به گزارش افکارنیوز، نام اصلی تنها نخست وزیر انگلیس مارگارت هیلدا رابرتز بوده است و بعد از ازدواج با دنیس تاچر از مدیران ثروتمند صنایع نفت انگلیس نام خانوادگی او به تاچر تغییر پیدا کرد. پدر و مادرش مارگارت صاحب یک مغازه خواروبار فروشی بودند. او ابتدا از دانشگاه آکسفورد در رشته هنر لیسانس گرفت و بعد در دو رشته حقوق و شیمی تحصیل کرد. گفته می‌شود تاچر به خاطر تحصیل در رشته شیمی یکی از افرادی بوده در اختراع بستنی نیمه منجمد نقش داشته اشت. او بعد از فارغ‌التحصیلی در رشته شیمی از دانشگاه آکسفورد در یک کارخانه مواد غذایی به نام جی لیونز فعالیت می‌کرد و از اعضای گروه تحقیقاتی بود موفق به ساخت بستنی نیمه منجمد شدند. تاچر بارها گفته بود که علاقه چندانی به رشته شیمی نداشت اما فعالیت در همین رشته بود که باعثآشنایی او با همسرش شد.



مشهور به «شیرقاپ»!

یکی از لقب‌های تاچر که شاید کمتر شنیده شده باشد «شیرقاپ» است! زمانی که تاچر در کابینه ادوارد هیثبه عنوان وزیر آموزش و پرورش فعالیت می‌کرد دستورش برای توقف توزیع شیر رایگان در مدرسه‌ها به بچه‌های ۷ تا ۱۱ ساله باعثشد تا این لقب به او داده شود. با وجود مشهور شدن به این نام در دهه ۱۹۷۰ تاچر به فعالیت‌های خود به عنوان وزیر ادامه داد.

کیف مشهور تاچر



مارگارت تاچر کیف دستی مشهوری داشت که به قیمت ۴۵۰ دلار خریده بود. او در سال ۲۰۰۰ گفته بود که این کیف چرمی مشکی تنها محل امن در دفتر نخست وزیر بوده است! این کیف مشهور در یک حراجی به قیمت ۱۵۰ هزار دلار فروخته شد. فعل To Handbag هم به خاطر نحوه رفتار تاچر با وزرای کابینه‌اش مشهور و به همین خاطر وارد فرهنگ لغات آکسفورد شد. این فعل در حال حاضر به معنای حمله لفظی یا فیزیکی یک زن به کار می‌رود! نمایندگان حزب محافظه‌کار این فعل را درباره رفتار تاچر با وزرا به کار بردند. در سال ۱۹۸۲ برای اولین بار یکی از نمایندگان پارلمان در سخنرانی خود گفت: او(تاچر) نمی‌تواند بدون اینکه با کیفش بزند با نهادهای انگلیس رفتار کند. گفته می‌شود تاچر رفتار تحکم آمیز و دیکتاتوری داشت و به همین خاطر این‌طور درباره او حرف می‌زدند. "


پشیمانی از ورود به سیاست

در سال ۱۹۹۵ مارگارت تاچر از ورود به عالم سیاست ابراز پشیمانی کرد. او در دیدار با یکی از نمایندگان پارلمان گفته بود: اگر زمان بار دیگر تکرار می‌شد دیگر وارد سیاست نمی‌شدم؛ به خاطر ضربه‌ای که به خانواده زده می‌شود. فرزندان تاچر یک دختر و پسر دوقلو هستند.

ترویست خواندن ماندلا

تاچر در زمان نخست وزیری خود، نلسون ماندلا، قهرمان مردم آفریقای جنوبی و اولین رئیس جمهور دمکراتیک این کشور را یک تروریست کمونیست خوانده بود! تاچر در آن زمان از رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی حمایت می‌کرد و بر اساس اسناد موجود ماندلا را که در زمان نخست وزیری تاچر در حال مبارزه با رژیم آپارتاید و سیاست‌های تبعیض نژادی بود را یک تررویست خطاب می‌کرد. دیوید کامرون، نخست وزیر انگلیس و رهبر فعلی حزب محافظه‌کار به مین دلیل چندی پیش از این مسئله انتقاد کرد و در مقاله‌ای در هفته‌نامه آبزرور نوشت: حزب ما به دلیل اشتباهاتی که در ارتباط با «کنفرانس ملی آفریقا» به رهبری «نلسون ماندلا» انجام داد، اکنون باید بیشتر شنونده باشد.

