به گزارش افکارنیوز به نقل از مهر، برگزاری انتخابات و مراجعه به آرای مردم برای تعیین جهت گیری نهادهای قدرت، رویدادی است که می تواند رنگ زندگی مردم را در یکی از پهناورترین کشورهای جهان تغییر دهد. رای گیری در لیبی برای تعیین ۲۰۰ عضو کنگره ملی این کشور از ابعاد متنوعی برای مردم این سرزمین و همسایه های دور و نزدیک شان در اروپا و خاورمیانه و ... حائز اهمیت است:

اهمیت برگزار شدن انتخابات
صرف نظر از نتیجه این انتخابات، برگزار شدن آن و نصب پلاکاردهای تبلیغات نامزدها پس از ۴ دهه در این کشور معانی قابل توجهی دارد.

الف) اهمیت وظایف کنگره ملی
نگاه به وظایف کنگره ملی لیبی روشن ترین بیان برای اهمیت نتایج انتخابات است. تعیین دولت انتقالی جدید، تعیین نخست وزیر جدید و از همه مهم تر تدوین پیش نویس قانون اساسی وظایفی است که نشان می دهد آینده سیاسی لیبی را باید در آرایش منتخبان این رای گیری بجوییم. از جمله مهم ترین مسائل در تبلیغات انتخابات، مسئله " شریعت " بوده است. کنگره ملی لیبی پس از انتخابات، با فرض رسیدن کشور به آرامش، باید نسبت نظام سیاسی جدید با " شریعت اسلام " را تعیین کند.

ب) اعلام پایبندی دولت انتقالی به سازوکارهای دموکراتیک
شورای انتقالی لیبی و دولت انتقالی این کشور، که منتخب این شورا است، کمتر از یک سال است که قدرت را در این کشور در دست دارند. برای مردمی که سال ها به دیکتاتوری معمر قذافی خو کرده بودند، پذیرش اینکه عده ای حضور خود در نهاد قدرت را منوط به پذیرفته شدن از سوی مردم کنند، پدیده جدیدی است. بنابراین حاکمان انقلابی لیبی این روزها تلاش می کنند تا نشان بدهند خود را واقعا " انتقالی " می دانند. باید منتظر آینده بمانیم و قضاوت کنیم که آن ها در این ادعا صادق اند یا اینکه فقط با نمایشی از دموکراسی روبرو هستیم.

ج) آزمون آمادگی قبایل و گروه ها برای پذیرش ساز و کار دموکراتیک
در لیبی نیز مانند بسیاری از کشورهای همسایه اش، قبایل نقش قابل توجهی دارند. معمر قذافی نیز مانند عبدا… صالح، دیکتاتور سابق یمن، و مانند بسیاری دیگر از نمونه های کنونی کشور را با استفاده از موازنه منافع قبایل لیبیایی مدیریت می کرد. حتی هنوز هم برخی از جوانان در لیبی به سازوکار های سیاسی مبتنی بر حضور قبایل و توازن های قومیتی باور دارند. دولت انتقالی لیبی از ۲۰۰ کرسی کنگره ملی، ۸۰ کرسی را مختص احزاب کرده است تا برای نهادینه شدن ادبیات حزبی در کشور قبیله ها تلاش کند. با تاکید بر اینکه انقلابی های مهمی از جمله عبدالکریم بالحاج از طریق تشکیل حزب جدید " الوطن " در انتخابات شرکت کرده اند. ثبت نام برای رای دادن پیش از آغاز انتخابات، بررسی تبلیغات نامزدها، فرهنگ آمادگی برای شکست خوردن در انتخابات و بسیاری موارد دیگر از این دست، آزمون مردمی است که دیروز در انتخابات شرکت کردند.

تاویل و تفسیرهای بین المللی از انتخاباتی ملی
نزدیک به یک سال و ۴ ماه پیش در ۵ مارس ۲۰۱۱ شورای ملی انتقالی لیبی خود را به عنوان نماینده قانونی مردم این کشور انتخاب کرد. ۵ ماه بعد ۶۵ کشور جهان پذیرفتند که نظرات این شورا را نظر مردم لیبی بدانند. این‌چنین یکی از جدیدترین نمونه های تغییر نظامی سیاسی یک کشور با مشارکت معنادار دیگر کشورهای جهان به وقوع پیوست.

