گروه بین الملل:

برخی افراد از آن‌چه که شاید به آن «سندورم خود تخریبی ناخواسته» می گویید، رنج می‌برند. این بدان معنی نیست که آن‌ها از خودشان متنفر هستند بلکه فقط به نظر می‌رسد که دایما اشتباه می‌کنند؛ به برخی حرف‌های بی‌اهمیت واکنش شدید نشان می‌دهند، روز قبل از یک مصاحبه شغلی مهم با متصدی بار دعوا می‌کنند و چیزهایی مانند آن.

به گزارشافکارنیوز، هاآرتص نوشت: کشورها می توانند رفتار خودتخریبی داشته باشند. شکست اسراییل در برابر تهاجم مسحورکننده‌ی اخیر ایران، نمونه‌ خوبی از این سندورم خودتخریبی ناخواسته است. گاهی اوقات این‌گونه به نظر می‌رسد که اسراییل تنها به پای خودش شلیک نمی‌کند، بلکه در حال استفاده از یک مسلسل است. در این‌جا پنج مورد مهمی که به نظر می‌رسد(اسراییل) اینگونه عمل کرده است را می خوانیم:

۲۰۱۳: برنامه ارایه تصویری خندان توسط ایران
زمانی را به یاد بیاورید که ایران به عنوان یک کشور دیوانه هسته‌ای، افراط‌گرا و منکرِ هولوکاست مورد توجه قرار گرفته بود. پس از آن چه اتفاقی افتاد که ناگهان رییس‌جمهور ایالات متحده و همتای ایرانی او از طریق تلفن با یکدیگر صحبت کردند، درحالی که به نظر می‌رسد نخست‌وزیر اسراییل به شدت تنها شده است؟

با توجه به سابقه ایرانی‌ها، روی‌کرد آن‌ها درخشان و هر آن‌چه که انجام داده‌اند، مثبت بوده است؛ لبخند زدن به مطبوعات، حرف زدن از صلح و نمایش نشانه‌هایی از لیبرالیزاسیون، آن‌ها می‌دانند که این اقدامات، غرب را خوشحال و اسراییل را ایزوله می‌کند.

تعداد نه چندان کمی از صاحب‌نظران - حتی شخص باراک اوباما، رییس‌جمهور ایالات متحده - می‌دانند که اسراییل نکته‌ی مهمی برای گفتن دارد. با این حال هیچ‌کس نمی‌خواهد آن را بشنود چه رسد به آن‌که مزایای آن را تصدیق کند.
در حالی‌که تهران، دیپلماسی جدید فعال خود را شروع کرده بود، اسراییل قاعده اصلی یک جامعه مدنی را نادیده گرفت: وقتی کسی به تو لبخند می‌زند، تو نیز به او لبخند بزن. وقتی دشمن‌ت می‌خواهد به تو دست بدهد، دست او را بگیر، به خصوص زمانی که دنیا در حال تماشا کردن است. هیچ‌کس یک شخص بداخلاق را دوست ندارد. این مزیت اضافی از سوی آویگدور لیبرمن(چه کسی غیر از او؟)، وزیر سابق امور خارجه مطرح شد که به دنیا «یادآوری» کرد که اسراییل در سال ۱۹۸۱ زمانی که راکتور هسته‌ای عراق مورد حمله قرار گرفت نیز تنها مانده بود. هیچ تردیدی در این‌باره نیست که اشاره به مساله‌ی اقدام به حمله نظامی زمانی که طرف مقابل در حال مذاکره صلح‌آمیز است، چیزی جز یک کودتای استراتژیک دیپلماتیک نیست. اسراییل شاید بهترین مبلغی باشد که ایران تاکنون داشته است.

