به گزارش افکارنیوز، مجموعه تلویزیونی با توجه به فراگیر بودن این رسانه نقش کلیدی در به شهرت رساندن بازیگران داشته و بازیگران بسیاری را به مخاطبان میلیونی خویش معرفی کرده که بدون شک امین زندگانی یکی از شاخص ترین آنهاست.

زندگانی، ششم مرداد ماه ۱۳۵۱ در تهران و در خانواده ای اهل هنر به دنیا آمد. پدرش(زنده یاد سیاوش زندگانی) از اساتید برجسته موسیقی و از نوازندگان چیره دست ویلن بود. وی پس از پایان تحصیلات متوسطه به دانشکده هنر وارد شده و در رشته نمایش به تحصیل پرداخت و در همان ایام در نمایش های مختلفی ظاهر شد که از بین آنها می توان به «همسرایی مختار» به کارگردانی دکتر محمود عزیزی و «بازی تابلو آخر» و «مرغ دریایی» اثر اکبر زنجانپور اشاره کرد.

زندگانی در ۲۳ سالگی با مجموعه تلویزیونی «وکلای جوان» ساخته بهرام کاظمی مقابل دوربین رفت، مجموعه ای براساس پرونده های واقعی قضایی که در هر قسمت به یکی از آنها پرداخته می شد و چند وکیل جوان وظیفه رسیدگی به آن را برعهده داشتند. زندگانی در یکی از نقش های اصلی حضوری معمولی داشته و اغلب زیر سایه سایر بازیگران به ویژه بازیگران سرشناس میهمان کار قرار می گرفت. این حادثه به شکلی دیگر برای او در مجموعه پربیننده «به سوی افتخار» ساخته سیروس مقدم اتفاق افتاد، مجموعه ای با محوریت فوتبال که برای نخستین بار به تقابل فوتبال آماتوری و حرفه ای نما می پرداخت. ستاره این مجموعه پربازیگر، کسی نبود جز داریوش فرهنگ که در نقش هادی خضوعی بازی خوبی را ارائه داد. البته نمی توان از حضور گرم اکبر عبدی در نقش اثباتی به عنوان ضدقهرمان به سادگی گذشت. حضور کوتاه او در مجموعه پرطرفدار «روزگار جوانی» به خوبی دیده شده و در نقش یک بسیجی زخم خورده از جنگ تحمیلی یک بازی کاملاً رئالیستی را ارائه کرد.

در همان ایام رامبد لطفی برای نخستین ساخته سینمایی خودش امین زندگانی را برای ایفای نقش نخست فیلم انتخاب کرد. «زن شرقی» یکی از ملودرام های خنثی و تاریخ مصرف دار سینمای ایران است که در اکران عمومی با استقبال سرد عموم مواجه شد. وی در این فیلم در برابر مینا لاکانی قرار گرفته و زوج نامتجانسی را تشکیل دادند که بیش از هر چیز به کلیت فیلم لطمه زد.

«بازیگر» ساخته محمدعلی سجادی دیگر تجربه سینمایی زندگانی در دهه ۷۰ است که سرنوشتی بهتر از «زن شرقی» با وجود بهره مندی از بازیگران سرشناس نداشت. بازگشت دوباره زندگانی به تلویزیون با ایفای نقش اول مجموعه تلویزیونی «همسفر» به کارگردانی قاسم جعفری همراه شد.
جعفری که همواره کارهایش در قاب کوچک سیما مورد توجه بینندگان قرار گرفته در «همسفر» به سراغ موضوع تلخ طلاق و تبعات آن رفته و در هر قسمت داستانی مجزا را روایت کرده است. او برای اتصال این قصه ها به یکدیگر از زوج دانشجوی جوان(با بازی امین زندگانی و سمیرا سیاح) بهره گرفته که خود نیز برای آغاز زندگی مشترک شان با مشکلات بسیار دست به گریبان هستند.

