به گزارش افکارنیوز،

 هر چند در مقطعی توانست رای عده زیادی از مردم را جلب کند اما با یک حساب سر انگشتی می توان گفت که درآمد سالانه کشور از فروش نفت برای هر ایرانی می تواند تنها حدود 170 هزار تومان در ماه باشد، این در صورتی است که درآمد نفتی را حدود 40 میلیارد دلار در سال در نظر بگیریم و همه این درآمد بدون هیچ اقدامی بین مردم تقسیم شود. این رقم ناچیز البته می توانست طی مقاطعی تبدیل به سرمایه های ماندگار برای اقتصاد کشور شود. سرمایه ای که نسل های آینده نیز از آن بهره مند شوند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ابتکار ، تجربه کشورهای نفتی مانند نروژ مسیر متفاوتی را طی کرد به گونه ای که این کشور اصل پول نفت خود را وارد اقتصاد نکرد و با سرمایه گذاری های مختلف در بازارهای بورس بین المللی از سود این درآمد بهره مند شد، کاری که طی چند دهه به طور برعکس در اقتصاد کشور رخ داد. هر چند در چند دهه گذشته وقوع حوادثی مانند جنگ و تحریم موتور اقتصاد کشور را کند کرد، اما در مقاطعی که درآمدهای نفتی کشور به شکل بی سابقه ای افزایش پیدا کرد،فرصت این درآمد سوخت و در نهایت خروجی آن پرداخت بخشی از درآمد نفتی به صورت یارانه بود که آن هم چیزی جز تباهی برای اقتصاد به همراه نیاورد.

با نگاهی به آمار درآمد نفتی ایران بین سال های 1360 تا 1383 حدود 145 میلیارد دلار بوده است، و در آمد دولت محمود احمدی نژاد از سال 1384 تا 1392 چیزی حدود 578 میلیارد دلار بوده است که حتی از بازه زمانی 23 سال قبل از خود نزدیک به دوبرابر و نیم بیشتر بوده است. فرصت استفاده از این درآمد برای سرمایه گذاری بیشتر و تبدیل آن به سرمایه از دست رفت و تنها حاصل آن 2 میلیارد دلار سرمایه گذاری در کشور امریکا که آن هم به حکم قانون دادگاه آن کشور ضبط شد.

اما در حال حاضر علیرغم کاهش چشمگیر این درآمد ها دولت یازدهم سعی کرده تا وابستگی خود به درآمد های نفتی را کاهش دهد. کارشناسان معتقدند ، جایگزین این درآمدها می تواند جلوگیری از فرار های مالیاتی، سرمایه گذاری بخش خصوصی در اقتصاد و جذب سرمایه گذاری های خارجی باشد. که دولت علیرغم کارشکنی هایی که توسط مخالفان در هر سه مورد صورت می گیرد همت خود را بر تحق این موارد گذاشته است. چنانچه برای سرمایه گذاری خارجی از طریق دیپلماسی تجاری و همچنین عقد قراردادهای بین المللی سعی در زیرساخت سازی در اقتصاد را دارد.

نفت و نسل آینده

هادی حق شناس در گفت و گویی می گوید: نباید به نفت به عنوان یک ثروتی که تنها به نسل حاضر تعلق دارد نگاه کرد، بلکه باید از این منابع تجدید نشونده برای نسل های آتی نیز سرمایه گذاری کرد. وی می افزاید: شاید بتوان گفت که بهترین کار در این زمینه را نروژی ها انجام دادند و از این ثروت در خارج از مرزهای خود سرمایه گذاری کرده و در نهایت از سود حاصل از این درآمد ها استفاده کردند.

این استاد دانشگاه در خصوص اقتصاد وابسته به نفت در کشور می گوید: در ایران نیز پول نفت باید در صندوق توسعه ملی جهت سرمایه گذاری های بلند مدت ذخیره شود، چناچه در برنامه پنجم و ششم توسعه این سیاست پایه گذاری شده است. وی تصریح کرد: تا پایان برنامه ششم توسعه قرار است حدود 45 درصد پول نفت در صندوق توسعه ذخیره شود تا اتکا به پول نفت کمتر شود.

