گروه اقتصادی- با روی کار آمدن دولت یازدهم و با تلاش های انجام شده، رشد اقتصادی دیگر از آن حالت خطر خود خارج شد.  

به گزارش افکارنیوز، در تازه ترین اظهارنظر، وزیر اقتصاد نتایج رشد اقتصادی 3ماهه نخست سال جاری را امید‌بخش دانست و دست یابی به رشد اقتصادی  5درصدی را ناممکن ندانسته است. همچنین ولی الله سیف نرخ رشد اقتصادی بهار امسال را 5.4 درصد عنوان کرده است.. بانک جهانی نیز اعلام کرده که میانگین نرخ رشد اقتصادی ایران در دو سال به 4.6 درصد خواهد رسید.

 

اما آیا رشد اقتصادی اعلام شده با واقعیت های موجودی اقتصادی همخوانی دارد؟

 

در همین زمینه دکتر محمد خوش چهره، صاحب نظر مسائل اقتصادی می گوید: "رشد اقتصادی یکی از موضوعات قابل تامل در نظام تصمیم گیری، سیاست گذاری و برنامه ریزی کشور است. عدم درک صحیح از این موضوع و یا مغلطه ها و یا سفسطه ها باعث شده تا از ابتدای انقلاب و به خصوص بعد از جنگ و از زمان برنامه اول تاکنون یکی از نقاط ضعف نظام تصمیم گیری، برنامه ریزی و سیاست گذاری ها تعیین نرخ رشد اقتصادی باشد؛ چرا که نرخ رشد اقتصادی شاخصی است برای ارزیابی صحت و درستی نظام برنامه ریزی که آیا آنچه که پیش بینی می شود با آنچه که محقق شده یا همان عملکرد، تطبیق دارد یا خیر."

 

محمد خوش چهره معتقد است: "با یک مطالعه تاریخی از دهه 70 تا به امروز یکی از انحرافات دولت ها این بوده که نرخ های رشد برنامه ریزی شده با نرخ های رشد محقق شده تفاوت چشمگیری دارند. به طور مثال نرخ رشد 8درصدی برای برنامه پنجم پیش بینی شده بود اما طبق گفته رییس دولت یازدهم نرخ رشد محقق شده منفی 5.4 درصد بوده است. در واقع ما می خواستیم از لحاظ توان تولید و قدرت اقتصادی 8 پله بالا رویم اما (درصورت پذیرش حرف رییس جمهور) نه تنها این امر اتفاق نیفتاد بلکه 5 پله هم پایین تر رفتیم. تفاوت این دو نرخ 13.4درصد است که انحراف بالایی است. این درحالیست که در دنیا نرخ های رشد محقق شده 1 تا 2درصد با نرخ های پیش بینی شده تفاوت دارد اما برای ما 13.4 درصد انحراف داشت. در پنج تا 10 سال گذشته حجم درآمدهای نفتی ما نیز رویایی بود یعنی رقم 700میلیارد دلار. اینجا آسیب شناسی نرخ رشد بسیار مهم به نظر می رسد."

 

عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران می افزاید: "نرخ رشد اقتصادی درصدی تغییرات تولید ناخالص ملی بین سال پایه و سال مورد نظر است. به طور مثال در سال 95 برنامه ریزی می کنیم که در سال 99 در یک برنامه 5ساله هر سال به طور متوسط نرخ رشد 8 درصدی داشته باشیم.  درصد تغییرات تولید ناخالص ملی هرسال باید افزایش یابد اگر افزایش پیدا نکرد و همان تولید سال قبل باشد یعنی تولید صفر یا همان حفظ وضع موجود خواهد بود."

 

به عقیده او: "در محاسبات نرخ رشد ما بسیار انحراف داریم که به تازگی مقام معظم رهبری عنصر کلیدی آن را که دغدعه جدی صاحب نظران اقتصادی بود را مطرح کردند؛ یعنی عدم نظام مناسب اطلاعات و آمار که این عدم نظام مناسب اطلاعات و آمار در حقیقت می تواند موجب انحراف نرخ رشد اقتصادی که مهمترین شاخص ارزیابی کارآمدی دولت و حتی نظام اقتصادی است، شود."

 

خوش چهره می گوید: "بسیاری از دولت های تمایل دارند تا اگر نگوییم دستکاری در آمار، با بازتعریف نرخ های رشد آن را بالاتر جلوه دهند درحالیکه واقعیت چیز دیگری است. نرخ رشد اقتصادی شاخص تمام عیاری است برای بررسی توانمندی و تاثیرگذاری بر متغیرهای کلان. برای مثال اشتغال با موضع، نصیحت و پند ایجاد نمی شود ریشه در تولید ناخالص ملی دارد. یعنی اگر تولید ملی افزایش یابد فرصت های شغلی اضافه می شود. همچنین سطح رفاه ملی، سطح درآمد ملی و میزان سرمایه‌گذاری همگی متاثر از شاخصی به نام نرخ رشد اقتصادیست. بنابراین توجه به این شاخص پیش شرط مهمی به شمار می رود."

 

این صاحب نظر اقتصادی تاکید می‌کند: "صرف اینکه دولتی بگوید نرخ رشد اقتصادی بالاست اما رفاه، اشتغال و حتی سطح درآمد ملی افزایش پیدا نکرده باشد نمی توان آن را نرخ رشد واقعی و علمی دانست."

 

خوش چهره با بیان این که " این اشکالات هم در عدد و آمار و هم شیوه های محاسبات و هم در حقیقت تعاریفی است که از این نرخ های رشد ایجاد می شود." می افزاید: " یکی دیگر از نکاتی که باید به آن توجه داشت این است که نرخ رشد از چه شیوه ای محاسبه شده است .

 

اگر از خام فروشی نفت است که چنین نرخ رشدی،  تولید ناخالص ملی نیست و فروش دارایی ها و ثروت ملی است. درحالی که نرخ رشد اقتصادی یعنی درصد تغییرات تولید ناخالص داخلی. بعضی به اشتباه یا تعمد از تولید نفت صحبت می کنند درحالیکه ما تولید نفت نمی کنیم بلکه نفت را استخراج می کنیم. 300میلیون سال طول کشیده تا نفت ایجاد شود. حالا ما این نفت را خام می فروشیم که اسم این کار تولید نیست. درست است که فروش نفت در درآمد ملی نقش دارد اما نرخ رشد اقتصادی درصد تغییرات تولید ناخالص ملی است."

 

او تصریح می کند: "مهم این است که نرخ رشد بالا به چه شیوه هایی و با چه هزینه ای ایجاد شود. اگر دولتی با تهی سازی منابع طبیعی و خدادای و برداشت های بی رویه از ثروت های ملی و خدادای به دنبال نرخ رشد بالا باشد دچار انحراف است اگر آلودگی و تخریب طبیعت و آلودگی محیط زیست را به بهای افزایش سطح تولید ناخالص ملی بخواهد این نمی تواند تولید ناخالص ملی پایدار باشد."

سمانه الماسی