سرویس مذهبی افکار- در قرآن مجید (که منبع اصلى معارف و فرهنگ اسلام است)، آیات متعدّدى وجود دارد که عقیده تناسخ را مردود مى شمارد مانند آیات زیر:

۱ «حَتّى اِذا جآءَ اَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلّى اَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْتُ کَلاّ اِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها»(۱) «آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مى دهند) تا زمانى که مرگ یکى از آنان فرارسد، مى گوید: پروردگار ا! مرا بازگردانید شاید در آنچه ترک کردم(و کوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم،(ولى به او مى گویند) چنین نیست! این سخنى است که او به زبان مى گوید(و اگر باز گردد، کارش همچون گذشته است».

این آیه صریحاً بازگشت به این زندگى را براى جبران گذشته، نفى مى نماید.

۲ «کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَ کُنْتُمْ اَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُم ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»(۲)(چگونه به خدا ایمان نمى آورید با این که شما(قبل از آفرینش آن گاه که خاک بودید) مرده و بى جان بودید و خداوند شما را زنده کرد سپس شما را مى میراند و بعد زنده مى کند، و سپس به سوى او باز مى گردید)!

این آیه صریحاً مى گوید: بدیهى است کسى که معتقد به بازگشت روح به بدن دیگر و زندگى جدید در این جهان است، مرگ وحیات دیگرى هم علاوه بر آنچه گفته شد باید قائل باشد و این مخالف آیه فوق است.(۳)

۳ «اَللّهُ الَّذى خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ»(۴)(خداوند همان کسى است که(نخست) شما را آفرید، سپس روزى داد بعد مى میراند، سپس زنده مى کند).

در این آیه نیز تنها یک مرتبه مرگ و حیات، پس از آفرینش نخستین انسان، ذکر شده، که مرگ این جهان و حیات باز پسین باشد.

۴ «وَ هُوَ الَّذى اَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ اِنَّ الاْنْسانَ لَکَفُورٌ»(۵)(و او کسى است که شما را زنده کرد(و آفرید) سپس مى میراند و باز هم(روز رستاخیز) زنده مى کند. ولى این انسان بسیار ناسپاس است).
کسانى که معتقد به تناسخ هستند، مى گویند انسان پس از مرگ به این جهان باز مى گردد تا اعمال گذشته خود را جبران نماید و به گفته آنها تکامل ناقص خود را به انجام برساند و گذشته را جبران کند

در این آیه نیز زندگى پس از مرگ، منحصر به یکى شمرده شده است و آن زنده شدن در رستاخیز است.

۵ «قالُوا رَبَّنا اَمَتَّنا اثْنَتَیْنِ وَ اَحْیَیْتَنا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ اِلى خُرُوج مِنْ سَبیل»(۶)(کافران در آن جهان) مى گویند: پروردگارا! ما را دوبار میراندى و دوبار زنده کردى اکنون به گناهان خود معترفیم آیا راهى براى خارج شدن(از دوزخ) وجود دارد؟)

ممکن است بعضى جمله «ما را دوبار میراندى» را دستاویز قرار دهند و بخواهند چنین استدلال کنند: «دوبار میراندن» دلیل بر این است که انسان یک بار دیگر به زندگى این جهان باز مى گردد و سپس مى میرد و در صورتى که باز نگردد، یک بار میراندن بیشتر نیست.

امّا با توجّه به آیات گذشته، کاملاً روشن است که منظور از «مرگ اوّل» همان حالت قبل از زندگى این جهان است که انسان به صورت موجودى بى جان(خاک) بوده و سپس لباس زندگى به اندامش پوشانیده شده، و اگر تعبیر به «میراندن» شده، به اصطلاح علمى از باب «تغلیب» است.(منظور از تغلیب این است که هنگام نام بردن از دو چیز با هم، تعبیر اصلى را از یکى از آن دو انتخاب کرده و هر دو را با یک عبارت ذکر کنند مثلاً به جاى این که گفته شود: «شمس» و «قمر» گفته مى شود: «قمرین» و به جاى اینکه گفته شود اَب(پدر) و اُم(مادر)، گفته مى شود: «ابوین».

در اینجا نیز به جاى این که گفته شود: یک مرتبه مرده بودن و یک مرتبه میراندن، دو مرتبه میراندن ذکر شده است.(دقّت کنید!)
چگونه به خدا ایمان نمى آورید با این که شما(قبل از آفرینش آن گاه که خاک بودید) مرده و بى جان بودید و خداوند شما را زنده کرد سپس شما را مى میراند و بعد زنده مى کند، و سپس به سوى او باز مى گردید

شاهد زنده و گویاى این معنى جمله دیگر آیه است زیرا تعداد اِحیاء و زنده شدن در این آیه صریحاً دو مرتبه ذکر شده در حالى که اگر حیات جدیدى در این دنیا داشته باشیم، به ضمیمه حیات آخرت، مجموعاً سه بار «زنده شدن» خواهیم داشت.

بنابراین آیه فوق نیز از آیاتى است که تناسخ را ابطال مى کند.

در سخنان امام على(علیه السلام) در نهج البلاغه نیز تعبیراتى دیده مى شود که با صراحت این عقیده خرافى را طرد مى کند مثلاً، درباره مردگان چنین مى فرماید: «لا عَنْ قَبیح یَسْتَطیعُونَ انْتِقالاً وَ لا فى حَسَن یَسْتَطیعُونَ ازْدِیاداً».(۷)

(آنها نه مى توانند کارهاى بد خود را دیگر جبران نمایند و نه توانائى دارند چیزى بر حسنات خود بیفزایند).

بدیهى است کسانى که معتقد به تناسخ هستند، مى گویند انسان پس از مرگ به این جهان باز مى گردد تا اعمال گذشته خود را جبران نماید و به گفته آنها تکامل ناقص خود را به انجام برساند و گذشته را جبران کند.(۸)



پی نوشت:

(۱). سوره مؤمنون، آیه ۹۹ و ۱۰۰.

(۲). سوره بقره، آیه ۲۸.

(۳). اخبار رجعت هیچ ربطى به این بحثندارد؛ زیرا رجعت که در این اخبار آمده جنبه عمومى ندارد و تنها درباره محدودى از افراد است و در واقع یک مسئله استثنائى است نه عمومى مانند بازگشت «عزیر» و امثال آن.(دقّت کنید!)

(۴). سوره روم، آیه ۴۰.

(۵). سوره حج، آیه ۶۶.

(۶). سوره غافر، آیه ۱۱.

(۷) نهج البلاغه، خطبه ۱۸۸.

(۸) - گرد آوری از کتاب: ارتباط با ارواح، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، ص ۶۴.

منبع: سایت رسمی آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته)