گروه اقتصادی

- بازار سرمایه همچنان به روند نزولی خود ادامه می‌دهد؛ تا جایی که در آخرین معاملات، در مرز ۷۴ هزار واحد قرار گرفته است. گفته می‌شود این وضعیت، به تصمیم‌های هیجانی سرمایه‌گذاران برمی‌گردد؛ چراکه فعالان بازار، نظر مساعدی نسبت به تمدید مذاکرات نداشتند.

به‌هرحال، در حالی که در سومین روز آذرماه، شاخص کل بورس در جایگاه ۷۵ هزار و ۹۴۹ واحد قرار داشت و چیزی نمانده بود کانال ۷۶ هزار واحد را رد کند، اما چهارم آذرماه شاخص کل بورس پس از اعلام نتایج مذاکرات، با افت یک‌هزار و ۲۰۹ واحدی به ۷۴ هزار و ۷۴۰ واحد رسید. این وضعیت، پنجم آذرماه هم ادامه داشت و هم‌اکنون شاخص در مرز ۷۴ هزار واحد قرار دارد.

در همین رابطه، «افکارنیوز» به گفت‌وگو با حسین خزلی‌خرازی، دبیرکل سابق کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار و مدیرعامل شرکت کارگزاری بانک تات پرداختیم و از پشت پرده ریزش بورس جویا شدیم.

* بازار سرمایه در روزهای گذشته با افت محسوسی روبه‌رو بوده است. این افت و کاهش شاخص، تا چه اندازه تحت‌تاثیر فضای سیاسی بوده است؟


ببینید، عده‌ای از سرمایه‌گذاران طی روزهای گذشته تصور می‌کردند که یک توافق حداکثری در همه زمینه‌ها اتفاق خواهد افتاد. آن دسته از سرمایه‌گذاران که این‌گونه فکر می‌کردند، به پیش‌بینی‌های خود نرسیدند؛ هر چند توافقی که انجام شد، توافق بدی نبود و اتفاقا از بسیاری جنبه‌ها توافقات خوبی صورت گرفت و اصلا خبر بدی برای بازار سرمایه نبود.

اما آن دسته از سرمایه‌گذاران که به صورت هیجانی و با حداکثر برآوردهای خوشبینانه سهم خریده بودند، به صورت کاملا هیجانی و احساسی سعی کردند سهام خود را بفروشند، بنابراین فکر می‌کنم ظرف روزهای آینده بازار به تعادل می‌رسد و سرمایه‌گذارانی که به صورت هیجانی سهام خود را فروختند، اگر بخواهند دوباره به بورس بیایند، مجبورند سهام را به قیمت بالاتری خریداری کنند.

* به نظر شما چرا تا این حد بازار سرمایه ایران تابع شرایط سیاسی است؟

در همه دنیا این‌گونه است و این موضوع ربطی به ایران ندارد. اتفاقا در بازارهای بین‌المللی به‌دلیل این‌که محدودیت‌های بورس تهران اون‌جا نیست، مثل محدوده نوسان قیمت، نوسانات قیمت سهم آزاد است و بازارهای بین‌المللی در هم تنیده شده‌اند؛ به‌طوری که بعضا نه‌تنها اخبار سیاسی یک کشور، بلکه ممکن است اخبار سیاسی و اجتماعی کشورهای دیگر هم در آن بورس‌ها اثر بگذارد.
برای مثال، وقتی که در یونان بحران اقتصادی اتفاق می‌افتد و تظاهرات صورت می‌گیرد و شاهد آشوب‌های خیابانی هستیم، بورس لندن و نیویورک هم در همان روز ریزش می‌کنند. یا مثلا شایعه یا خبر فوت پادشاه عربستان، باعثمنفی شدن بازارهای طلا، نفت و سهام در دنیا می‌شود.

به این ترتیب، خصیصه ارتباط بازارهای اوراق بهادار و بازارهای کالایی با اخبار سیاسی و امنیتی در دنیا خیلی بیشتر است. مثال دیگری هم می‌توانم بزنم. در مسکو در اردیبهشت امسال ظرف یک‌ماه ۱۷ درصد کل بورس‌شان ریخت و به خاطر بحران اکراین منفی شد. به‌هرحال این تنش‌ها در بورس‌های بین‌المللی که نوسانات آزادتر است و سرمایه‌گذاران خارجی از اقصا نقاط دنیا سرمایه‌گذاری کردند، خیلی بیشتر از بورس تهران است.

* برای این‌که اثر منفی تصمیمات سیاسی در بازار به حداقل برسد، چه باید کرد؟

یک مکانیزم‌های بیرون بورسی مثل شبکه‌های رسانه‌ای و عملیاتی وجود دارد که برای اقناع افکارعمومی و به خصوص سرمایه‌گذاران در دنیا اتفاق می‌افتد. همچنین یک اقداماتی دولت‌ها و بانک‌های مرکزی در شرایط بحران برای کمک به بورس‌ها انجام می‌دهند و بلافاصله خطوط اعتباری را برای خرید اعتباری سهام تخصیص می‌دهند. بعضا شاهد بودیم در بحران مالی ۲۰۰۸ میلادی خود دولت آمریکا وارد شد و برخی از سهام‌ها را خرید تا از افت بیشتر جلوگیری کند.

