به گزارشافکارنیوز،دیپلمات‌های آمریکایی و روسی و سازمان ملل متحد در طول چند ماه گذشته تلاش زیادی را برای متقاعد کردن دو طرف درگیر در سوریه برای حضور در کنفرانس ژنو ۲ انجام دادند و این بود که تصمیم به برگزاری " ژنو۲ " گرفته شد.

وزیران امور خارجه آمریکا و روسیه در ماه می سال گذشته در نشستی مشترک تصمیم گرفتند تا مقدمات برگزاری نشست ژنو ۲ را با هدف پایان دادن به جنگ و خونریزی در سوریه فراهم کنند. بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان قرار شد این کنفرانس در تاریخ ۲۲ ژانویه در شهر مونترو سوییس برگزار شود. هرچه به زمان برگزاری این کنفرانس نزدیک و نزدیک تر می شد تلاش دو طرف درگیر به همراه حامیان آنان برای داشتن جایگاه برتر در میز مذاکرات تلاش کردند.

تروریست‌های سوری در داخل این کشور از هیچ جرم و جنایتی برای تحقق این هدف شوم شان ابایی نداشتند و حامیان آنان در سطح منطقه نیز که از پیروزی های روزانه ارتش سوریه در صحنه میدانی و دستاوردهای مقاومت در عرصه سیاسی و بین المللی به ستوه آمده بودند منطقه را به آتش کشیدند و با سوءاستفاده از مزدوران کج اندیش خود مردم بیگناه و زنان و کودکان را در مناطق مختلفی از منطقه مانند لبنان، عراق، سوریه، یمن و مصر تا منطقه قفقاز روسیه در ولووگراد قتل عام کردند. بالاخره زمان برگزاری کنفرانس ژنو ۲ فرا رسید و نمایندگان دو طرف در حضور نمایندگانی از کشورهای جهان روز چهارشنبه نخستین روز از این کنفرانس را در فضایی بسیار جنجالی و متشنج آغاز کردند. در این نشست اصل موازنه قوا رعایت نشده بود و اکثر شرکت کنندگان در آن از حامیان تروریست‌ها مخالف سوریه بودند.
با این وجود کنفرانس ژنو ۲ و تحولاتی که قبل و در جریان برگزاری آن رخ می‌دهد حاوی تجارب و درس های زیادی است و واقعیت زیادی را برای جامعه بین المللی روشن کرد هرچند که گوش های شنوا و چشمان بینایی برای درک حقایق وجود ندارد. در ذیل به مواردی از این واقعیت ها اشاره می شود:
۱ - بان کی مون و سازمان ملل متحد عروسک خیمه شب بازی غرب و وهابیت
بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد با پس گرفتن دعوت از ایران برای حضور در کنفرانس ژنو ۲ برای حل بحران سوریه مرتکب خطای جبران ناپذیر بزرگی شد و نشان داد که این سازمان و هیچ یک از نهادهای بین المللی وابسته به آن هیچ استقلالی از خود ندارند. بان‌کی‌مون با این اقدام خود نشان داد که سازمان ملل یک سازمان به ظاهر مستقل و بین‌المللی است و در حقیقت تحت امر آمریکا بوده و بر پایه منافع این کشور اقدام می‌کند. این چیزی نیست که فقط ما به آن اذعان کنیم بلکه بسیاری از مقامات کنونی و سابق جهان و جامعه بین المللی این حقیقت را تایید می کنند. هنوز ۲۴ ساعت از دعوت بان کی مون از ایران برای شرکت در کنفرانس ژنو ۲ نگذشته بود که وی تحت فشار برخی از کشورها و در راس آن ها آمریکا، فرانسه، انگلیس، عربستان و … این دعوت را پس گرفت و لکه ننگ دیگری به رزومه و تاریخ ننگین این سازمان بین المللی افزود شد.
این تصمیم بان کی مون با واکنش و تعجب بسیاری از شخصیت های سیاسی مطرح در عرصه بین المللی مواجه شد. کار به جایی رسید که دستیاران بان کی مون اعتراف کردند به این که برخی دبیرکل را دور زده اند. بان کی مون در واقع عروسک خیمه شب بازی غرب و وهابیت و صهیونیسم است و به هر طریقی که غربی‌ها بخواهند وی را می رقصانند. دعوت ناشیانه بان کی مون از ایران به جایگاه و نقش وی و سازمان ملل متحد ضربه جدی زد. تقریبا این سازمان بین المللی اعتبار و جایگاه خود را از دست داده است و همه می دانند که غرب و ناتو از آن به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف شوم مد نظر خود استفاده می کند. برخی ناظران و کارشناسان بر این باورند که بان کی مون دیگر صلاحیت مدیریت و رهبری سازمان ملل متحد را ندارد و باید از سمتش کناره گیری کند.

کنفرانس صلح سوریه که یک سال تلاش برای برگزاری آن صرف شد و برای پایان دادن به درگیریهای سوریه که در آن بیش از ۱۰۰ هزار نفر کشته شده اند، شکل گرفته است در کمتر از ۲۴ ساعت توسط بان کی مون تقریبا ناتمام ماند.
۲ - اذعان به قدرت ایران در عرصه بین المللی و منطقه ای
بررسی موضوع دعوت از ایران برای شرکت در کنفرانس ژنو از یک سو و پس گرفتن این دعوت از سوی دیگر در کمتر از ۲۴ ساعت از سوی دیگر نشان دهنده قدرت نفوذ و تاثیرگذاری و نقش افرینی ایران در عرصه منطقه ای و بین المللی است نقشی که حتی مقامات کاخ سفید بارها به آن اعتراف کرده اند. اخضر ابراهیمی فرستاده ویژه بین المللی و عربی برای حل بحران سوریه بارها و بارها در کنفرانس های مختلف بر نقش مهم و محوری ایران در زمینه حل مناقشات منطقه و در راس آن حل بحران سوریه تاکید کرده است. اخضر ابراهیمی در یکی از اظهار نظرهایش درباره ایران و کنفرانس ژنو ۲ تاکید کرد امیدوارم آمریکا تصمیم درستی درباره حضور ایران در کنفرانس ژنو ۲ بگیرد. ابراهیمی گفت ایران کشوری مهم است و باید در کنفرانس ژنو ۲ شرکت کند. از سوی دیگر بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد نیز در مصاحبه های مختلف با رسانه ها بر اهمیت حضور ایران در کنفرانس ژنو ۲ و هر نشست دیگری که برای حل بحران سوریه تشکیل می شود تاکید و تصریح کرد بدون حضور ایران هیچ نشستی حد نصاب سیاسی لازم را ندارد. تا این که بان کی مون در تصمیمی درست از ایران برای حضور در این کنفرانس دعوت کرد و در خطایی عجیب این دعوت را پس گرفت. هر چه هست سازمان ملل و دبیرکل آن ارزیابی صحیحی از واقعیت ها داشتند و می دانستند که باید از ایران به عنوان یک طرف اساسی و مهم دعوت کنند هرچند که این دعوت به علت کارشکنی های برخی طبق منوال گذشته پس گرفته شد.
از بعد دیگر نیز بررسی موضوع قدرت واقعی ایران در عرصه بین المللی و منطقه ای را نشان می‌دهد. این که بسیاری از کشورهای جهان و در راس آن ها آمریکا و عربستان بان کی مون را برای پس گرفتن دعوت از ایران تحت فشار قرار دادند دلیل روشنی بر قدرت ایران است. زیرا اگر ایران وزنه مهمی نیست خب طبعا حضور آن در کنفرانس ژنو ۲ نمی توانست برای گروه های مخالف نظام سوریه و حامیان شان درد سر ساز باشد. ولی این همه تلاش برای حضور نداشتن ایران در کنفرانس ژنو موید این حقیقت است که حضور ایران باز می توانست وزنه را بیش از پیش به سود محور سوریه و مقاومت تغییر دهد و این عامل اصلی نگرانی مخالفان سوری و حامیان تروریستی آنان بود. مخالفان سوری و متحدان آنان زمانی که دیدند همه تلاش های شان برای کسب پیروزی و موفقیت قبل از برگزاری نشست ژنو دو نقش بر آب شده است و متحمل شکست های پاپی شده اند چاره ای نداشتند تا یکی از بازوهای اصلی متحد سوریه را حداقل از جریان و روند مذاکرات دور نگه دارند تا بتوانند کپه را به سود خود رقم بزنند کاری که تقریبا در تحقق آن موفق شدند ولی اقدام هوشیارانه و زیرکانه ولید معلم وزیر امور خارجه سوریه باعثآبرو ریزی بزرگی برای سازمان ملل و مخالفان سوری شد و تا حد زیادی توانست معادله را ایجاد کند.
