گروه اقتصادی:

سوء تدبیرها اثر بدی بر زندگی مردم ایران گذاشته است. تحریم ها باعثشد این سوء مدیریت ها خود ار زودتر نشان دهد. گرچه توافق ژنو بالاخره پس از کش و قوس های فراوان حاصل شد اما این توافق برای بسیاری از شاخص های اقتصادی کشور که ارتباطی مستقیم با معیشت مردم دارند، نان و آب نمی شود.

به گزارشافکارنیوز، یکی از این شاخص ها، شاخص بیکاریست. بیکاری شاخصی بود که تعریفش در زمان دولت محمود احمدی نژاد تغییر کرد. طبق تعریف جدید افرادی که در هفته تنها چند ساعت هم کار کنند دیگر بیکار محسوب نمی شوند. بر همین اساس بود که وزیر کار دولت یازدهم با انتقاد از آمارهای اشتغال دولت دهم اعلام کرد: در این دولت حتی اگر کسی لحاف و تشک خود را تغییر می‌داد شاغل محسوب می‌شد. این در حالیست که درحال حاضر افراد سرپرست خانوار با حقوق تعیین شده توسط قانون کار به سختی می توانند زندگی خود را بگذرانند.

بر اساس اطلاعات مرکز آمار نرخ بیکاری کل کشور در سال پیش ۲.۱۲ درصد است. این در حالی است که با روی کار آمدن دولت جدید، مسوولان از «سونامی بزرگ بیکاری» در کشور سخن گفتند و بارها اعلام کردند وضعیت بیکاری در کشور در حالت بحران قرار دارد. از آن جمله عادل آذر، رئیس مرکز آمار اعلام کرده بود: «نرخ بیکاری کشور به رقم ۲/۱۲ درصد رسیده است که این یکی از بالاترین نرخ‌های بیکاری در دهه اخیر محسوب می‌شود.»

بیکاری شاه کلید روحانی را می خواهد
علی طیب نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز بحران بیکاری در کشور را در قالب برنامه های خود در زمان کسب رای اعتماد از مجلس مطرح و از خطر بیکاری بزرگ یاد کرد.

وی همچنین در چند مرحله دیگر نیز درباره بیکاری و اشتغال در کشور سخن گفت و اخیرا اعلام کرد باید ظرف دو سال آینده ۸.۵ میلیون شغل جدید در کشور ایجاد کنیم. طیب نیا خاطرنشان کرد: سالانه یک میلیون نفر از جوانان کشور به سن کار می رسند و با احتساب ۳.۵ میلیون نفر بیکار فعلی و ۵ میلیون نفر که به این جمعیت اضافه خواهد شد، باید در دو سال آینده برای ۸.۵ میلیون نفر شغل ایجاد کنیم.

همچنین وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، علی ربیعی با تاکید بر اینکه ۵۰ درصد جوانان کشور فاقد هرگونه مهارت برای انجام کار هستند گفت: هر چند طبق آمار تعداد بیکاران کشور حدود ۳ میلیون نفر برآورد می شود، اما آمارهای غیررسمی این تعداد را بیش از ۵ میلیون نفر می داند.

از سویی، دکتر حسن روحانی؛ رئیس جمهوری نیز در قالب گزارش ۱۰۰ روزه عملکرد اقتصادی دولت تدبیر و امید، اشتغال و بیکاری را مهم ترین دغدغه دولت خواند و عنوان کرد: به دلیل اینکه در سال های فعالیت دولت های نهم و دهم ۷ میلیون نفر به سن کار رسیده اند، اما تنها ۱ میلیون نفر وارد بازار کار شده است؛ هم اکنون اقتصاد کشور با یک بیکاری ۶ میلیون نفری و به عبارتی تقاضای میلیونی برای کار مواجه است که باید زمینه های آن فراهم شود.


وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی می گوید درباره خطر سونامی بزرگ ۱۰ میلیونی بیکاری گزارشی به رئیس جمهور داده شده و به نوعی در این بخش آژیر قرمز هم به صدا درآمده است.

موضوعی که باعثنگرانی از بیکاری و هشدارهای پی ‌در پی مسوولان دولت یازدهم شده این است که اقتصاددانان معتقدند ارقام اعلام‌شده ارقام بیکاران کامل است. یعنی افرادی که هیچ ساعت و روزی در هفته را کار نمی‌کنند. اما وی اعلام کرده بود پایه‌های آماری در دولت نهم و دهم تغییر کرده است. چون تا پیش از سال ۸۴ کسی شاغل نامیده می‌شد که بیشتر از سه روز در هفته کار کند اما این ساعات بر اساس تعریف جهانی سازمان کار - ‌‌که مبنای کار دولت پیش قرار گرفته بود - به یک ساعت در هفته تقلیل یافته بود. بر این اساس نرخ بیکاری اگرچه عدد ۱۲ را نشان می‌دهد اما اقتصاددانان و کارشناسان بازار کار ادعای ارقام دو‌برابری دارند.

حسین راغفر، استاد دانشگاه الزهرا هم در تعریف این حالت می‌گوید: بر اساس گزارش‌های جدید، در حال حاضر نرخ بیکاری کل کشور ۲/۱۲درصد و نرخ بیکاری جوانان حدود ۲۷ درصد شده است. زمانی که نسبت نرخ بیکاری جوانان به نرخ بیکاری کل دو برابر شود، می‌گویند نرخ بیکاری در مرحله بحرانی یا بحران‌زا قرار گرفته است. در حالی که با توجه به آمارهای اخیر، این نسبت در حال حاضر در ایران از ۲/۲ هم بیشتر شده که به این معناست که وضعیت بیکاری در ایران خیلی وقت است که از سطح بحرانی عبور کرده است و این بحران پدیده جدیدی نیست.