یک مکانیزم‌های درون‌بورسی هم وجود دارد که ناشی از مکانیزم بازارگردانی یا بازارسازی است. بازارگردان‌ها، نهادهای مالی هستند که در یک چنین شرایطی، موقعی که بسیاری در بازار فروشنده سهام هستند و قیمت پایین می‌آید، سعی می‌کنند سهم را در قیمت پایین بخرند و هنگامی که آتش فرو نشست و هیجان کم شد و قیمت‌ها دوباره به بالا برگشت، این‌ها سهام را در قیمت بالاتر می‌فروشند. بنابراین سعی می‌کنند با این عملیاتشان نوسانات وسیع را کم کنند؛ نه این‌که صفر کنند.

* در این میان، به طور معمول گروهی هستند که از شرایط سوءاستفاده می‌کنند. این وضعیت الان هم در بازار وجود دارد؟
در مورد چند روز گذشته نمی‌شود این حرف را زد، ما امروز دچار هیجان یا وحشت عمومی هستیم، چون وقتی تمام سهم‌ها قرمز است، نمی‌شود بگوییم که افرادی دارند بازار را دست‌کاری می‌کنند یا افکارعمومی را دست‌کاری می‌کنند.
اما حرف شما در جاهای دیگر صادق است. برخی با دامن زدن به اخبار منفی و یا برعکس، با دامن زدن به اخبار مثبت و القای جو خوش‌بینی، سعی می‌کنند قیمت‌ها را بالا بکشند. این‌جا وظیفه مقام ناظر بازار سرمایه است که از اختیارات قضایی و نظارتی خود استفاده کند و کنترل‌های لازم را داشته باشد و اجازه ندهد که گروه‌هایی عامدانه بازار یا افکارعمومی سرمایه‌گذاران را دست‌کاری کنند.

در قانون بازار اوراق بهادار هم جرایم مفصلی برای این گونه افراد ذکر شده که کسانی که ظاهر اقواکننده از روند معاملات ایجاد می‌کنند، آنها به محکومیت‌های جزایی و کیفری شوند.

* پیش‌بینی شما از آینده بازار چیست؟ قبل از این برخی از فعالان بازار سرمایه پیش‌بینی کرده بودند که در صورت حصول نتیجه مثبت مذاکرات، شاخص به ۱۰۰ هزار واحد می‌رسد، الان پیش‌بینی‌ها چگونه است؟
نمی‌توانم برای شما عدد اعلام کنم، چون واقعا این عددها مبتنی بر الگوریتم‌های علمی نیست. من درباره اتفاقی که اخیرا در بازار افتاده است، به نظرم تا اواسط هفته آینده بازار به وضعیت عادی برمی‌گردد و روند مثبت را پیدا کند.

* پیش‌بینی تا پایان سال چیست؟
بستگی به پارامترهای خیلی زیادی دارد؛ مثل بودجه سال ۹۴، تحولات سیاسی، مدل قیمت‌گذاری نرخ گاز برای پتروشیمی‌ها و مجموعه‌ای از مسایل اقتصادی و سیاسی. با شرایط فعلی، به نظر من شاخص می‌تواند تا ۸۰ هزار واحد رشد کند.

* بودجه سال آینده هنوز به مجلس ارائه نشده، اما دو رقم از بودجه توسط مسوولان اعلام شده است. یکی نرخ دلار ۲۸۵۰ تومانی و یکی هم قیمت نفت هر بشکه ۷۰ دلاری است. هر کدام از این‌ها چه تاثیری در بازار می‌گذارد؟

دلار ۲۸۵۰ تومانی یعنی خودبه‌خود ۲۰۰ تومان گران‌تر از دلار اتاق مبادلات ارزی، بنابراین من فکر می‌کنم شاهد یک رشد بین ۵ تا ۱۰ درصدی نرخ ارز در بازار آزاد در سال ۹۴ خواهیم بودیم. بنابراین این موضوع مزیت خاصی برای شرکت‌های صادرکننده دارد. اما شرکت‌هایی که واردکننده مواداولیه هستند، ممکن است اندکی مواد اولیه‌شان گران‌تر شود.

در مورد قیمت نفت نیز آنطور که وزیر نفت در مصاحبه تلویزیونی خود اعلام کردند، افت درآمد ناشی از کاهش قیمت نفت را با حجم تولید بیشتر جبران خواهند کرد. من فکر می کنم با تولید و فروش بیشتر نفت در سال آینده، مجموع درآمد دلاری دولت که حاصل ضرب تعداد در قیمت نفت است، تغییر نکند، بنابراین بودجه دلاری دولت بعید است کاهش یابد. از سوی دیگر، نسبت تبدیل دلار به ریال هم افزایش پیدا میکند و بنابراین بودجه ریالی دولت هم تامین خواهد شد و نگرانی از این بابت وجود نخواهد داشت.