۲۰۱۳: انتصاب یک مدیر برای بانک اسراییل
اسراییل، استنلی فیشر، رییس بانک مرکزی‎ خود را که نقش زیادی در ثبات اقتصادی اسراییل داشت، از دست داد. نتانیاهو می‌خواست از کسی که از احترام جهانی برخوردار باشد در این سمت استفاده کند. نخست‌وزیر، جیکوب فرانکل را که تاکنون دو دوره‌ی ریاست بانک مرکزی اسراییل را به عهده داشته و دارای سمت‌های بالای اجرایی در JP Morgan و AIG بوده،(برای این سمت) انتخاب کرد. فرانکل همچنین یکی از مشتریان دایمی مجمع جهانی اقتصاد بود.

فرانکل در آخرین دقایق به دنبال طرح اتهامات سال‌ها قبلِ خود مبنی بر دزدیدن لباس در فرودگاه هنگ کنگ ازکاندیداتوری کنار کشید. نامزد بعدی، لئو لیدرمن، تقریبا بلافاصله پس از مطرح شدن اتهام آزار و اذیت جنسی از رقابت خارج شد. تا دو ماه بعد، بانک مرکزی بدون رهبر و بهره به کار خود ادامه داد. هدف الهام‌بخش، بخشیدن اعتماد به نفس در اقتصاد اسراییل بوده است. مجموعه‌ای از رویدادها، آن را تبدیل به یک سرمایه‌ی خنده‌دار کرده است.

۲۰۱۰: حمله به ناوگان غزه
در ۲۲ می ۲۰۱۰ یک ناوگان از بندر سیرابورن استانبول به سمت غزه خارج شد. اسراییل درباره پیامدهای ناشی از اجازه عبور به این کشتی و شکستن محاصره نوارغزه نگران بود، لازم به ذکر نیست که اسراییل این اقدام را به عنوان یک عمل تحریک‌آمیز و در ارتباط مستقیم با حمایت از حماس می‌دید. نیروهای اسراییل به شش کشتی حمله کردند و آن‌ها را وادار کردند تا به سمت بندر اشدود تغییر مسیر دهند. ۹ فعال ترک و ۱۰ کماندو اسراییلی در این حمله زخمی شدند. اسراییل از ایجاد یک طوفان رسانه‌ای در صورت شکسته شدن محاصره نوار غزه می‌ترسید. اقدام اسراییل منجر به شکل‌گیری طوفان رسانه‌ای شد که تصویر و جایگاه این کشور در جهان را تخریب کرد. روابط اسراییل - ترکیه ناپایدار و دچار آسیب وحشتناکی شد که هنوز در حال ترمیم است.

۱۹۹۲: اقدام اسراییل در نابود کردن حزب‌الله
روزی روزگاری، حزب‌الله توسط عباس الموسوی، که توسط نیروهای اسراییلی در سال ۱۹۹۲ در تلاش برای نابود کردن این جنبش به قتل رسید، رهبری می‌شد. این اقدام اسراییل تنها منجر به مسلح‌تر شدن و خشمگین‌تر شدن حزب‌الله و نصرالله شد.

۱۹۵۴: ماجرای لاون، " تجارت بد "
یک ماجرای معروف: در اوایل دهه ۵۰ میلادی، اسراییل تلاش کرد تا دولت بریتانیا را از خروج نیروهای نظامی ازمصر منصرف کند. چگونه؟ یک گروه از یهودیان مصری برای بمبگذاری در دفاتر مصری، آمریکایی و انگلیسی انتخاب شدند، تا ثابت شود که ناصر، رییسجمهور ناسیونالیست، قادر به حفظ نظم نیست. جاسوسها دستگیر شدند و طرح شکست خورد. هرج و مرجی که به دنبال این اقدام شکل گرفت تجارت بد را به دنبال داشت و منجر به استعفای پیناس لاون، وزیر دفاع شد. در نهایت بریتانیا از کانال سوئز عقب کشید. اما سالها طول کشید تا اسراییل بتواند روابط درهم شکسته خود با امریکا و بریتانیا را بهبود بخشد.