ستایشگر رژیم‌های دیکتاتور

مارگارت تاچر به ویژه به خاطر روابط نزدیک با آگوستو پینوشه دیکتاتور سابق شیلی که جنایت‌ها و کشتارهای فراوانی را در این کشور انجام داد مورد انتقاد شدید بود. مقام‌های رژیم پینوشه در دادگاه به نقض گسترده حقوق بشر، جرم‌های کشتار دسته جمعی، شکنجه، آدم دزدی، و سانسور رسانه‌ها متهم شدند. تاچر اما یکی از ستایشگران نوع حکومت پینوشه بود. شبکه تلویزیونی فرانس ۲۴ در گزارشی پس از مرگ تاچر اعلام کرد: تاریخ همواره حمایت های تاچر را از پینوشه دیکتاتور شیلی، مخالفت های وی را با مجازات رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و نیز حمایتهایش را از خمرهای سرخ به یاد خواهد داشت.


عناد با جمهوری اسلامی و کمک نظامی به رژیم صدام

۱۰ روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دولت جیمز کالاهان(نخست‌وزیر وقت انگلیس) دولت ایران را به رسمیت شناخت ولی ۲ ماه پس از این مسئله، مارگارت تاچر نخست‌وزیر جدید انگلیس اعلام کرد کشورش در این رابطه تجدید نظر خواهد کرد. این اعلام سرآغاز سیاستی بود که تاچر طی ۱۱ سال زمامداری خود در قبال جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفت.

حمله به ایران




اولین موضع‌گیری تاچر در برابر انقلاب اسلامی ایران اعلام موافقت کشورش با پیشنهاد بعضی مقامات امریکایی مبنی بر لزوم حمله نظامی به ایران در پاسخ به تصرف سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران بود. به همین دلیل در فروردین ۱۳۵۹ از درخواست آمریکا برای پیوستن به تحریم اقتصادی ایران حمایت کرد و در اردیبهشت ۱۳۵۹ از مداخله نظامی امریکا در طبس حمایت کرد.

چند روز پس از این حمله، سفارت ایران در لندن هدف حمله تروریستی قرار گرفت و سبب کشته شدن ۲ دیپلمات ایرانی به نام‌های عباس لواسانی و علی‌اکبر صمدزاده گردید.

در سال ۱۳۶۰ کنسولگری ایران در منچستر و دفتر هواپیمایی ایران در لندن سه بار مورد حمله و اشغال قرار گرفتند. در خرداد ۱۳۶۳ دولت تاچر ۵ دیپلمات ایرانی را از انگلستان اخراج کرد که با عکس‌العمل متقابل ایران مواجه شد.

حضور فعال در ماجرای سلمان رشدی


انتشار کتاب «آیات شیطانی» توسط سلمان رشدی و حمایت دولت تاچر از این اقدام و سپس فتوای آیت الله خمینی مبنی بر مهدورالدم بودن نویسنده کتاب، تنش بزرگی در روابط ایران و انگلیس به وجود آورد. پس از آن با مصوبه مجلس ایران در شانزدهم اردیبهشت ۱۳۶۸ روابط دو کشور به طور کامل قطع شد.

در این سال علی‌رغم اظهارات داگلاس هرد وزیر امور خارجه وقت انگلیس مبنی بر بهبود روابط دو کشور، تاچر ایران را کشوری تروریست معرفی کرد و از سخنان آیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر ابقای حکم فتوای آیت الله خمینی انتقاد کرد در همین سال تعداد ۲۴۸ نفر از نمایندگان مجلس عوام بریتانیا طی بیانیه‌ای خواستار اخراج ایران از سازمان ملل و جایگزینی نماینده سازمان مجاهدین خلق در آن سازمان شدند.


اشغال سفارت ایران در لندن

ساعت ۱۱:۳۰ صبح چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت شش جوان عرب با گذرنامه‌های عراقی که از بغداد به لندن آمده بودند حمله به سفارت را آغاز کردند. ۲ تن از مردان مسلح که سر و صورتشان را با چفیه عربی قرمز و سفید پوشانده بودند وارد اتاق اصلی گروگان‌ها شدند. مردان مسلح ۲۶ نفر را به گروگان گرفتند.

تاچر در پیامی کاملاً غیرمعمول به صورت جدی خواستار حفظ جان گروگان‌ها و کشتن همه گروگان‌گیرها شده بود. به اعتقاد بعضی تحلیل‌گران تاچر نمی‌خواست این ماجرا با زنده ماندن گروگان‌گیرها استمرار یابد، چرا که گروگان‌گیرها حافظ اسراری بودند که زنده ماندن آنها خطر افشای آن را دربر داشت.

فوزی بداوی نژاد تنها بازمانده تروریست‌ها در دادگاه به قاضی گفت که در بغداد او را فریب داده‌اند و اکنون از آنچه کرده پشیمان است. او گفت که هدایت عملیات در بغداد و سازماندهی گروه در لندن را یک افسر عراقی ارتش بعثبه نام سامی محمدعلی(با نام مستعار روباه) برعهده داشته‌است.

