به گزارشافکارخبر، بازار بورس اوراق بهادار تهران این روزها حال و روز خوبی ندارند و سهامداران بر این باورند که با افت تدریجی تورم در کشور عملاً نرخ بازدهی بانک‌ها در حال افزایش است و همین امر موجب شده تا نقدینگی جهت دستیابی به سود بدون ریسک و مطمئن به سمت بانک‌ها حرکت کند.
طی دو سالی که از عمر دولت یازدهم می‌گذرد بازار پول در میان سایر بازارها از منظر بازدهی رتبه نخست را از آن خود کرده است، این در حالی است که در همین مدت سایر بازارها از جمله بورس اوراق بهادار، مسکن، سکه، طلا و… در رکود به سر می‌بردند یا بازدهی این بازارها در این بازه زمانی همچون مسکن منفی بود یا اینکه عایدی این بازارها در مقایسه با بخش پول بسیار ناچیز بود.


‌بررسی‌ها نشان می‌دهد که بانک‌ها در دو سال گذشته به سپرده‌گذاران ۲۴ ماهه خود بیش از ۴۰ درصد سود پرداخت کرده‌اند، اما بازدهی خرید مسکن در تهران طی همین بازه زمانی منفی ۵درصد بوده است. یعنی افرادی که طی دو سال گذشته اقدام به خرید مسکن در تهران به قصد سود کرده‌اند نه تنها سودی عایدشان نشده بلکه ضرر هم کرده‌اند. حال با احتساب سود‌ی که سرمایه‌گذار می‌توانست از سرمایه‌گذاری در بانک‌ها به دست آورد و زیانی که از سرمایه‌گذاری دربخش مسکن متحمل شده است، می‌توان هزینه فرصت از دست رفته سرمایه‌گذاران در بخش مسکن طی دوسال گذشته را ۴۵درصد عنوان کرد.


ضرر ۶۰ درصدی سهامداران بورس در ۲سال اخیر
در این بین از نیمه دیماه سال ۹۲ تا کنون نیز سقوط فرسایشی بورس ادامه داشته است. در این مدت سرمایه سهامداران بورسی حدود ۳۰ درصد افت کرده که این موضوع به این معنی است که هر سهامداری که در ۱۵ دیماه سال ۹۲ سهمی را در بورس خریداری کرده است تا الان یک سوم از دارایی خود را از دست داده است.


از سوی دیگر اگر سود تقسیم شده در مجامع را از بازدهی سرمایه‌گذاران کسر کنیم زیان سرمایه‌گذاران ۴۰ درصد برآورد می‌شود و اگر تورم ۲۰ ماه گذشته را نیز درنظر بگیریم، در مجموع به شناسایی زیان بیش از ۶۰ درصدی توسط سرمایه‌گذاران بازار سهام می‌رسیم.


در این بین بازدهی در بازارهایی چون ارز، سکه و طلا نیز در بازه زمانی دو سال گذشته چندان قابل ملاحظه نبوده است و در مقایسه با بازار بانک که همان سپرده‌گذاری به شمار می‌آید سود قابل مقایسه نیست. از سوی دیگر اگر‌چه رکود موجود در اقتصاد دلایل بنیادی دارد اما تمامی بازارها یکی از دلایل رکود خود را پرداخت سود سپرده قابل ملاحظه از سوی بانک‌ها و رسوب نقدینگی‌های کلان و خرد در بخش بانک عنوان می‌کنند.


از آنجایی که در قراردادهای بانکی در زمان سپرده‌گذاری میزان نرخ سود برای نمونه برای یکسال تعیین می‌شود، از این رو اگر در بازه زمانی یکساله نرخ تورم روند کاهشی به خود بگیرد این امر بدین معنی است که سپرده‌گذار بدون اینکه نرخ سود سپرده تغییر یابد، ‌سود بیشتری از محل سرمایه‌گذاری خود در بخش بانک به دست می‌آورد که دلیل این امر افت تورم در اقتصاد به شمار می‌آید.


در این بین با توجه به آنکه در هیچ یک از بانک‌های دنیا نرخ سود سپرده همانند ایران برای یکسال بیش از ۲۰درصد نیست به نظر می‌رسد سرمایه‌های خرد و کلان برای کسب سود از محل بانک به این بخش هجوم آورده‌اند و همین امر موجب شده تا در اقتصاد یک عطش شدید برای نقدینگی ایجاد شود.


حال در شرایطی بخش بانک در ارائه بازدهی در رتبه نخست در میان بازارهای رقیب ایستاده است که گویا قرار است به دلیل افت نرخ تورم در اقتصاد در رابطه با نرخ سود سپرده‌های بانکی بازنگری شکل بگیرد اما باید دید با افت نرخ سود بانکی، سپرده‌گذاران سرمایه‌های خود را به سایر بازارهای موجود در اقتصاد خواهند برد یا خیر؟