به گزارش افکارنیوز، نازنین فراهانی ۱۲ سال پیش با حضور در فیلم سینمایی «زیر پوست شهر» به کارگردانی رخشان بنی اعتماد وارد عرصه بازیگری شد و تا امروز با حضور در ده ها فیلم سینمایی، تلویزیونی، نمایش و تئاتری از خود چهره ای موفق به ثبت رسانده است. از این هنرمند ارزنده چهار فیلم سینمایی و سه تله فیلم آماده اکران و پخش است به همین بهانه با او از کارهای جدیدش جوایزی که تا حالا گرفته و خانه و خانواده اش گفت و شنودی انجام شده که خواندنی است.

نازنین فراهانی در یک نگاه

متولد: ۲۳ خرداد ۱۳۵۲ تهران
تحصیلات: لیسانس علوم ارتباطات شاخه روزنامه نگاری

کارنامه هنری

تئاتر: جنبش انفیه در کلکته به کارگردانی سیروس شاملو ۱۳۷۹، شام آخر ۱۳۸۲، من خیال تو نیستم ۹۲ و…
سینما: زیر پوست شهر، از کنار هم می گذریم، صداها، تهران ساعت ۷ صبح، خانه پدری و دل بی قرار، چهارباندی و مهمونی کامی(آماده اکران) و…
تلویزیون: داستان یک شهر، چراغ جادو

هیچ نگرانی و تردیدی نداشتم


یکی از فیلم های آماده اکران من مهمونی کامی است که توسط یک کارگردان کار اول به نام علی احمدزاده ساخته شده. فیلمنامه مهمونی کامی براساس طرح قصه ای که من نوشته بودم شکل گرفت و در آن ایفاگر نقش اصلی فیلم هستم. مهمونی کامی افکار و رفتار نسل جدید است. نسلی که بیشتر به مسائل پیش و پا افتاده دلخوش است، اما عمق ماجرای فیلم، یعنی شادی آنها، بسیار غمگین و تلخ است و مخاطب دلش می سوزد به حال جوانانی که پوچند.

خیلی ها در بازی کردن در فیلم کارگردان های جوان تردید دارند، اما من به هیچ وجه نگرانی و تردیدی نداشتم، چون از کارگردان مهمونی کامی، چند کار کوتاه با موضوعات مختلف دیده بودم و یقین داشتم کار بلد است و انصافاً هم کارگردانی او در این فیلم عالی بود.

فیلم دیگرم چهارباندی است که در آن ایفاگر کاراکتر زنی دزد به اسم بیتا هستم، زنی که به رغم دزد بودن، آدمی منفی نیست. بیتا دزد طلا و جواهر است و سر دوستش که آنها هم دزد هستند، کلاه می گذارد. کاراکتر یکی از دزدها را نیما شاهرخ شاهی بازی می کند که در انتهای فیلم اتفاقاتی جالب می افتد که مظلومیت بیتا به نوعی نشان داده می شود و…

کاراکترم در چهارباندی را به خاطر هیجان هایش خیلی دوست دارم. ایفای این نقش، برخلاف بقیه کارهایم که درونگرا است، کاملاً برون گرا است و کاراکتری صددرصد متضاد با شخصیت معصومه در خانه پدری دارد.

فیلم سینمایی دل بیقرار هم با حضور من آماده اکران است. در این فیلم با کوروش تهامی و سارا خوئینی ها همبازی هستم و نقش مادری به اسم مریم را ایفا می کنم که دو فرزندش را در زلزله گم کرده و برای یافتن آنها تلاش می کند.

کار با کیانوش عیاری


سخت، اما فوق العاده است. عیاری در طول کار بسیار دقیق بود و تا از پلان سکانسی رضایت کامل پیدا نمی کرد به سراغ پلان بعدی نمی رفت. یکی از ویژگی هایی که عیاری در تمام کارهایش لحاظ کرده است باورپذیری کاراکترهای فیلم در نظر مخاطب است و اگر ذره ای احساس کند بازیگرش کار را با بی حوصلگی دنبال می کند، فوری متوجه می شود و شرایطی برای بازیگر به وجود می آورد تا بازی را به دلخواه او دنبال کند. به عنوان مثال در سکانسی، به من گفت بازی ات در این بخش خیلی خاص است و اگر آن طور که من می خواهم بازی کنی حتماً جایزه خواهی گرفت، هنگام بازی در آن سکانس تمام تمرکزم را به خواسته کارگردان معطوف کردم و وقتی بازی ام تمام شد، خیلی نگران بودم که ناگهان از جا بلند شد و برایم کف زد و آن صحنه برایم بسیار دلچسب و پرخاطره بود ضمن اینکه پلان سکانس هایی هم بود که از حاصل کارم رضایت نداشت و برای جلب رضایت او پلان سکانس مورد نظر دوباره گرفته شد.