حق شناس به راهکار دیگر جدایی نفت از اقتصاد اشاره کرد و گفت: یکی از کارهایی که می توان در مصرف بهینه پول نفت انجام داد استفاده از آن در زیر ساخت های کشور مانند صنایع مادر و یا ساخت جاده، فرودگاه، راه آهن و... باشد. وی افزود: اگر به هر دلیلی مانند سال های گذشته درآمد نفتی صرف هزینه های جاری شود، به معنای آن است که تنها به نسل فعلی فکر کردیم.

جایگزین های درآمد نفتی کدام اند؟

این کارشناس اقتصادی همچنین به موارد جایگزین درآمد های نفتی اشاره کرد و گفت: فرار مالیاتی در کشور به اندازه بودجه عمرانی در کشور است که می تواند به عنوان یک مبنع جایگزین به حساب آید، از طرف دیگر بخش خصوصی در کشور قدرتمند است که در صورت مهیا بودن فضای اقتصادی می تواند وابستگی کشور را به نفت کاهش دهد.

وی ادامه داد: سرمایه گذاری خارجی به عنوان یک منبع مهم می تواند در صورت ثبات شرایط جذب شوند و به پویایی اقتصاد بدون نفت کمک کند. طبق آمار غیر رسمی که در سال 93 منتشر شد سهم هر ایرانی از درآمد نفتی حدود 45 هزار و 712 تومان در ماه بوده است.

بر اساس آخرین آمارها و اطلاعات غیررسمی، ایران به‌طور متوسط روزانه حدود یک‌میلیون و 300 تا یک‌میلیون و 400 هزار بشکه نفت و میعانات گازی صادر می‌کند. البته بخش عمده‌ای از درآمد صادراتی نفت ایران به دلیل تحریم‌ها در حساب‌های خارجی بانک مرکزی و شرکت ملی نفت، بلوکه می‌شود؛ با این حال، چنانچه قیمت صادراتی نفت و میعانات گازی ایران را 60 دلار در هر بشکه فرض کنیم، می‌توان چشم‌اندازی تقریبی از میزان درآمدهای نفتی دولت به دست آورد. حاصل‌ضرب 60 دلار در صادرات یک‌میلیون و 300 هزار بشکه نفت، به رقم 78 میلیون دلار در روز می‌رسد. اما همه درآمد نفت صادراتی ایران به دولت نمی‌رسد؛ بر اساس قانون بودجه سال 93 کل کشور، 26 درصد از درآمد نفت مستقیما به صندوق توسعه ملی واریز می‌شود و 2 درصد نیز برای بازپرداخت عیدانه سال 91 (که دولت دهم از این صندوق برداشت کرده بود) به حساب صندوق می‌رود. 14.5 درصد از این درآمدها هم در اختیار شرکت ملی نفت قرار می‌گیرد تا صرف هزینه‌های سرمایه‌گذاری این شرکت شود. بنابراین تنها 57.5 درصد از کل درآمد نفت به بودجه دولت وارد می‌شود.

با این حساب تنها 44 میلیون و 850 هزار دلار از کل درآمد روزانه نفت ایران می‌تواند به حساب دولت وارد شود. با محاسبه نرخ دلار 2650 تومانی درنظرگرفته‌شده در قانون بودجه، مجموع درآمد ریالی صادرات نفت روزانه به 118 میلیارد و 852 میلیون و 500 هزار تومان می‌رسد که در هر ماه (30 روز) سه هزار و 565 میلیارد و 575 میلیون تومان خواهد بود.

اگر جمعیت ایران را 78 میلیون نفر در نظر بگیریم (طبق آخرین ساعت جمعیتی مرکز آمار، جمعیت ایران بیش از 77 میلیون و 975 هزار نفر بوده است) سهم هر ایرانی از درآمد نفتی دولت 45 هزار و 712 تومان در ماه خواهد بود.

جالب آنکه این رقم تنها 212 تومان بیشتر از یارانه نقدی‌ای است که بیش از 70 میلیون ایرانی هر ماه از دولت دریافت می‌کنند. به عبارت دیگر، بیشتر ایرانیان، تقریبا همه سهم خود از درآمد نفت را نقدا از دولت دریافت می‌کنند و به نظر می‌رسد اگر وضعیت قیمت جهانی نفت و پرداخت یارانه به همین منوال ادامه یابد، هیچ پولی برای انجام اقدامات عمرانی و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی توسط دولت باقی نخواهد ماند.