الف) انتخابات کنگره ملی و سرانجام " مدل لیبی "
سال گذشته میلادی شورای امنیت سازمان ملل بوسیله انقلابیون لیبی، نظام حاکم بر این کشور با سرنگونی سرهنگ قذافی به کمک سلاح های دیگر کشورها از جمله قطر و حمایت هوایی کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، تغییر کرد. اما چندی بعد روسیه و چین به عملیات ناتو در لیبی اعتراض کردند و روسیه تغییر نظام سیاسی در لیبی را " مهندسی شده " توصیف کرد. به هر روی از تجربه لیبی، که به جنگ داخلی مبتلا شده بود، امروز به عنوان یک " الگو " نام برده می شود. تجربه لیبی اولین نمونه از ایده " مداخله بشردوستانه " کشورها و سازمان های بین المللی است. در نمونه های مشابه، از جمله الگوی بالکان، مداخله ناتو و کشورهای بیگانه نه برای " سرنگونی " و " تغییر نظام حاکم "، بلکه برای میانجیگری در جنگ های داخلی کشورهایی بود که نظام سیاسی مستقر نداشتند.

بنابراین اثبات موفقیت مدل لیبی می‌تواند راه را برای دخالت های نظامی بعدی در دیگر کشورها با " شعار " مداخله بشر دوستانه باز کند. اثبات موفقیت الگوی لیبی می تواند ایده " مداخله بشر دوستانه " ناتو را در کنار ایده " مداخله پیش گیرانه " بوش در افغانستان و عراق قرار دهد.

ب) تاثیر سرنوشت لیبی بر کشورهای پیرامون
لیبی بین ۲ کشور تونس و مصر قرار دارد. هر ۳ کشور امروز در التهاب دوران گذار به سر می برند، هرچند هریک شرایطی متفاوت دارد. با این همه سرانجام لیبی فقط بر کشورهای آفریقایی همسایه موثر نیست. کشورهای مخالف دولت سوریه در ماه های گذشته در تلاش برای تغییر نظام سیاسی این کشور تجربه ۲ کشور را به عنوان الگویی قابل تکرار پیشنهاد داده اند. تغییر قدرت سیاسی در تونس و مصر با تظاهرات مردمی رخ داد، در حالی که تغییر در لیبی این‌چنین نبود. کشورهایی که روزی موافقت شورای امنیت را برای مداخله نظامی در لیبی جلب کردند، در ماه های گذشته باز هم تقاضایی مشابه داشته اند. مشخصا درباره بحران سوریه کشورهایی مخالف از جمله آمریکا، انگلیس و فرانسه، که عضو دائم شورای امنیت هستند، پس از اجلاس اخیر در ژنو از چنین احتمالی سخن گفته اند.

بنابراین دور از ذهن نیست اگر بازیگران بین المللی مشترک بحران در هر ۲ کشور، با فشار به دولت انتقالی لیبی بخواهند پریشانی سیاسی این کشور را به سرانجامی برسانند تا بتوانند در دعوای سوریه نیز از این تجربه بهره ببرند. بنابراین تلاش برای برگزاری انتخابات، نه نشانه کارآمدی مدل لیبی، بلکه فرار از هویدا شدن ناکارآمدی " دموکراسی وارداتی اجباری با سلاح " است.

چشم انداز پس از انتخابات: استمرار نزاع سیاسی
در روزهای اخیر، موضوع فدرالیسم بر تمام خبرهایی که از لیبی می رسد، سایه افکنده است. اختلاف ها در این باره از جمله دلایل تعویق انتخابات کنگره ملی بود. مردم منطقه شرقی لیبی، برقه، معتقدند که شورای انتقالی لیبی نیز مانند معمر قذافی در برخورد با آن ها عادلانه رفتار نمی کند. آن ها انتخابات کنگره ملی را نیز استمرار این بی عدالتی می دانند. جالب اینکه برخی از نامزدهای انتخابات در مناطق شرقی وعده داده اند که در صورت پیروزی در انتخابات، موضوع فدرالیسم را در قانون اساسی این کشور پی بگیرند. پایان انتخابات، پایان نزاع در این باره نخواهد بود و اختلاف های این‌چنینی دامنه دار خواهد ماند.
سیدمحمد اسلامی کارشناس مسائل بین الملل