به گزارش افکارنیوز،

 مأموران پلیس روز گذشته با تماس تلفنی شهروندی در جریان یک اسیدپاشی در پایتخت قرار گرفتند. مردی که آسیب دیده بود به مأموران گفت: مدتی است مدیر یک پاساژ هستم و مغازه‌ای هم خودم دارم. در این مدت جوانی برای کار به پاساژ آمد که ما متوجه شدیم به شیشه اعتیاد دارد. او از شهرستان به تهران آمده‌ بود و تا زمانی هم که متوجه اعتیادش نشده ‌بودیم، مشکلی با او نداشتیم، اما کارهایی می‌کرد که کسبه را آزار می‌داد. با توجه به اینکه خواست جمعی اهالی پاساژ این بود که او در پاساژ کار نکند، از من خواستند موضوع را به او بگویم. من هم این کار را کردم اما مرد جوان به من می‌گفت تو باعث این اتفاق هستی.

مرد شاکی ادامه داد: من هیچ نقشی در اخراج او نداشتم فقط براساس خواسته اهالی پاساژ، از او خواستم محل را ترک کند. از آن زمان از من کینه به دل گرفت تا اینکه روز حادثه وقتی داشتم در مغازه کار می‌کردم یکباره صدای شکسته‌شدن شیشه را شنیدم، سرم را که بلند کردم دیدم همان جوان معتاد به مغازه حمله کرده‌ و شیشه مغازه‌ام را شکسته‌ است. او سپس مایعی را که دستش بود روی صورت من ریخت و علاوه بر اینکه بخشی از بدنم مجروح شد، چشم و صورتم هم با مایعی که مرد جوان روی صورتم ریخت آغشته شد. بلافاصله همسایه‌ها رسیدند و به من کمک کردند که به بیمارستان بروم و بعد هم مأموران را باخبر کردند.

با توجه به شکایت این مرد و گزارشی که اهالی پاساژ داده ‌بودند، مرد جوان بازداشت شد. او که از همان ابتدا به سوزاندن مدیر پاساژ اعتراف کرد، در توضیح چرایی کارش گفت: از وقتی به این پاساژ آمده‌ام مدیر پاساژ با من لجبازی می‌کند. او می‌خواهد من را کنترل کند و مدام با من دعوا می‌کند. از وقتی از دستش عصبانی شدم که متوجه شدم روغنی بر بدن تزریق می‌کند تا حرف‌های من را بشنود و من را کنترل کند. او چیزی داخل رگ‌های من می‌ریزد تا افکار من را بخواند. آدم بدجنسی است و من باید کارش را تلافی می‌کردم.  متهم گفت: یک نفر دیگر هم هست که در درون من فحاشی می‌کند و مرتب به من فحش می‌دهد. او وارد درون من شده‌ است و من باید کار او را هم تلافی کنم. آن روز هم تصمیم گرفتم اول با مدیر پاساژ برخورد کنم به مغازه‌اش رفتم و شیشه مغازه را شکستم و بعد هم مایعی را روی او ریختم البته آن مایع اسید نبود جوهرنمک را در آب درست کردم و روی او ریختم تا دیگر نتواند روغن داخل خون من تزریق کند.  با توجه به پراکنده‌گویی‌های متهم و ادعاهایی که مطرح می‌کرد، بازپرس پرونده دستور داد تا وضعیت روانی او مورد بررسی قرار گیرد و کمیسیون پزشکی درباره او اظهارنظر کند.

درحال‌حاضر رسیدگی به این پرونده در اداره آگاهی تهران در حالی ادامه دارد که بازپرس دستور داد به‌جز متهم، شاکی نیز برای مشخص‌شدن میزان جراحاتی که بر بدنش وارد شده ‌است به پزشکی قانونی انتقال یابد. همچنین کارآگاهان رسیدگی‌کننده به این پرونده از سوی بازپرس موظف شدند وضعیت و شرایط خانوادگی متهم را مورد بررسی قرار دهند و اگر سابقه بیماری روانی یا پرونده پزشکی دارد، کشف کنند و در اختیار دادسرا قرار دهند. تحقیقات دراین‌باره همچنان ادامه دارد.