به گزارش افکار به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران: در آستانه هفته دفاع مقدس زنده کردن یاد و خاطره شهدای ۸ سال جنگ تحمیلی به حکم این جمله رهبر انقلاب که فرمودند "امروز زنده کردن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست" اهمیت فوق العاده ای دارد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ شهید آوینی از جمله افرادی بود که در امر زنده کردن یاد شهدا بسیار نقش موثر و سازنده ای داشت؛ متن زیر نوشته این شهید گران قدر در شب عملیات والفجر هشت می باشد.

اینان جنود خدا و مجاری تحقق اراده‌ی حق در سیاره‌ی زمین هستند و بار دیگر، زمان در انتظار واقعه‌ای عظیم است.

آنها خود را به پناه حق می‌سپارند و پای در عرصه‌ای می‌گذارند که عرصه‌ی تحقق بزرگ‌ترین واقعه‌ی تاریخ است. شب حمله، شب داخل شدن در سفینة النجاة سیدالشهداست که هر که در آن داخل شود نجات می‌یابد و هر که باز ماند، در طوفان سهمگین هلاکت غرق می‌شود.


صبح روز بعد

شب حادثه سپری شده است و دعای شبانه‌ی امام چتر نصرتی است که جبهه‌های حق و جنود خدا را پناه داده است.

موشک بسیجی جوانی به بال یک هواپیما اصابت می‌کند. می‌گوید: «این ما نبودیم که زدیم، این خدا بود که موشک مارو رسوند به هواپیما. ما فقط یه وسیله‌ایم.»

سخن او تفسیر عینی این آیه‌ی مبارکه است که «ما رمیت اذ رمیت و لکن ا‌رمی»، و چگونه است که یک بسیجی جوان اینچنین بر معرجی پا می‌نهد که عرفای سینه‌سوخته‌ی هفتاد ساله را بدان راهی نیست؟ «این من نیستم که هواپیما را زدم؛ خدا بود که موشک را بر تن هواپیما نشاند.»

عملیات در چند محور ادامه دارد و ما قصد داریم که همراه یکی از قایق‌های تدارکات به خطوط مقدم درگیری برویم.


اینها سربازان امام زمان عجل ا.. تعالی فرجه هستند و موعود خویش را باز یافته‌اند. اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا به خونخواهی او آمده‌اند و همین پیمان است که آنان را در زیر علم صاحب‌الزمان گرد می‌آورد، چرا که علم امام زمان نیز علم خونخواهی سیدالشهداست. یالثارات الحسین _ ای خونخواهان حسین‌(ع) _ گرد آیید.

آن کشاورز مهربان سِمیرمی که چهار پسر و سه دختر داشت، خود را سرباز امام زمان می‌دانست و می‌گفت: «یا زیارت یا شهادت.» یا زیارت یا شهادت، به گفته‌ی او، تفسیر این آیه‌ی مبارکه بود که «قل هل تربصون بنا ا‌لا احد‌ی الحسنیین؟»



سربازان امام زمان اهل ولایت و اطاعت هستند و سر به فرمان سپرده‌اند. پیام مهم فرمانده کل قوا به غیورمردان جبهه‌ی اسلام: «به تمام رزمندگان و آقای صیاد و آقای محسن رضایی بگویید که امروز واقعاً جنگ بین اسلام و کفر است. با تمام قوا بایستید و به هیچ عنوان سستی به خود راه ندهید. ما تا آخرین قطره‌ی خون خود می‌ایستیم؛ شما هم با تمام توان بایستید.»

سرباز امام زمان اهل ولایت و اطاعت است و سر به فرمان دارد و می‌داند که اگر از مرگ نترسد، دیگر شیطان و جنود او را تسلطی نیست و هیچ قدرتی نمی‌تواند او را از صراط حق باز دارد.

دشمن با اینکه بارها تجربه کرده است که با آهن نمی‌تواند بر ایمان ما غلبه کند، اما چاره‌ای ندارد جز اینکه از همین طریق عمل کند. او می‌خواهد ما را بترساند. خوب این معنا را دریافته است که اگر ما بترسیم، دیگر از ایمانمان کاری ساخته نیست. اما سربازان امام‌ زمان از هیچ چیز جز گناهان خویش نمی‌ترسند. راست می‌گفت آن برادرِ عزیزی که دیده‌بانی می‌کرد: «اگر انسان از مرگ نترسد دیگر دشمن را بر او تسلطی نیست.»


غروب آفتاب سررسیده و دروازه‌ی اذان راه آسمان را بر زمینیان گشوده است. اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا، سربازان امام زمان(عجل ا تعالی فرجه) به نماز ایستاده‌اند؛ سر بر سجده می‌سایند و دست به دعا بر می‌دارند و اینچنین، با فطرت تسبیحیِ عالم وجود وحدت می‌یابند. اما من هنوز گفته‌های زیبا و حیرت‌انگیز آن روستایی سمیرمی را از یاد نبرده‌ام که می‌گفت:

«یا زیارت یا شهادت، یا زیارت یا شهادت. فهمیدی؟ به یاری خدا و امام زمان، ما کی هستیم؟ خدا، امام زمان. من که هیشکی نیستم.»

- پدر جان، دوست داری امام زمان رو ببینی؟

- بله. دوست ندارم؟ می‌خوام جمالشو ببینم. ما همه سرباز امام زمانیم اگر لیاقت داشته باشیم و قبولمان بکند…


‌بسیجی عاشق کربلاست، و کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها و نامی است در میان نام‌ها. نه، کربلا حرم حق است و هیچ‌کس را جز یاران امام حسین ٧ راهی به سوی حقیقت نیست.

کربلا، ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر. ما می‌آییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آن‌گاه روانه‌ی دیار قدس شویم.