به گزارشافکارنیوز، بعد از گذشت ۱۲ دوره از برگزاری گفت‌وگوهای میان مسوولان رژیم صهیونیستی و فلسطینی موسوم به گفت‌وگوهای سازش و بعد از توقف سه ساله از برگزاری آخرین دور آن به دلیل اعتراض فلسطینی‌ها نسبت به ادامه شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیستی، دور جدید این گفت‌وگوها هشتم مرداد در محورهایی از جمله قدس، آوارگان فلسطینی، شهرک‌سازی‌ها، مساله تبادل اراضی، امنیت و مرزها در مقر وزارت امور خارجه آمریکا از سرگرفته شد، اما با رویکردهایی بسیار متفاوت‌تر از قبل.

تلاش آمریکایی‌ها در مذاکرات

این‌بار طرف آمریکایی به عنوان میانجی تصمیم گرفته مذاکرات محرمانه باشد و به نوعی این تلقی وجود دارد که تصمیم‌گیرنده و تعیین تکلیف کننده نهایی طرف آمریکایی است اما الزامی از سوی دو طرف صهیونیستی و فلسطینی نسبت به این تعیین تکلیف‌ها دیده نمی‌شود.

به گفته کارشناسان، در دور جدید گفت‌وگوها رژیم صهیونیستی بحثرفراندوم را مطرح کرد این بحثحکم مرگ برای کسی است که هنوز به دنیا نیامده است یعنی اگر طرف اختیاری برای مذاکره ندارد و اختیار در دست مردم است پس طرفی که برای مذاکره آمده، چه کاره است؟ دو طرف باید با اختیارات کامل به گفت‌وگو بپردازند و این که رژیم صهیونیستی به تنهایی بحثرفراندوم را مطرح می‌کند یعنی جدیتی در این زمینه ندارد و اختیارات کاملی به طرف مذاکره‌کننده‌اش(تزیپی لیونی) نداده است.

به عقیده این کارشناسان، بحثدیگر بحثتعهدات متقابل است. در گفت‌وگوهایی که در مادرید شروع شد جیمز بیکر، وزیر امور خارجه وقت آمریکا ضمانت‌هایی را به طرف‌ها داده بود که خود چارچوب مذاکرات را مشخص می‌کرد اما در این دور از گفت‌وگوها سه تعهد از سوی جان کری مطرح شد که این تعهدات به نوعی جالب هستند. کری تشکیل دولت فلسطین در سال ۶۷ را تضمین کرد بدون این که رژیم صهیونیستی در این زمینه تعهدی بدهد، هم‌چنین ماهیت یهودی بودن به صهیونیست‌ها داده شد بدون این که فلسطینی‌ها در این زمینه موافق باشند و سوم این که شهرک‌سازی‌ها در شهرک‌های بزرگ صورت گیرد و در بقیه کرانه باختری انجام نشود در حالی که اسراییل تضمینی در این زمینه نداده است. تعهد فلسطینی‌ها هم این است که هیچ گونه اقدام یک‌جانبه‌ای نه در جهت ارتقای نمایندگی فلسطینی‌ها در سازمان ملل و نه در زمینه الحاق به دادگاه جنایات کیفری در رم صورت ندهد. این تعهدات متقابلی است که اتفاق افتاده که البته کاملا دیده می‌شود تعهدات متقابل نیستند بلکه تعهدات طرف ثالثی است که چندان الزام‌آور هم نیست.

به عقیده کارشناسان هدف آمریکا از طرح دوباره مساله مذاکرات سازش در این برهه زمانی آن هم با مشخصات داده شده، بازی با زمان است و در واقع این آمریکاست که دو طرف فلسطینی و صهیونیستی را به پای میز مذاکره کشاند تا حال که به اواسط دور دوم ریاست جمهوری باراک اوباما نزدیک می‌شود، حداقل اقدامی کوچک در مساله فلسطین انجام دهد و به قولی به وعده‌هایی که به افکار عمومی خود درباره مساله فلسطین داده، عمل کند.

کارشناسان بر این باورند که تهدید آمریکا به قطع کمک‌های اقتصادی‌اش از تشکیلات خودگردان، موجب شده تا تشکیلات مساله مذاکرات را بپذیرد وگرنه تمایلی به انجام این مذاکرات نداشته است چرا که به پایبند نبودن رژیم صهیونیستی به آن اطمینان دارد و به گفته وزیر امور خارجه فلسطین " فلسطینی‌ها در مورد تعهد اسراییل در از سرگیری مذاکرات اخیر صلح به شدت دچار تردید شده‌اند اما هم‌چنان بر تعهد خود برای شرکت در این مذاکرات پایبند هستند ". با این وجود این مذاکرات ادامه خواهد داشت تا این دوره سپری شود تا آن‌جا که یکی از دو طرف کوتاه بیاید و عرصه را برای دیگری باز کند.