کارهایی که آماده پخش است


چند تله فیلم آماده پخش دارم. از جمله تلفن همراه، پلاک ۷ و کوچه پاییز به کارگردانی شهرام شاه حسینی. در تلفن همراه با ارسطو خوش رزم، بهنام تشکر و… بازی دارم. در این تله فیلم، ایفاگر نقش اصلی زن فیلم به نام مهناز هستم که حرفه اش دزدی بسیار مدرن است و بهنام تشکر ایفاگر نقش پلیسی است که مهناز را تعقیب می کند. در تله فیلم کوچه پاییز با احمد ساعتچیان همبازی هستم و حوادثاول انقلاب به تصویر کشیده می شود.

تا حالا کار مصلحتی انجام نداده ام


وقتی می خواستم بازیگری را شروع کنم، خانواده ام به شدت مخالف فعالیت هنری من بودند. من از نوجوانی به حرفه بازیگری خیلی علاقه داشتم و از همان سال ها تا امروز بیننده پروپا قرص فیلم های برتر خودمان در دیگر کشورهای جهان بودم ضمن اینکه از همان دوران عاشق نویسندگی و شاعری بودم. بعد از فارغ التحصیلی در رشته روزنامه نگاری و در مدتی که کار روزنامه نگاری انجام دادم، با عوامل تئاتر و سینما از نزدیک آشنا شدم و یک دوره تخصصی بازیگری پانتومیم زیر نظر سیروس شاملو آرام آرام به سمت بازیگری کشیده شدم. ابتدا فعالیتم را با کارهای تئاتری شروع کردم و با حضور در اولین فیلم سینمایی ام از روزنامه نگاری فاصله گرفتم.

از نظر من، بازیگری مرز ندارد تا زمانی که قادر به بازی باشم در این عرصه خواهم ماند. در دوره نوجوانی، به دوستان و خواهران و برادرانم گفته بودم یک روز بازیگر سینما خواهم شد و امروز خوشحالم که وارد این عرصه شده و بیشتر ایفاگر نقش هایی بوده ام که همه آنها را دوست دارم و در هیچ کاری مصلحتی بازی نکرده ام و در آینده نیز بازی نخواهم کرد.

تازه ترین کارم، خانه پدری است

تمام کارهایی که امضای کیانوش عیاری را دارد، کارهایی فاخر است و طبیعتاً خانه پدری هم از این قاعده مستثنی نبود خانه پدری داستانی به هم پیوسته در پنج اپیزود دارد و من در اپیزود اول و اپیزود دوم آن بازی دارم. در این فیلم ۷۰ سال زندگی یک خانواده به تصویر کشیده شده و من شروع یک نسل هستم که در اپیزود اول جوانی و زندگی ام به تصویر کشیده شده و در اپیزود دوم میانسالی و مرگم دیده می شود، در اپیزود دوم با کمک گریم سنم حدوداً دو برابر و ۶۰ ساله شد و ایفاگر نقش زن خانه داری به نام معصومه هستم که نقش شوهرش را مهران رجبی بازی می کند و یک دختر نوجوان دارد و چند پسر قد و نیم قد خردسال. در این فیلم مهدی هاشمی، ناصر هاشمی، شهاب حسینی و… حضور دارند و مهدی هاشمی یکی از فرزندان معصومه است که در اپیزودهای بعدی دیده می شود و…

لوکیشن فیلم خانه پدری، ساختمانی قدیمی در منطقه پامنار(نزدیکی بازار تهران) بود و تصور می کنم فیلم ابتدا در جشنواره فجر به نمایش درآید و بعد اکران عمومی شود. اگر داوری ها عادلانه انجام شود شانس جایزه گرفتن من، به خاطر بازی در فیلم خانه پدری خیلی زیاد است به دلیل اینکه فکر می کنم در این فیلم از پس یکی از کاراکترهای سخت، با موفقیت کامل برآمده ام.

