به گزارش افکارنیوز به نقل از فارس، آغاز دور دوم ریاست جمهوری باراک اوباما در آمریکا همراه شده است با تغییرات جدید در کابینه وی به ویژه انتخاب افراد جدید برای بر عهده گرفتن مسئولیتهای وزارت امور خارجه، وزارت دفاع و سازمان سیا که این امر از سوی تحلیل گران و رسانهها به معنی رویکرد جدید اوباما در حوزههای سیاست خارجی و امنیتی تلقی شده است.

در این راستا، یکی از مسایلی که به شدت مورد توجه محافل رسانه‌ای و کارشناسی قرار گرفته است، بحثو بررسی در مورد میزان تاثیرات پدیده فوق بر سیاست خارجی جدید آمریکا در مقابل ایران است. به طوری که مجموعه‌ای از دیدگاه‌های خوشبینانه و بدبینانه در مورد شکل‌گیری دوران جدیدی در روابط ایران و آمریکا به وجود آمده است. در حالی که برخی معتقدند که اوباما با آوردن سناتورهایی مانند چاک هیگل برای پست وزارت دفاع و جان کری برای وزارت امور خارجه قصد دارد مساله ایران را از طریق راهکارهای سیاسی و گفتگو حل و فصل نماید، برخی دیگر بر این باورند این انتخاب نه تنها برای تقویت گزینه مذاکره نیست، بلکه اوباما می‌خواهد از طریق همکاری با افراد هم سو و نزدیک به خود مسیر فشار به ایران را با قدرت بیشتر دنبال نماید.

بنابراین امروزه حجم بسیار زیادی از استدلال‌های کارشناسی در مورد دلایل اوباما برای انتخاب تیم امنیتی جدید به ویژه در ارتباط با مساله ایران وجود دارد که پرداختن به همه آن‌ها از حوصله این یادداشت خارج است؛ اما در ابتدا باید به این مساله پرداخت که اساسا چرا در مورد تاثیر انتخاب تیم امنیتی جدید اوباما روی رابطه ایران و آمریکا مباحثزیادی مطرح می‌شود؟

۱ - نخست آن که بسیاری از استدلال‌های موجود در این مورد بر می‌گردد به رویکرد افرادی که توسط اوباما انتخاب شده‌اند. به عنوان مثال، در مورد جان کری گفته می‌شود که آمدن وی در وزارت خارجه موجب تمایل نگاه سیاست خارجی آمریکا برای حل و فصل دیپلماتیک مساله هسته‌ای ایران می‌شود. یا از جمله افراد دیگری که توسط اوباما انتخاب شده است، سناتور چاک هیگل است که به رغم قرار داشتن در جناح جمهوری خواه دارای مواضع متفاوتی به خصوص در مورد جایگاه امنیت رژیم صهیونیستی در راهبردهای امنیت ملی آمریکا بوده و این مساله با توجه به سیاست های زاویه دار اوباما طی چهار سال اول نسبت به رژیم صهیونیستی به طور جدی مورد توجه محافل کارشناسی قرار گرفته است. در واقع، کارشناسان انتخاب چاک هیگل را به معنی فاصله گرفتن بیشتر مواضع سیاست خارجی اوباما با دغدغه های امنیتی رژیم صهیونیستی در چهار سال آینده قلمداد کرده اند. میزان فشارها به دولت اوباما در این رابطه به حدی بوده است که جی گارنی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ناچار شد در موضع گیری صریحی بگوید آمریکا به امنیت رژیم صهیونیستی در رابطه با ایران پای بند است. حتی برخی استدلال‌ها در این رابطه وجود دارد مبنی بر این که بسیاری از مخالفت‌های داخلی آمریکا با چاک هیگل معطوف به مسایل شخصی وی بوده نه مواضع سیاسی و یا این که گفته می شود چاگ هیگل به رغم متهم بودن به مواضع ضد صهیونیستی هیچ نکته خارق العاده‌ای در مورد رژیم صهیونیستی نگفته است.

با این وجود، برخی کارشناسان معتقدند، تغییرات جدید کابینه در کابینه اوباما از این جهت مهم است که به عنوان مثال، در تاریخ معاصر آمریکا انتخاب فردی که مشهور به مواضع ضد صهیونیستی است از سوی رئیس جمهور برای در اختیار گرفتن مقام کلیدی سابقه نداشته است. یا این که در داخل آمریکا لابی یهود علیه فردی که به عنوان وزیر معرفی شده است بیانیه‌های اعتراضی منتشر کند، امر بی سابقه‌ای بوده است. به همین دلیل، معرفی افراد جدید مانند چاک هیگل در کابینه اوباما را باید به عنوان یک «پدیده سیاسی جدید» در ساختارهای رسمی آمریکا قلمداد کرد.