آزادی زندانیان فلسطینی

پیش از آغاز مذاکرات سازش رژیم صهیونیستی اعلام کرد که در نظر دارد تا تعدادی از زندانیان فلسطینی را به نشانه حسن نیتش در مذاکرات آزاد کند و این امر سبب شد که در بخش‌هایی از فلسطین و غزه و حتی در بین رزمندگان حماس و گردان‌های فلسطینی موجی از رضایت ایجاد شود. مذاکرات اگر چه با مخالفت ظاهری حماس شروع شد اما این جنبش به صورت اعلام نشده، با نتیجه مذاکرات موافقت کرد و استقبال حماس از آزادی اسرا و برگزاری جشن‌ها در این خصوص معنایی جز رضایت و پذیرش عباس از سوی فلسطینی‌ها از جمله مقاومت نیست در حالی که این امر زیان سنگینی بود که به فلسطینی‌ها وارد شد چرا که آزادی این افراد در واقع جزو تعهدات رژیم صهیونیستی در یکی از بندهای معاهده اوسلو بود یعنی کسانی که باید ۲۰ سال پیش آزاد می‌شدند الان به عنوان یک امتیاز به طرف فلسطینی آزاد می‌شوند آن هم به جای آزادی ۱۱۹ تن، تنها ۱۰۴ تن آن هم در چهار مرحله و با شرط و شروط آزاد می‌شوند.

کارشناسان بر این باورند با توجه به این که فضای حاکم بر سرزمین‌های اشغالی ضد توافق است این فضا خیلی با فضای گفت‌وگوها هم جهت نیست. آزادی ۲۶ زندانی در اولین بخش از آزادی زندانیان، در اراضی اشغالی معرکه‌گیری‌های عجیبی را به راه انداخت و افرادی که به نوعی فردی از خانواده‌شان کشته شده بودند، به تظاهرات و تحصن دست زدند و در این میان رژیم صهیونیستی مجبور شد تا امتیازاتی در زمینه شهرک‌سازی به آن‌ها بدهد به گونه‌ای که تنها در قدس قدیم ۹۰۰ واحد شهرک‌سازی وعده داده شد که قطعا این سیاست در آینده به دنبال آزادی سایر زندانیان هم پیاده خواهد شد.

دلیل موافقت طرف‌های فلسطینی و صهیونیستی برای ورود به مذاکرات

کارشناسان بر این باورند که اکنون منطقه پر از آشوب است و جامعه فلسطینی‌ درگیر دوگانگی سخت بین فتح و حماس است و فلسطینی‌ها حتی گروه‌های مقاومت، منفعل هستند و به دلیل مسایل مصر توان انجام کار خاصی را ندارند. اکنون کل منطقه دچار دوگانگی سیاسی بین جریان‌های سکولار و مذهبی شده است و بسیاری از هم‌پیمانان غرب و اسراییل در منطقه سقوط کردند و تا زمانی که جایگزین‌هایی برای آن‌ها پیش نیاید و رژیم صهیونیستی بداند که در چه وضعیتی است به دنبال سیاست " خرید زمان " است از این رو با مذاکرات موافقت کرد. از دیگر مسایل برای ادامه مذاکرات بحثهژمونی آمریکا در منطقه است. آمریکا زمانی در خاورمیانه بازیگر اصلی بود ولی در حال حاضر از این جایگاه تنزل یافته است و میزان هم‌پیمانانش در سطح منطقه محدودتر شده است. استراتژی فعلی آمریکا ایجاد هرج و مرج در منطقه است تا مردم خسته شوند و در این فاصله هم آمریکا بتواند افرادی را مثل مبارک با چهره‌های جدید بازتولید کند. از این رو جدا کردن بحثفلسطین از مباحثمنطقه به آمریکا کمک می‌کند که راحت‌تر این مباحثرا دنبال کند. اروپایی‌ها اخیرا تحریم‌های تجاری را نسبت به اراضی اشغالی اعمال کردند و آمریکا با ابتکار طرح سازش سعی کرد تا تحریم‌ها را فریز کند تا ۹ ماه آینده که این مذاکرات ادامه می‌یابد.

