به گزارش افکارنیوز به نقل از فارس، سیزدهمین جلسه رسیدگی به پرونده فساد ۳ هزار میلیارد تومانی در نوبت عصر با رسیدگی به اتهام الف - ط رئیس هیئت مدیره ۱۹ ساله شرکت فولادفام اسپادانا ادامه یافت.

قاضی سراج به متهم اتهاماتش را مبنی بر معاونت در اخلال در نظام اقتصادی به همراه پولشویی، تحصیل مال نامشروع و جعل مدرک گواهی دیپلم عنوان کرد.

متهم در جایگاه قرار گرفت و با اعلام این مطلب که هیچکدام از این اتهامات را قبول ندارد گفت: من قربانی اعتمادم به آقای «ب - ب» شده بودم.

وی گفت: من به دلیل آشنایی با آقای «ب - ب» به ریاست هیئت مدیره فولادفام اسپادانا منصوب شدم اما متأسفانه هیچ اطلاعاتی از مبانی اقتصادی نداشتم.

قاضی به متهم گفت: آقای «ب - ب» در تعریف از شما عنوان کرده بود که شما نفر پنجم اقتصاد ایران هستید متهم در این لحظه با خنده گفت نفر پنجم اقتصاد یعنی چه. من اگر نفر پنجم اقتصاد ایران بودم برای خودم شرکتی تأسیس می‌کردم و اینگونه به فلاکت نمی‌افتادم.

قاضی گفت: شما چند دسته چک برای شرکت امضا کردید.

متهم گفت: من حداقل ۱۲ دسته چک ۲۵ و ۵۰ برگی امضا کردم.

قاضی گفت: دسته‌ چک‌ها را برای چه امضا می‌کردید.

متهم گفت: به من گفته بودند که قرار است با دسته‌ چک‌های امضا شده خرید و فروش قراضه انجام دهند

قاضی گفت: می‌دانی قراضه چیست.

متهم گفت: آهنی که خراب می‌شود قراضه است.

حاضران در این لحظه خندیدند و قاضی سراج به متهم گفت واقعا تو حتی معنی قراضه را هم نمی‌دانی.

قاضی از متهم پرسید حالا معنی قراضه را نمی‌دانستی و مسئولیت دسته چک امضا کردن را نمی‌دانستی دیگر چرا مدرک دیپلمت را جعل کردی.

متهم گفت: در خانه نشسته بودیم گفتیم حداقل یک مدرک دیپلم هم برای خودمان جور کنیم.

قاضی گفت: شغل پدر شما چیست.

متهم گفت: شغل پدرم بازنشسته گمرک است.

قاضی گفت: معمولاً گمرکی‌ها که کارهای اشتباه نمی‌کنند.

متهم ۱۹ ساله گفت: بله درست است اما پدرم اینقدر هم دیگر گمرکی نبود.

پس از اظهارات متهم و دفاعیات وکیلش قاضی از متهم دفاع آخر اخذ کرد و به این ترتیب بار دیگر متهم گفت: اطلاعی از کارهایی که به واسطه دسته‌ چک‌های امضا شده رخ داده ندارم و از شما می‌خواهم مرا ببخشید.

متهم بار دیگر گفت: من به واسطه آشنایی که با آقای ب- ب داشتم به او اعتماد کردم اما افسوس کاش این کار را نکرده بودم تا امروز در این منجلاب گرفتار نمیشدم.