چهره معصومانه زندگانی در ایفای هر چه بهتر نقش به کارش آمده و مخاطب را به همذات پنداری با خویش واداشت. البته باید از پارتنر وی(سمیرا سیاح) نیز یاد کرد که نقش مهمی در برجسته تر شدن نقش آفرینی او ایفا کرد. نکته مهمی که در بازی زندگانی به چشم می آید، دوری از بازی های غلوآمیز و تلاش برای زندگی کردن در نقش است. علاوه بر اینها او به واسطه تحصیل در رشته تئاتر و همچنین ایفای نقش در چند نمایش مهم دهه ۷۰، از بیانی مناسب و صدایی تربیت شده برخوردار است که وجه تمایز او با بسیاری از ستارگان سینما و تلویزیون ایران به حساب می آید. «نوعروس» و «طلسم شدگان» از دیگر کارهای تلویزیونی وی به حساب می آید که اولی به واسطه قصه پیش پاافتاده و ساختار نه چندان حرفه ای اش با استقبال مخاطبان مواجه نشد، اما «طلسم شدگان» به کارگردانی داریوش فرهنگ به دلایل گوناگون از موفق ترین مجموعه های سیما در ابتدای دهه ۸۰ به حساب می آید.

این مجموعه درباره دختر جوانی به نام مهشید است که پس از ازدواجی ناموفق با پسری شرور به نام کامران اتفاقی با دکتر نیما آشنا شده و ازدواج می کند، اما حوادثی تلخ زندگی شان را به آشوب می کشاند. فرهنگ با توجه به میمیک چهره زندگانی کاراکتر نیما را به او سپرده و از سابقه ذهنی مخاطب نسبت به او نهایت استفاده را برده است. زندگانی هم فرازونشیب های نقش را با وجود همه کلیشه های دست و پاگیرش خوب از کار درآورده و مخاطب را به همذات پنداری با خود تشویق می کند. البته در بسیاری از لحظات حضور بازیگران خوبی همچون مهدی هاشمی و بیتا فرهی، زندگانی را در سایه قرار داده و نقشش را کمرنگ تر کرده است.

در سال های ابتدایی دهه ۸۰ این بازیگر جوان و تا حدودی محبوب تلویزیون بار دیگر شانس خود را در سینما آزمایش کرد که نتیجه آن چندان امیدوار کننده نبود! «آدمک ها» ساخته علی قوی تن، «شهر آشوب» اثر یدالله صمدی و «من و دبورا» به کارگردانی ضیاءالدین دری فیلم های زندگانی در نیمه اول این دهه بودند که تنها دوتای آن به نمایش عمومی در آمدند.

«آدمک» فیلمی در حوزه اجتماع با سوژه ای نه چندان نو بود که نقش اولش را شهاب حسینی برعهده داشت و زندگانی نقش مکمل را ایفا می کرد. فیلم در اکران عمومی هم با گیشه سردی مواجه شد و به سرعت هم از یاد مخاطبانش رفت.

«شهر آشوب» با پس زمینه تاریخی نخستین تجربه تاریخی زندگانی در سینما به حساب می آید که نه نظر منتقدان را به خود جلب کرد و نه مخاطبان عام را به سالن های سینما کشاند، اما درست در همان سال ها زندگانی با بازی در دو مجموعه تلویزیونی «معصومیت از دست رفته» و «مختارنامه» هر دو به کارگردانی داود میرباقری به اوج شهرت و محبوبیت نزد مخاطبان خود رسید. اولی عاشقانه ای با درون مایه دینی که در آن عشق به شکل های گوناگون به تصویر کشیده شده و تعالی و سقوط انسان را پیش روی مخاطبان قرار داده است.

