آیا باهوش تر شده‌ایم یا احمق تر؟

افکار نیوز: با گذشت بیست سال از اختراع اینترنت و گسترش روز افزون آن، این ابزار ارتباطی به جزئی جدایی ناپذیر از زندگی انسان ها تبدیل شده است.
اما در این دو دهه، اینترنت چه تاثیری بر پیشرفت و تکامل انسان داشته است؟

فریبا فرهادیان: خیلی ها کارشان با اینترنت است و بدون اینترنت زندگی چنین افرادی لنگ می شود. سرگرمی و تفریح خیلی های دیگر هم اینترنت است. اینترنت یک منبع عظیم اطلاعاتی است که هر چیزی را می توان در آن یافت، اما همین موضوع باعثشده بحثو جدل های زیادی بین دانشمندان در بگیرد که این پدیده چه بلایی بر سر ذهن های ما انسان ها آورده یا خواهد آورد.

به گزارش گیزمودو، دانشمندان به دو دسته تقسیم شده اند. یک دسته معتقدند اینترنت بسیار مفید و سازنده است و دسته دیگر، آن را عامل تمام کند ذهنی های بشر امروز می دانند.

کلی شرکلی، نویسنده مقاله «فزونی شناخت: خلاقیت و بخشش در عصر ارتباطات»، جزو دسته طرفدار اینترنت است. او در مقاله اش چنین نتیجه گیری کرده که اینترنت دارای یک اثر افزایشی در خروجی تعقل و تفکر جامعه بوده. وی به اینترنت به چشم یک نسخه عظیم علمی می نگرد و می گوید: «وجود منابعی چون ویکی پدیا به هرکسی این امکان را داده که در وقت آزادش یک کار تولیدی و سازنده انجام دهد».

البته وی تاکید می کند که تماشای برخی فیلم ها روی یوتیوپ هرگز نمی تواند نشانه روشنفکری از نوع های تک باشد، اما اینترنت منبعی جدید است و حالا زمان آن رسیده است که مشخص کنیم چگونه می توانیم از آن برای ساخت جهانی بهتر استفاده کنیم. وی در پایان مقاله اش شبکه اینترنت را به سوختی تشبیه کرده که برای پیشرفت عقلانی جامعه قرن بیست ویکم ضروری است. شرکلی دور کردن افراد جوان را از تلویزیون و بردن به سمت رسانه ای که در آن خواندن و نوشتن جزو ضروریات است، از دیگر مزایای اینترنت بر می شمرد.

اما نیکولاس کار در جبهه مخالف شرکلی قرار گرفته است. وی با نوشتن مقاله ای با عنوان «اینترنت ما را کودن تر می کند»، ادعا کرده که فزونی اطلاعات روی اینترنت باعثمی شود طبقه ای از «متفکران سطحی و پریشان» به وجود آیند.

البته وی به تحقیقات زیادی که در این زمینه انجام گرفته نیز استناد کرده است. یکی از مطالعاتی که کار به آن استناد کرده، تحقیقی است که در دانشگاه کورنل انجام شده و نشان داده که گرچه اینترنت باعثارتقای برخی از خصوصیات انسانی می شود، اما در کنار آن ضعف هایی را نیز در فرایندهای شناختی سطوح بالا مثل خلاصه کردن لغات، اندیشه، بازتاب ها، حل مسئله به صورت استنتاجی، تفکر انتقادی و تصورات نیز به وجود آورده است.

کار در مقاله اش به اهمیت خواندن کتاب اشاره کرده و گفته است: «مطالعه کتاب باعثخواهد شد نوعی انضباط ذهنی که بسیار هم با ارزش است، برای ذهن های ذاتا کم توجه ما به وجود آید و این در صورتی است که اینترنت تمام آن گرایشات را به سمت عدم توجه سوق می دهد. من نگران نسل آینده ام که نتواند خود را از این باتلاق حواس پرتی که اینترنت مسبب آن است، نجات دهد».

شاید باید حق را به هر دوی این نویسندگان داد. مثال همان چاقوی معروف است که هم می تواند جراحی کند و هم آلت قتل باشد.