به گزارش افکارنیوز،

به نقل از آذرسلام،سالهاست متولیان فرهنگی و دستگاه های مرتبط، با چالشی به نام گرایش به سیگار و اعتیاد درگیر هستند.

قبل از پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر لزوماً پیشگیری از گرایش به سیگار ضروری و مقدم است زیرا در بسیاری از موارد مقدمه سقوط به چاله عمیق اعتیاد به مواد مخدر گرفتاری در چاه سیگار است.

 

 

حال در این میان آنچه قابل تامل و عجیب است این است که  نه تنها اقدام فرهنگی قوی و مستمر از سوی مسئولان فرهنگی کشور در این خصوص شکل نمی گیرد بلکه شاهد اقدامات سوء فرهنگی نیز هستیم.

یکی از این اقدامات سؤال برانگیز سرمایه گذاری مالی و رواشناسی بر روی پاکت و قوطی های سیگار است که در اندازه های ظریف و شکیل تولید می شود.

در این میان طرح های دلربای نخ سیگار و معطر کردن به طرزی بوده که حتی افراد غیر سیگاری را هم ترغیب می کند که یک بار از  آن استفاده کند! برخی اشخاص حتی قوطی بعضی از سیگارها را به لحاظ شکیل و زیبایی در جیب خود نگه می دارند! و از آن استفاده دیگری می کند.

 

در اکثر فروشگاهها و سیگار فروشی ها قفسه مختص سیگار، به ازای فروش بالا اهدا می شود که با یک محاسبه سرانگشتی و ساده می توان متوجه شد که قوطی های متنوع و رنگارنگ سیگار، اندازه های مختلف نخ سیگار، معطر کردن آن با اسانس و غیره چه مقدار هزینه بر بوده، ولی بدون دغدغه ای سرمایه گذاری می شود!

 

 

حال در این میان باید توجه داشت که دو درصد اعتبارات دستگاههای دولتی به موضوع فرهنگ سازی اختصاص یافته که باید صرف امور فرهنگی شود که در استان اردبیل در صورت تعلق گرفتن این دو درصد مبلغی معادل14 میلیارد تومان می شود که با این مبلغ کارهای فرهنگی زیادی می توان در راستای کاهش گرایش به سیگار انجام داد که از آن جمله می توان به همکاری و عقد قرارداد ادارات و دستگاههای مسئول و فرهنگی با رسانه های استان، در این زمینه است.

 

 

البته در این میان تضاد و تناقض جدی نیز در نحوه انجام فعالیت های فرهنگی در خصوص پیشگیری از سیگاری شدن افراد نیز به چشم می خورد و  آنچه سؤال برانگیز است اینکه اگر بنا بر این بوده که با کارهای فرهنگی جوانان و نوجوانان ما از گرایش به سمت سیگار و مواد مخدر منصرف شوند پس چرا روی سیگار این اندازه سرمایه گذاری شده و می شود؟!.

 

دخانیات کشوری به جای برنامه ریزی برای کاهش گرایش مردم به سمت دود سیگار و اتخاذ برخی اقدامات فرهنگی جهت منع استفاده مردم از سیگار؛ بالعکس برنامه ریزی موثری در طی سالیان گذشته برای گرایش مردم به سمت سیگار را در برنامه های خود اتخاذ کرده است.

اکنون سیگار به تجارت پرسود مبدل شده و هر از گاهی قیمت سیگار دچار نوسان شدید و احتمالاً طراحی شده می شود که عده ای از تجار و سرمایه گذار سیگار پولهای کلانی به جیب می زنند. اخیراً با گران شدن مجدد سیگار،برخی از فروشندگان با اطلاع قبلی از گرانی حتمی آن به تناسب سرمایه خود چند صد و چند هزار کارتن سیگار انبار کرده اند که بعد از گرانی در بازار وارد چرخه فروش شده و در عرض مدت کوتاهی پولهای درشت به جیب زدند.

 

 

به نظر می رسد ستاد مبارزه با مواد مخدر کشوری که در کارگروه خود افراد ذی نفوذ و با قدرت و تصمیم گیری دارد در وهله اول باید این گونه فعالیت های ضد فرهنگی در توسعه سیگار و گرایش به آن را مانع شود.

 

باید توجه داشت که بهره گیری از ابزار فرهنگی در کاهش گرایش و مصرف سیگار از سوی مردم در سایر کشورها بخوبی نهادینه شده است که در کشور استرالیا این سلیقه فرهنگی به خوبی جواب داده و در حال تسری به اروپا نیز است.

در این کشورها بمنظور ایجاد فاصله بین سیگار و مردم از روانکاوی مردم بهره گرفته اند و قوطی ها و نخ های سیگار را در رنگ های زننده و بی کیفیت بطور روانشناسی شده تولید کرده اند که خروجی آن نتایج قابل تاملی داشته طوری که  25درصد سیگاری ها از کشیدن آن منصرف شده اند!.

 

باید اذعان داشت در جوامع امروز که مهندسی افکار به دست رسانه های دیداری، شنیداری، مطبوعات و رسانه ها قرار گرفته و از آنجا که تبلیغ برنده شمشیر محسوب می شود، می توان از این ظرفیت عظیم بهره برداری مطلوب داشت.