و چند کلام درباره خودم و خانواده ام


پدرم سوای پدر بودن، انسان وارسته و مظلومی است که برای من همیشه اسطوره قدرت بوده، از مدتی پیش کسالت دارد و الان در بیمارستان بستری است و به شدت وابسته اش هستم. او سال گذشته نیز در بیمارستان بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت و کل اعضای خانواده تا زمان بهبودی پدر مراقب و پرستار وی بودند و من هم در این امر مهم سهیم بودم. امروز هم که باز در بستر بیماری است لحظه ای تنهایش نگذاشته و مرتب در کنارش بوده ام. دو برادر و دو خواهر دارم، که یکی از خواهرانم نقاش و یکی از برادرانم وکیل دادگستری است. مادرم، زنی مذهبی و سنتی است، که در فیلم سینمایی خانه پدری سعی کردم بخش هایی از شخصیت مادرم را در شخصیت معصومه به نمایش بگذارم و خیلی از حرکات ریزم در آن فیلم که حسی و زیر پوستی است، برگرفته از شخصیت مادرم بود.

خدا را شکر خانواده ای صمیمی دارم و مرتب همه از حال و روز همدیگر با خبریم. در روزهایی که از کار فراغت داشته باشم تا ظهر می خوابم و از ظهر تا شب کتاب می خوانم و یا فیلم می بینم و البته بخش های مهمی از وقتم را در کنار خانواده پر می کنم و به طور معمول آخر شب ها ضمن شنیدن موسیقی، می نویسم. یک بار یکی از دوستانم از من پرسید بین بینایی و شنوایی یکی را انتخاب کن و من بلافاصله شنوایی را انتخاب کردم، اگر یک روزم بدون شنیدن به موسیقی سپری شود آن روز را جزو روزهای عمر خودم نمی دانم. آنهایی که دستپخت مرا چشیده اند، ناراضی نبوده اند. فکر می کنم غذاهای جدیدم نسبت به غذاهای سنتی بهتر باشد. من عاشق غذاهای روز هستم و غذاهای هندی، تایلندی و مکزیکی را به طور معمول به شکل من در آوردی می پزم. ضمن اینکه قرمه سبزی، خوراک مرغ، پاستا و کشک بادمجانم عالی است.

خیلی ایده آلیستی فکر می کردم


با اینکه تحصیلاتم در رشته روزنامه نگاری است، از حدود ۱۲ سال پیش به طور حرفه ای در عرصه بازیگری حضور دارم، اما همان طور که می دانید خیلی کم کار هستم. من زمانی که وارد عرصه بازیگری شدم، خیلی ایده آلیستی فکر می کردم و تصورم این بود که در عرصه سینما خیلی کارها دارم.

به همین دلیل بعد از اولین حضورم در فیلم سینمایی زیر پوست شهر، به کارگردانی رخشان بنی اعتماد برای بازی در چند مجموعه خیلی خوب تلویزیونی دعوت به کار شدم که به همه آنها پاسخ منفی دادم و فقط در یک اپیزود از مجموعه تلویزیونی داستان یک شهر، به کارگردانی اصغر فرهادی ایفاگر نقش یک زن مبتلا به ایدز بودم و بعد، در مجموعه چراغ جادو به کارگردانی مسعود کرامتی بازی کردم، اما تعهدم به حضوری پررنگ تر در سینما به نفع من تمام نشد و مطمئن هستم اگر با مجموعه هایی که به حضور در آنها دعوت شدم همکاری می کردم، امروز شرایط بهتری در سینما و تلویزیون داشتم.

دوست دارم کتابم فیلم شود

کتابی نوشته ام با عنوان توکه های آزاد، البته ابتدا عنوان کتاب یلدا بود، اما دوستانی که آن را خواندند پیشنهاد دادند اسم آن را عوض کنم و یکی از دوستانم این نام را که اصطلاحی در موسیقی بدون ریتم است پیشنهاد داد و از آنجا که رمان من هم چنین حال و هوایی دارد آن عنوان را پسندیدم و برای کتابم انتخاب کردم.

محتوای این کتاب، قصه زنی ایرانی است که می خواهد مدرن باشد، اما بین سنت و مدرنیته درگیری دارد و…
اگر فیلمسازی پیدا شود که بخواهد از روی کتابم فیلم بسازد، بدم نمی آید که چنین اتفاقی بیفتد.

جوایزی که به من دادند


برای بازی در فیلم سینمایی تهران ساعت ۷ صبح، به کارگردانی امیرشهاب رضویان در جشنواره بین المللی فیلم مراکش در سال ۸۴ لوح تقدیر و یک جایزه نقدی گرفتم و برای بازی در دو نمایشنامه شام آخر در سال ۸۲ و من خیال تو نیستم که به تازگی در جشنواره مقاومت بازی داشتم لوح تقدیر بهترین بازیگر به من رسید.

خانواده جوان/ شماره ۱۹۸/ آذر ماه ۹۲/ گفتگو: ميلاد بلادي/ صفحه ۸