به گزارش افکارنیوز، وزرات امور خارجه هلند مناظره‌ای را با حضور " رابرت لاسی " مورخ و نویسنده کتاب مشهور " درون پادشاهی "[سعودی]، و " کریستوفر دیویدسون "، مولف کتاب " بعد از شیوخ "[حکام عرب خلیج فارس]، در آمستردام برگزار کرد. عنوان مناظره این بود: " چگونه می توان از انقلاب در امان بود ".
دیویدسون در این مناظره، در پاسخ به سئوال مجری رادیو برون مرزی هلند مبنی بر اینکه " کدامیک از شیخ نشین های خلیج فارس ابتدا سقوط خواهد کرد؟ " اظهار اشت: بحرین عملا سقوط کرده است؛ اکثریت مردم این کشور ضد رژیم هستند، هر چند که[حیات] رژیم با حمایت خارجی همچنان ادامه یافته است.
وی ادامه داد: در عمان نسل جوان با " شکیبایی و رعایت ادب " مرگ پادشاه بی فرزند فعلی را انتظار می کشند.. در کویت شمار مردمی که در خیابان ها تظاهرات می کنند بیش از معترضان در مصر است.. در عربستان نیز مردم اعتراض می کنند و در امارات هم مردم در اینترنت به حکام کشورشان توهین می کنند.
دیویدسون خاطرنشان کرد: کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس پتانسیل های مختلفی دارند اما یکسری عوامل وجود دارند که منجر به سقوط پادشاهی ها در ۲ تا ۵ سال آینده خواهد شد.
از سوی دیگر رابرت لاسی در پاسخ به این سئوال گفت: پادشاهان سقوط نخواهند کرد. پادشاهان، شاهزادگان و شیوخ، نرمش و انعطاف پذیری خود را نشان داده‌اند و دیگر مانند حکام " عقب مانده " ای از قبیل مبارک و قذافی، پادشاهی قبیله‌ای و سنتی ندارند.
رابرت لاسی درباره دلیل ادامه رژیم‌های پادشاهی در منطقه خلیج فارس اظهار داشت: در اکثر کشورهای عربی، گروه های مختلف مخالف در هدف خود برای " سرنگون کردن حاکم " با هم مشترکند.. ولی در عربستان آل‌سعود طرف‌های مختلف و ناسازگار را با هم حفظ می کند.
دیویدسون در مقابل تأکید کرد: در حکومت‌های پادشاهی حاشیه خلیج فارس، خاندان حاکم حکومت را به ارثمی‌برند. و در این گونه حکومت‌ها - حتی در صورت وقوع کودتا در داخل قصر - به احتمال زیاد اکثریت خاندان حاکم طرف رژیم را می‌گیرند زیرا نفع آن‌ها در بقای رژیم است؛ اما اکنون در بسیاری از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس افرادی از خاندان حاکم در زمره مخالفان قرار گرفته‌اند.
دیویدسون در پاسخ به این سئوال که چرا پیش بینی‌های قبلی در خصوص سرنگونی رژیم های پادشاهی منطقه عملی نشده، خاطرنشان کرد: در دهه ۶۰ و ۷۰ تئوریهایی مطرح شد که اعتراض‌ها از طبقه کارگری فقیر شروع می‌شود؛ این طبقه در کشورهای عربی خلیج فارس شکل نگرفت زیرا حکومت‌ها در این کشورها اصرار داشته‌اند که کارگران را از خارج وارد کنند. ایده دیگری که مطرح شد و خطایش ثابت شده این است که مدرنیته و توسعه اقتصادی منجر به شکل گیری طبقه متوسطی می شود که دارای مطالبات سیاسی اند.
لاسی نیز درباره این موضوع گفت: این رژیم‌ها از درآمدهای نفتی به شهروندان شان رشوه و آموزش رایگان و بورس‌های تحصیلی و … داده‌اند.
دیویدسون با این حال اظهار داشت: رژیم های پادشاهی توان ادامه این چنین هزینه های فزاینده ای را ندارند؛ از سوی دیگر آنان به سرکوب شدید(مردم) روی آورده‌اند؛ آیا کسی فکرش را می کرد که تعداد زندانیان سیاسی در امارات به ۱۰۰ نفر برسد؟ حاکم هر کاری را برای حفظ قدرت خویش انجام می‌دهد اما بهای اقدامات وی نابودی تدریجی مشروعیت سیاسی وی خواهد بود.
دیویدسون تأکید کرد: ترس‌ها ریخته شده و در حال حاضر ارتباط‌های افقی میان مخالفان، از طریق شبکه های اجتماعی انجام می گیرد. البته این عوامل به تنهایی برای سرنگونی یک نظام کافی نیست، اما اگر با هم جمع شوند توفان مناسبی به وجود می آورند.
رابرت لاسی در ادامه این مناظره اظهار داشت: من نیز به عربستان نگاه انتقادی دارم اما فکر می کنم درباره این کشور به صورت یک بام و دوهوا برخورد می شود؛ آل‌سعود به عنوان بدترین ظالمان و کسانی که زنان را سرکوب می کنند معرفی می شوند. این در حالی است که نظام دمکراتیکی مانند آمریکا نتوانسته است میزان نمایندگی زنان را در پارلمان از عربستانی که حاکمش را " احمق " می خوانند بالاتر ببرند.
دیویدسون نیز با اشاره به تلاش مسئولان برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای فرافکنی و متهم کردن دیگران به دست داشتن در بحرانهای داخلی خود، تأکید کرد: اوایل، خطر کمونیست‌ها بود سپس اسلامگراها و اکنون شیعه یا خطر ایران؛ حکام عرب کشورهای حاشیه خلیج فارس همواره مخالفان را به توطئه و ارتباط با خارج متهم کرده‌اند؛ غرب هم این پروژه را تایید کرده است. در این بین حکام کشورهای عربی در حاشیه خلیج فارس از رسانه های غربی برای ثبیت چنین تصویری از مخالفان، استفاده کرده‌اند.
وی ادامه داد: غرب همچنان از رژیم های عربی خلیج فارس به عنوان تکیه گاهی برای تداوم سیاستهای خود استفاده می‌کند؛ و پادشاهان عرب نیز به حمایت نظامی غرب نیاز جدی دارند.
دیویدسون تأکید کرد: سرمایه گذاری رژیم های عربی حاشیه خلیج فارس در رسانه هایی مانند اسکای نیوز و دانشگاه های معروف دنیا مرا نگران می کند. بسیاری از دانشگاهیان را می شناسم که وادار به توقف پژوهش های حساس خود شده اند؛ من نامه هایی را از طریق پست الکترونیک خود از مسئولان انگلیسی دریافت می کنم که از من می خواهند کارهایم را در این زمینه متوقف کنم. قرار بود در کنفرانسی درباره افراد بدون تابعیت در کویت و بحرین و ... سخنرانی کنم. ولی این کنفرانس در آخرین لحظات لغو شد زیرا آن دانشگاه که از سوی کویت تامین مالی می شد زمان را برای این کنفرانس مناسب ندیده بود؛ دانشگاه میزبان نیز هیچ اعتراضی به این اقدام کویت نکرد.