تعداد بیکاران باسواد ۴برابر بیکاران بی سواد
در همین زمینه، هادی قوامی، نماینده مجلس شورای اسلامی و نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس می گوید: «ما بعد از انقلاب در فاصله سال های ۵۷ تا ۶۷،۱۷میلیون نفر به جمعیت کشوری که ۳۶میلیون داشت، اضافه شد. یعنی ظرف ۱۰ سال تقریبا ۵۰درصد به جمعیت کشور اضافه شد. این جمعیت، یعنی متولدین این سال ها مانند سیلی وارد اقتصاد شدند زمانی در مقاطع ابتدایی بودند که مدارس ابتدایی دو شیفته شد، بعد هم دوره راهنمایی و دبیرستان و سپس این موج وارد دانشگاه ها شدند. الان نیز این جمعیت وارد بازار کار شده اند. و ما با ۲۴میلیون بیکار مواجهیم که اکثریت اینها فارغ التحصیلان رشته های مختلف دانشگاهی هستند.»

وی معتقد است: «این رشته های دانشگاهی متناسب با نیاز بازار کار نیست. متاسفانه ما با موج زیاد فارغ التحصیلانی مواجه شده ایم و رشته های مختلف دانشگاهی بدون مطالعه در واحدهای مختلف آموزشی دانشگاهی در رشته هایی که متناسب با بازار کار نیستند، ایجاد شده است. حتی ما الان دانشجوی فارغ التحصیل دکترا هم داریم که بیکار است. این نشان می دهد اگر نظام تعلیم و تربیت نتوانسته است ورود این موج به اقتصاد را مدیریت کند. اگر ما این موج را به سمت نیازهای فنی حرفه ای، بازار کار و آموزش های متناسب با بازار کار هدایت می کردیم، طبیعتا امروز نرخ بیکار فارغ التحصیلان فزاینده نبود.»

او آماری از نرخ بیکاران فارغ التحصیل شده را ارائه می دهد: «نرخ بیکاری افراد بی سواد ۷درصد است یعنی تک رقمی است اما نرخ بیکاری افراد تحصیل کرده ۲۶درصد است. یعنی نرخ بیکاری افراد تحصیل کرده نزدیک به ۴برابر افراد بی سواد است. در حالیکه در یک کشور توسعه یافته با افزایش آموزش، قوه تشخیص افزایش یافته، روحیه ها تقویت شده در نتیجه بر میزان اشتغال افزوده می شود و کارها با کیفیت و بازدهی بیشتری انجام می شود. این موضوع مشروط بر آن است که فارغ التحصیلان در رشته های متناسب بازار کار تربیت شوند. اما متاسفانه نظام آموزشی ما نظام به نیازهای واقعی جامعه بی توجه بوده است، چه نظام ابتدایی، راهنمایی و چه نظام اموزش عالی نتوانستند متناسب با نیازهای بازار کار نیروی کار تربیت کنند.»

ناهماهنگی بین نیازهای بازار کار و آموزش عالی باعثموجی از فارغ التحصیلان بیکار شده است.

گره کور بیکاری درگروی رشد اقتصادی
کارشناسان اقتصادی کشور هر یک درصد رشد اقتصادی را معادل ایجاد ۱۰۰ هزار فرصت شغلی جدید می دانند.

قوامی در این زمینه نیز اینگونه بیان می کند: «نرخ رشد اقتصادی از چند منبع تاثیر می پذیرد. از قبیل فروش ثروت ها و منابع مثلا نفت می فروشیم از درآمد حاصل از فروش نفت یک سری از پروژه ها را تامین می کنیم و منبع مهم دیگر بهره وری است. وقتی ما به دنبال نرخ رشد اقتصادی ۸درصدی هستیم باید ۲درصد بهره وری را افزایش دهیم. در حقیقت بهره وری یک سوم رشد ۸درصدی را تامین می کند. بهره وری متاسفانه در نظام اقتصادی نه تنها صفر است بلکه منفی است. درواقع بهره وری هیچ نقشی در نظام اقتصادی ما ندارد. ما باید از منابع خود مانند کشورهای پیشرفته در جهت بهره وری استفاده کنیم. الان یک بشکه نفت را از منابع زیرزمینی استخراج می کنیم و با قیمت هر بشکه مثلا ۱۱۰دلار به کشورهای پیشرفته مثل ژاپن، آمریکا و … صادر می کنیم. ژاپن یک بشکه نفتی را که از ما خریده است، به انواع فرآورده تبدیل کرده و سپس آن را به خود ما می فروشد. این همان کاریست که ما هم باید بتوانیم انجام دهیم.»

به اعتقاد وی: اگر نظام آموزشی ما درست بود و نیروهای قوی تربیت کرده بود، فارغ التحصیلان را می توانستیم به کشورهای دیگر بفرستیم مثل سیرالئون. در سیرالئون متوسط بارندگی ۲۴۰۰میلی متر است درکشور ما ۲۴۰ میلیمتر است. این کشور آفریقایی ۱۰برابر بارندگی دارد و هم می توان کشاورزی کرد، هم منابع آب و زمین فراوان و هم نیروی کار ارزان است. فارغ التحصیلان می توانند آنجا شرکت های تعاونی تشکیل دهند. این همان کاری است که چینی ها انجام می دهند و کشورهای آفریقایی در حال حاضر به بازار چینی ها تبدیل شده است. بنابراین علاوه بر ایجاد کار و کارآفرینی مسیری برای دور زدن تحریم ها ایجاد می شود. همین مسیری برای افزایش بهره وری بدون استهلاک منابع داخلی کشور است.