به گزارش افکارنیوز، از سال ۲۰۱۲، شرکت اتومبیل سازی(آمریکایی) جنرال موتورز که امروز ۷% از سهام شرکت پژو را در اختیار دارد، این گروه فرانسوی را وادار کرد تا هر گونه معامله با ایران را متوقف کند، آنهم در حالیکه پژو نزدیک به ۳۰% از بازار ایران را دستش داشت.

تأمین کنندگان اروپایی این گروه آمریکایی به تازگی از سوی این شرکت بخشنامه ای را دریافت کرده اند که به آنها خاطرنشان کرده بود که هرگونه ارتباط با صنعت اتومبیل سازی ایران - در ارتباط و یا بدون ارتباط با جنرال موتورز - منجر به حذف آنها از لیست تأمین کنندگان خواهد شد.

در واقع جنرال موتورز بخشنامۀ سال ۲۰۱۳ را که اوباما در آن تحریم ها را تشدید کرده بود - و البته مغایر با همۀ قوانین سازمان تجارت جهانی بود - را اجرا کرد و در این راستا همۀ شرکتها از ارتباط با صنعت اتومبیل سازی ایران منع شدند.

در واقع این قانون، به مجموعۀ محدویت های اعمال شده از سال ۲۰۱۰ علیه صنعت نفت ایران(و حتی پیش از آن از سال ۱۹۹۶ تحت عنوان قانون داماتو) اضافه شد.

در همین راستا، قانون دیگری وضع شد که طی آن همۀ بانکهایی که در ارتباط با بانک‌های ایران بودند، از سیستم بانکداری آمریکا خارج می شدند. در واقع با این قانون، طلبکار فرانسوی واردکنندۀ کالای ایرانی باید با اجازۀ خزانه داری آمریکا طلبش را وصول می کرد.

اما این، همۀ یکجانبه گرایی آمریکا نیست که در زمان اوباما و جرج بوش ادامه یافت، این روند همچنان ادامه دارد اما آنچه جالب به نظر می رسد اینرسی و بی حرکتی مقامات دولتی و سکوت رسانه ها در این باره در اروپاست.

بروکسل در سال ۱۹۹۶ شرکتهای اروپایی را از پیوستن و تبعیت از قانون داماتو منع کرده بود، اما امروز رهبران اروپایی هیچ چیزی در چنته ندارند تا آن را در مقابل دیکتۀ واشنگتن تکرار کنند.

به هر روی امروز - خوب یا بد - توافقی میان اروپا و آمریکا بر اساس اهداف سیاسی بنا شده که متعاقب آن تحریم هایی علیه ایران وضع شده است. اما آیا منطقی است که همۀ اهداف اقتصادی کشورمان به شکل پنهانی به سبد آمریکایی ها برود؟

بخش بانکی اولین بخشی بود که قربانی این سیاست شد. ارتباطات مالی با دولتها(حتی کوبا) برای اینکه در اروپا قانونی باشد یا نه، واشنگتن به زور بسیاری از بانکهای اروپایی را به نفس زدن انداخته است. بسیاری از همین بانکها مجبور شدند به خاطر همین دستور آمریکا، صدها میلیون دلار خسارت بپردازند و فعالیت شان را متوقف کنند.

در واقع آمریکا آگاهانه با این سیاست یکجانبه تلاش می کند تا منافع اقتصادی شرکایش را تحت تأثیر قرار دهد. اما در این میان اروپا به خصوص فرانسه به دلیل سلب اختیار اقتصادی اش خسارت زیادی متحمل شده است.

آمریکا خود را برای تغییر بزرگ با ایران آماده می کند و متعاقباً به شرکتهای این کشور اجازه بازگشت دوباره به ایران را می دهد. با این معامله، اوباما با صلح، ایران را بدست آورد، برخلاف آنچه که بوش فکر می کرد می تواند با حمله به بغداد بدست آورد. در هر دو صورت این اروپا بود که خارج از بازی آمریکا ماند.