زندگانی در نقش زید فرزند ماریای نصرانی و شوذب خزانه دار است که در جوانی، به دختر جونان شوذب از همسر یهودی اش(حمیرا) دل بسته و در آخر نیز جانش را در این راه از دست می دهد. وی در این فیلم حضوری کاملاً متقاعد کننده و گاه درخشان داشته است و به خوبی از نگاهش بهره گرفته و بازی در سکوت را به اجرا در آورده است، اما مهمترین نقش کارنامه بازیگری امین زندگانی بدون شک نقش مسلم بن عقیل فرستاده امام حسین(ع) است که نزد مسلمانان همواره جایگاه ویژه ای دارد. معصومیت ذاتی چهره او در اینجا به مدد یک چهره پردازی درخشان به باورپذیرتر شدن نقش کمک شایانی کرده و مخاطب را به همذات پنداری با خویش دعوت می کند. در سکانس درگیری اش با سربازان ابن زیاد در کوفه، که در نهایت به دستگیری اش منتهی می شود، بازی کاملاً متفاوتی را از او شاهدیم که تبحرش در شمشیرزنی را هم به رخ مخاطبانش می کشاند. در آوردن حس مظلومیت مسلم بن عقیل کلیدی ترین نکته این نقش است که زندگانی با مهارت خاصی موفق به انجام آن شده است. برای درک بهتر آن کافی است سکانس به شهادت رسیدنش را بار دیگر مرور کرده و نگاه خیره کننده اش را در آن سکانس به خاطر بیاورید.

«قفسی برای پرواز» ساخته یوسف سید مهدوی با پس زمینه دفاع مقدس، درباره مردم خرمشهر است که پس از حمله عراقی ها از شهر خود کوچ کرده و با مشکلات بسیار مواجه می شوند. زندگانی در نقش جوانی خرمشهری برای ازدواج با دختر همسایه شان به تهران آمده و بازی روان و دلنشینی داشته و لایه های بیرونی نقش را به خوبی به تصویر کشیده است. در این میان تقابل او با عماد(برادر نامزدش) علاوه بر ایجاد تنش در داستان، موقعیت خوبی را در اختیار زندگانی و بابک انصاری برای خلق موقعیت های درخشان قرار داده است.

در سال های پایانی دهه ۸۰ زندگانی بار دیگر شانسش را در سینما آزمایش کرد، که این بار نتیجه خوبی گرفت. «ملک سلیمان» ساخته شهریار بحرانی به عنوان یکی از فیلم های فاخر سینمای ایران، نقش سلیمان نبی را برای زندگانی به ارمغان آورد و او نیز به خوبی از این فرصت برای نمایش توانایی های دیده نشده اش بهره گرفت. بازی درونی او به خوبی با این شخصیت هماهنگ شده و عمق پیدا کرده و مخاطب را به همدلی بیشتر با خود وا می دارد. اوج بازی زندگانی را می توان در صحنه پس از به قتل رسیدن همسرش به دست اجنه ها مشاهده کرد که حس غریبی در آن موج می زند.

«خانواده ارنست» ساخته محسن دامادی از جمله ملودرام های خنثی سینمای ایران است که حضور زندگانی، جمشید مشایخی و لاله اسکندری هم دردی را از آن دوا نکرد و در مواجهه با مخاطب کاملاً شکست خورد.

«گلوگاه شیطان» به کارگردانی حمید بهمنی که در گونه دفاع مقدس ساخته شده، از آن دسته فیلم هایی است که سوژه ای ناب داشته، اما به لحاظ ساختاری لنگ می زند. زندگانی هم در نقش رزمنده ای که برای به دست آوردن عکس های شناسایی گرفته شده توسط خلبان ایرانی به آب و آتش می زند، حضوری گرم و باورپذیر دارد.

«پیشونی سفید» ساخته جواد هاشمی آخرین کار سینمایی امین زندگانی در سینماست که تعلق به سینمای کودک و نوجوان داشته و زندگانی در نخستین تجربه اش در این گونه سینمایی حضوری نسبتاً موفق داشته است.

امین زندگانی که تنها برادرش(امید) هم سابقه ای در بازیگری و اجرای تلویزیونی دارد، سال گذشته با الیکا عبدالرزاقی که با مجموعه «قهوه تلخ» محبوب مخاطبان خود شده بود، ‌ ازدواج کرد.

خانواده جوان/ شماره ۱۹۴/ مرداد ماه ۹۲/ محمد جليلوند/ صفحه ۴۲