۲ - استدلال دیگری که در مورد اهمیت تیم امنیتی جدید اوباما در ارتباط با ایران بیان می‌شود مربوط به شرایطی است که رابطه ایران و آمریکا در حال حاضر در آن به سر می‌برد. در این راستا، برخی از کارشناسان با رویکردی خوشبینانه بر این باورند که اوباما در حال فراهم کردن شرایط جدید برای مذاکره با ایران است و این مساله ناشی از الزامات داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی آمریکاست. به همین دلیل ایران باید از این فرصت استفاده کند.

این در حالی است که در مورد رویکرد اوباما در مقابل ایران حداقل چند مفروض زیر مطرح است:

الف - اوباما در دوره اول ریاست جمهوری بر پایه شعارهای ایده آلیستی و رفتارهای عملگرایانه در عرصه سیاست خارجی عمل کرد و به همین دلیل، بسیاری از فشارهایی را که آمریکا طی سال های قبل از آن نتوانسته بود به ایران وارد کند، اوباما وارد کرد.

ب - به همین دلیل، اوباما در ابتدای دوره دوم در موضوع ایران با وضعیت‌های زیر مواجه است:

- منتقدان داخلی به خصوص جمهوری خواهان و لابی صهیونیستی وی را متهم می‌کنند که در پرونده ایران نتوانسته است به موفقیت برسد.

- اما اوباما معتقد است در قضیه تحریم‌ها موفق بوده است.

- بنابراین بسیاری از مراکز فکری و اندیشه‌ای آمریکایی تاکید دارند که اوباما در مقابل ایران در شرایط سخت تری قرار گرفته است چون ایران به خط قرمز نزدیک شده است.

ج - در این راستا، اوباما که در ۲ سال اخیر تمرکز بسیار زیادی روی کارآیی تحریم‌ها علیه ایران نموده است، منتظر است تا نتایج آن را در محیط داخلی ایران بگیرد. بنابراین به نظر می‌رسد رویکرد تمایل به مذاکره مستقیم و غیر مستقیم با ایران با هدف تاثیرگذاری روی محیط داخلی ایران و معطوف به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ ایران صورت می‌گیرد و کاملا بدیهی است که لازمه این کار ارائه پیشنهادات مذاکراتی منعطف به طرف ایرانی است. به عبارت دیگر، اوباما احساس می‌کند مدت باقیمانده تا انتخابات ریاست جمهوری ایران یک فرصت است. در واقع، در حالی که اوباما بسیار عملگراتر در مقابل ایران خواهد بود، اما در ظاهر سعی می‌کند دورنمای مثبتی از روابط ایران و آمریکا نشان دهد.

بنابراین در جمع‌بندی نهایی باید گفت که اگر چه یکی از عوامل مهم در تعیین سیاست خارجی جدید اوباما، نوع افرادی است که با نگاه‌های مشخص، تیم سیاسی و امنیتی اوباما را تشکیل خواهند داد؛ اما در این رابطه باید توجه داشت که در سابقه سیاست خارجی آمریکا بسیاری از افراد وجود داشته‌اند که به رغم داشتن نگاه‌های متفاوت نسبت به سیاست‌های رسمی آمریکا، پس از قرار گرفتن در مسند قدرت از نگاه شخصی خود صرف نظر کرده‌اند.

در عین حال باید توجه داشت که انتخاب افرادی که مشهور به داشتن نگاههای هم سوتر با اوباما هستند برای کابینه جدید، الزاما بدین معنی نیست که همین تیم، نگاههای امنیتی خود را کنار بگذارد؛ بلکه ورود افراد جدید به کابینه اوباما، در سقف حداکثری آن موجب ایجاد وحدت رویه در دولت اوباما خواهد شد و کاخ سفید نقش برجسته تری در تصمیم گیریها خواهد داشت. بنابراین میتوان هدف اوباما از انتخاب تیم جدید را این گونه بیان کرد که وی قصد دارد از شخصیتهایی که با رویکرد قدرت نرم و هوشمند وی هم سویی بیشتر دارند استفاده کند تا مسیر خود را برای به کارگیری نوعی استراتژی خزنده، کم هزینه و فراگیر هموار سازد