به عقیده این کارشناسان طرف فلسطینی هم به دلیل نیازمندی به حمایت‌های اقتصادی آمریکا مجبور به پذیرش مذاکرات شده است.

هدف از سکوت رسانه‌یی

این دور از مذاکرات در سکوت کامل رسانه‌یی انجام ‌شد و اعلام شد که هیچ چیز از سوی دو طرف مذاکره اعلام نمی‌شود امری که کارشناسان معتقدند هدف از آن نجات ابومازن از فشارها و جلوگیری از فروپاشی ائتلاف حاکم در اراضی اشغالی است. از آن‌جا که اعلام نتایج مذاکرات به شدت در اراضی اشغالی اثر می‌گذارد اولا محرمانه کردن آن هم ابومازن را از فشار نجات می‌دهد و هم ائتلاف حاکم در اراضی اشغالی را از فروپاشی نجات می‌دهد.

سطح شرکت کننده در مذاکرات و سقف امتیازدهی‌ها

مساله مورد توجه در این دور از مذاکرات سطح مذاکره کنندگان و میزان اختیارات آن‌هاست. بر اساس اخبار منتشره صائب عریقات، مذاکره کننده ارشد تشکیلات خودگردان فلسطین ریاست هیات فلسطینی را برعهده دارد و محمد اشتیه از رهبران فتح نیز او را همراهی می‌کند. تزیپی لیونی، وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی از سوی طرف مقابل مسوول مذاکره شده و اسحاق مولخو، معاون نخست‌وزیر این رژیم نیز او را در این مذاکرات همراهی می‌کند که به عقیده کارشناسان این سطح از مذاکرات سطح برجسته‌ای نیست و دو طرف قدرت چانه‌زنی و امتیازدهی ندارند.

به عقیده کارشناسان حوزه فلسطین، مشکل موجود در مذاکرات بحثامتیازدهی‌هاست. بحثاین است که ابومازن کم‌تر از آن چه که پیشنهاد شده را می‌تواند بپذیرد یا خیر؟ که پاسخ منفی است و این خود یکی از مهم‌ترین گره‌های کور مذاکرات در پذیرش سقف و کف امتیازات است نتانیاهو نیز نمی‌تواند پیشنهادی فراتر از آنچه هست داشته باشد و این نشان می‌دهد که مشکلی در مبنای مذاکرات است.

تاثیر مذاکرات بر کشورهای عربی

به نظر کارشناسان حوزه فلسطین یکی از نتایج این مذاکرات تاثیر بر روابط اسراییل با کشورهای عربی است به این شکل که اگر توافقی صورت گیرد بر اساس طرح عربی همه کشورهای عربی باید با رژیم صهیونیستی رابطه برقرار کنند و بسیاری از مبادلات تجاری میان آن‌ها برقرار شود که در این حالت بحثورود رژیم صهیونیستی به جهان عرب به عنوان یکی از جوایز گفت‌وگوهای فعلی مطرح است.

آیا مهلت ۹ ماهه کافی است

از دیگر نکات مورد توجه در این دور از مذاکرات، زمان تعیین شده برای به نتیجه رسیدن مذاکرات است که مدت ۹ ماه برای آن تعیین شده است و قرار است در ظرف این مدت به مهم‌ترین مسایل مربوط به فلسطین یعنی بحثامنیت، مرزها، قدس، آوارگان فلسطینی، شهرک‌سازی و مساله تبادل اراضی پرداخته شود در حالی که ناظران بر این عقیده هستند در حالی که با برگزاری ۱۲ دور از مذاکرات هنوز این مسایل حل نشده باقی مانده است چطور زمان ۹ ماهه برای حل و فصل همه مسایل کافی است.

البته فلسطینی‌ها می‌کوشند این تلاش، تلاشی نهایی باشد و همه مسایل در ۹ ماه حل و فصل شود اما در اراضی اشغالی این پیش‌بینی وجود دارد که این مساله پیش نخواهد آمد.

نتیجه به نفع آمریکا و صهیونیست‌ها

کارشناسان حوزه فلسطین همگی بر این مساله تاکید دارند که مذاکرات سازش آن هم با وساطت آمریکایی‌ها نتیجه‌ای جز شکست برای فلسطینی‌ها و پیروزی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی نخواهد داشت.

آنها معتقدند دلیل ادامه این روند با توجه به نتیجه آشکار و از پیش تعیین شده آن این است که این دوره ۹ ماهه سپری شود و این بازی آنقدر ادامه یابد که سرانجام یکی از دو طرفن ببازد و در نهایت میز مذاکره را ترک کند.