به گزارشافکارخبر،افزایش جمعیت و مهاجرت به شهرها برای دست یابی به زندگی و رفاه مطلوب‌تر، به تبع با رشد بی رویه ساخت و سازهای شهری همراه شده است.

ساخت و ساز های قارچ گونه ای که زیرساخت ها و سرانه های شهری را به دلیل عدم توسعه متوازن و متعادل با میزان رشد جمعیت، به چالش می کشد.

کوچه های تنگ و باریک، واحدهای مسکونی غیر استاندارد و متراکم، از نمونه مشکلاتی است که کم و بیش در برخی از شهرها مشاهده می شود.

هر آنچه از قواعد و اصول شهر سازی نادیده انگاشته شود به همان میزان ارائه خدمات نیز با دشواری های خاص به خود همراه خواهد شد.

بارندگی های شدید یکی از بزنگاه هایی است که عمق کمبودها و ضعف در زیرساخت های شهری را به تصویر می کشد.

حکایت بارش هایی که شهرها را به آبگیرهایی وسیع مبدل می کند، بعضا تجربه ای است که کماکان هر ساله با شروع فصل پاییز و زمستان تکرار می شود و زندگی و تردد عادی را دچار اخلال می کند.

عدم توجه به لایروبی و بازسازی کانال های شهری، شهرسازی غیر اصولی بدون لحاظ کردن شیب لازم و استاندارد برای هدایت آب های سطحی به محل هایی مشخص، محدود بودن ظرفیت کانال های تعبیه شده برای سوق دادن آب و به تبع سرریز آب های روان از محل های پیش بینی شده، حفاری های مکرر دستگاه های خدمات رسان شهری اعم از آب، گاز، برق و…برای پیگیری طرح های عمرانی و یا با هدف رفع مشکلات فنی از نمونه مواردی است که باعثجاری شدن آب در معابر، کوچه ها و گاه منازل شهروندان می شود.

در طول ماه های گذشته به کرات در لابه لای سطور اخبار رسانه ها، اخبار سیلاب های خسارت آور در اقصی نقاط کشور شنیده شده، سنندج، دماوند، اردبیل، گرگان، قزوین، شهررضا، ایلام و…از نمونه مناطقی به شمار می رود که در طی ماه های گذشته میزبان سیلاب در کوچه ها و معابر شهری خود بوده اند.

استان تهران نیز از بروز حوادثاین چنینی مصون نبود و در پاره ای از مواقع همچون سیلاب پاکدشت، با کشته شدن تعدادی از هموطنان و ساکنان شهرستان مذکور همراه شد.

لازم به ذکر است که جاری شدن سیلاب و تحمیل خسارات سنگین مالی و جانی از حوادثی محسوب می شود که ممکن است در هر نقطه ای از دنیا واقع شود و حتی در کشورهای مدرن و پیشرفته نیز ظهور و بروز چنین مواردی غیر ممکن نیست اما تبدیل شدن برخی شهرها به آبگیرهایی وسیع در اثر اندک بارشی شدید، جای بسی تامل دارد.

مقصر کیست؟


در اغلب قریب به اتفاق مواقع، انگشت اتهام به سمت مدیریت شهری نشانه می رود.

بدون شک، مسئولان شهری هر منطقه ای موظف به مدیریت و اعمال اقدامات پیشگیرانه از وقوع چنین حوادثی هستند اما نقد منصفانه، ایجاب می کند که به نحوی دقیق تر قصه و حکایت زمینگیر شدن شهرها در اثر بارندگی و نزولات آسمانی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.

نارسایی های شهری در اغلب مواقع محصول مدیریت یک شبه مسئولان ذیربط نیست، بلکه ناشی از بی توجهی و کم توجهی به اصول شهر سازی در طول سالها و ده های گذشته است و منطقا خشت کجی که در سالهای پیشین بنا شده، در بازه زمانی کوتاه مدت قابلیت ترمیم و اصلاح را ندارد و در برخی مواقع، حتی در مقاطع بلند مدت نیز امکان بازسازی معابر و خیابان ها و واحدهای مسکونی متراکم ناممکن است و بهسازی و رفع نقصان های موجود مستلزم عزمی همگانی و اعتباراتی کلان است که در توان مدیریت شهری نخواهد بود.

از سوی دیگر نباید از نظر دور داشت که گاهی برخی شهروندان نیز در بروز حوادثی همچون جاری شدن سیلاب در مناطق شهری تاثیر گذار هستند.

تخلیه نخاله های ساختمانی و یا زباله های منازل در مسیر کانال های شهری و به تبع مسدود شدن آن و عدم رعایت اصولی ساختمان سازی از سوی شهروندان بخصوص در مناطق حاشیه نشین و شهرهای اقماری از مواردی محسوب می شود که شرایط را برای تحمیل خسارات و زمینگیر شدن شهر بر اثر بارندگی ها تسهیل می کند.

به تعبیری می توان گفت همچنان که مدیران شهری در قبال مدیریت شهر مسئولند،شهروندان و ساکنان آن نیز برای مدیریت بهینه شهر موظف به رعایت چارچوب ها و اصول زندگی شهری هستند و هر گونه خلل در ایفای نقش سازنده و مسئولانه در قبال نظم و نظام شهر میتواند منتج به نارسایی هایی شود که کلیت شهر را با دشواری ها و مشکلات خاص به خود مواجه میسازد.