" افروز " کاردار وقت سفارت ایران خواستار حضور در دادگاه عضو باقی‌مانده این گروگان گیری شد ولی دولت بریتانیا دادگاه را غیر علنی برگزار کرد. بعدها بخشی از صورت‌جلسه‌های دادگاه ناپدید و حذف شد. و هیچ‌گاه معلوم نشد افرادی که تروریست‌ها را در بریتانیا پذیرفته و مقدمات کار آنها را فراهم کردند چه کسانی بوده و چرا محاکمه نشدند.

جنگ تحمیلی

در جریان حمله رژیم بعثی عراق به ایران دولت تاچر اعلام بی‌طرفی کرد. اما طبق اسناد منتشر شده از مرکز اسناد ملی انگلیس، دولت مارگارت تاچر در اواخر سال ۱۹۸۰ تا اوایل ۱۹۸۱، علاوه بر فروش تسلیحات نظامی، برای عراق پایگاه نظامی دریایی و هوایی ایجاد کرده بود. این اقدام انگلستان در حالی صورت گرفت که این کشور قطعنامه شورای امنیت را درباره ضرورت خودداری از هر اقدامی که به تنش بیشتر و گسترش جنگ می‌انجامد، امضا کرده بود.

بر اساس اسناد، فهرست سلاح‌هایی که دولت تاچر فروش آن را به رژیم صدام پیشنهاد کرده بود، شامل ۷۸ نوع تجهیزات نظامی از جمله خودروهای لندرور، خودروهای نجات، انواع رادار، لوازم یدکی انواع تانک است، که البته همه آنها به فروش نرفت.


توماس ترنشاد وزیر مشاور دولت در امور خارجه، سال ۱۹۸۱ در نامه‌ای محرمانه نوشته است که " قراردادهای دفاعی به ارزش بیش از ۱۵۰ میلیون لیره استرلینگ با عراق در شش ماه اخیر امضا شده است، که از جمله آنها قراردادی به ارزش ۳۴ میلیون لیره برای تحویل خودروهای زرهی بمنظور نجات و تخلیه نیروها از میدان جنگ است، که از طریق اردن در اختیار عراق قرار می‌گیرد ". در نامه ترنشاد آمده است که " دیدار با صدام حسین گامی مهم در راه برقراری روابط کاری با عراق برای تحقق منافع تجاری زیاد در زمینه‌های تجاری و سیاسی است ". تاچر با نوشتن یادداشتی بر این نامه، از پیشرفت در روابط عراق و انگلیس، ابراز خرسندی کرد.

مورد کینه نخست وزیر سابق

در سال ۱۹۷۴ سرکشی های سندیکاهای کارگری به اوج خود رسیده بود و اعتصاب ها شکل گرفت. کار به جایی رسید که بیمارستان ها از ارائه خدمات عاجز ماندند و مدارس هم تعطیل شد. در چنین شرایطی ادوارد هیثهم نتوانست در مقابل قدرت سندیکاهای کارگری دوام بیاورد و در انتخابات ۱۹۷۴ شکست خورد و و جای خود را به رقیبش از حزب کارگر یعنی «هارولد ویلسون» داد که البته نه او و نه جانشین بعدی اش «جیم کالاهان» هم کاری از پیش نبردند و بدین ترتیب بود که انگلیس تبدیل به کشوری ظاهراً حکومت ناپذیر گشت.

دو شکست انتخاباتی موقعیت رهبر حزب محافظه کار یعنی «ادوارد هیث» را که هرگز از محبوبیت بالایی در میان دیگر اعضای حزب برخوردار نبود، از اساس خراب کرد. در آن زمان اصلاً کسی فکرش را هم نمی کرد که یک زن رهبری حزب را به دست گیرد و جالب اینکه کسی به آن زن با آن زبان تیز و صورت همیشه آرایش شده یعنی «مارگارت تاچر» که در کابینه «هیث» سمت وزیر آموزش را البته با موفقیت برعهده داشت، توجهی نمی کرد. اما زمانی رسید که او هم ضرورت تغییر و تحول در رهبری حزب را احساس کرد و با جدیت تمام پیشنهاد داد تا «کیت جوزف» به رهبری حزب انتخاب شود. اما پس از امتناع جوزف از پذیرفتن این پیشنهاد، خود «تاچر» اعلام کرد که آماده است تا رهبری حزب را به دست گیرد، امری که تقریباً همه از جمله «جوزف» با آن موافق نبودند و شکست وی را پیش بینی می کردند.

اما تاچر شکست نخورد و از آنجایی که بدنه حزب می خواست تا هر چه زودتر از شر رهبری «هیث» خلاص شود، به اتفاق آرا «مارگارت تاچر» را به عنوان رهبر حزب محافظه کار انتخاب کردند.

سر ادوارد هرگز خانم تاچر را برای برکنار کردن او از رهبری حزب نبخشيد و نپذيرفت که در کابينه او نقشی داشته باشد.