می افتد، هستند. البته گاهی می گویند سریال به قول معروف کش دار است یا گاهی می گویند حرف فلان قسمت سریال را متوجه نشدیم که البته این موضوع به دلیل سانسورهایی است که در بعضی قسمت ها اعمال شده است.

‌ شما بلافاصله بعد از پخش «کلاه پهلوی» وارد سینما شدید، در این مورد برایمان بگویید.


اتفاقاً من معتقدم زود وارد سینما نشدم. شاید جالب باشد بدانید که اولین پیشنهادی که برای بازی در مدیوم سینما داشتم، قبل از مطرح شدن ماجرای حضورم در «کلاه پهلوی» بود. اولین پیشنهاد سینمایی من فیلم «میم مثل مادر» مرحوم ملاقلی پور بود، اما بنا به دلایلی حضورم در این فیلم منتفی شد. در این سال ها پیشنهادات زیادی برای حضور در سینما داشتم که به خاطر حضور در «کلاه پهلوی» حضورم در این فیلم ها میسر نشد.

شما سال گذشته با دو فیلم در جشنواره فجر حضور داشتید، با توجه به پیشنهادات زیادی که وجود داشت، چرا با یک نقش کوتاه در «گناهکاران» وارد سینما شدید و صبر نکردید که با بازی در یک نقش اصلی ورودتان را به سینما اعلام کنید؟


نقشی که من در این فیلم داشتم علی رغم طول کمی که داشت، نقش اصلی «گناهکاران» به حساب می آمد. برای من خیلی مهم بود که بعد از پیشنهادهایی که داشتم و به هر دلیلی نتوانسته بودم در آنها بازی کنم، با کارگردان شاخصی کارم را در سینما شروع کنم و چه کسی بهتر از فرامرز قریبیان؟! وجود و حضور ایشان در مقام کارگردان «گناهکاران» برای پذیرفتن این نقش، برایم کفایت می کرد. برای من مهم بود که برای اولین حضور سینمایی، در کنار چه تیمی و چه کارگردانی کار کنم.

در «هیچ کجا، هیچ کس» با بازیگران مثل رضا کیانیان و مهناز افشار همبازی بودید، در مورد این فیلم برایمان بگویید.


عمده بازی من در این فیلم سینمایی با آقای فروتن و آقای ابر بود. سابقه آشنایی من و آقای صابر ابر به فیلم «دایره زنگی» باز می گردد که البته حضورم در این فیلم هم میسر نشد. آقای فروتن هم شخصیت بسیار آرام و قابل احترامی داشتند که همکاری در کنارشان برای من لذت بخش بود.

بهاره کیان افشار قرار است بعد از این فعالیتش را در سینما ادامه دهد یا دوباره در تلویزیون حضور خواهد داشت؟


بستگی دارد به نقش هایی که پیشنهاد می شود اما ایده آل خودم این است که به عنوان بازیگر تئاتر شناخته شوم.

و به عنوان آخرین پرسش الان که داریم با هم صحبت می کنیم، دوست دارید چه ژانری از سینما را تجربه کنید؟


خودم علاقه زیادی به تجربه ژانر کمدی دارم. البته کمدی موقعیت طنزی است که مورد علاقه من است و امیدوارم به زودی در این ژانر خودم را محک بزنم.

آرماني/ شماره ۱۵۳ و ۱۵۴/ گفتگو: مصطفي امامي/ صفحه ۵۸