خلاصه کلام این که برخی ها چه بخواهند و چه نخواهند ایران یکی از کشورهای تاثیرگذار منطقه و حضور آن در نشست آینده ژنو بسیار حائز اهمیت است. از این رو، امکان موفقیت برای هر نشست و اجلاسی که هر یک از عوامل و مولفه های تاثیرگذار در آن حضور نداشته باشد وجود ندارد.
۳ - نفوذ لابی وهابیسم، تکفیریسیم و صهیونیسم به خصوص بر مهم ترین نهادهای تصمیم گیرنده جهانی.
یکی از مواردی که غرب و استعمار از آن به عنوان ارمغان ویژه خود همواره چون پتکی بر سر جامعه جهانی می کوبند دموکراسی و مبارزه با تروریسم است. کشورهای غربی سال های متمادی تاکنون از این اصطلاح به ظاهر زیبا در جهات تحقق توطئه های خود استفاده می کنند. غربی ها مدعی هستند که طلایه دار مبارزه با تروریسم هستند و تقریبا هر روز در اظهارات مقامات غربی این موضوع شنیده می شود. امروز غرب بر اساس منافع و مصالح خود از موضوع مبارزه با تروریسم تعریف می کند.
اگر نگاهی گذرا به تحولات عراق و سوریه داشته باشیم می بینیم که دو کشور هدف جنایات فجیع و هولناک تروریست ها قرار دارند. همان گروه های تروریستی که در سوریه هستند در عراق نیز فعالیت دارند و از مرزهای دو کشور رفت و آمد و جبهه های مختلف را تقویت می کنند. این در حالی است که آمریکا و کشورهای غربی حمایت خود را از دولت عراق برای مبارزه با گروه های تروریستی در این کشور به خصوص در مناطق الانبار و الرمادی اعلام کرده اند و حاضرند در کنار دولت عراق با تروریست ها بجنگند ولی در سوریه اوضاع چنین نیست و غربی ها در کنار تروریست ها با دولت سوریه می جنگند. این چه سیاست متنقاضی است که غرب بر عرصه بین المللی حاکم کرده است.؟ ولی بدون تردید بالاخره شرارت تکفیری ها دیر یا زود دامن خود کشورهای غربی را نیز می گیرد. وهابیسم ویروس و میکروبی است که به تولید کننده خود نیز رحمی نمی کند و حد و مرز نمی شناسد. امروز در سوریه و عراق جولان می دهد و بدون تردید فردا در عربستان و آمریکا. ولی خطر بزرگی که امروز جامعه جهانی را تهدید می کند این است که تروریسم و تکفیریسم در سطحی بالا بر نهادهای مهم تصمیم گیرنده بین المللی نفوذ و در آن ها رخنه کرده است. امروز سازمان ملل متحد که براساس منشور مدون باید نهادی مستقل و حافظ منافع همه کشورهای جهان باشد به ابزاری در دست آل سعود و آمریکا برای گسترش تروریسم تبدیل شده است. این موضوع بسیار خطرناکی است. غرب و استعمار به علت اخذ رشوه های میلیارد دلاری از آل سعود در قبال اقدامات رژیم عربستان در سرتاسر جهان سکوت اختیار کرده اند و بعضا با آن همراهی می کنند ولی باید این واقعیت را درک کنند که آن ها نیز از این پدیده شوم در امان نمی مانند. حقیقت این است که عربستان امروز چون سگ هار افسار گریخته شده است که تنها راه درمان آن مرگ است.
عربستان پس از منزوی شدن و ناکارآمدی سیاستهای مقامات آن کشور در حال فرو رفتن در منجلابی است که راه برون رفتی ندارد. طولانی شدن جنگ در سوریه، برخلاف انتظار سران سعودی و دیگر تاجران جنگ؛ و ناتوان ماندن گروه‌های مسلح در شکست دادن ارتش سوریه، با وجود برخورداری آنها از حمایتهای گسترده مالی، لجستیکی و آموزشی عربستان و دیگر حامیانشان، معادلات بسیاری را در منطقه به وجود آورد که نه تنها برای دولتهای مخالف سوریه خوش آیند نیست، بلکه این روزها تهدیدی برای وجود خود این دولتها به شمار می‌آید. عربستان یکی از حامیان اصلی گروه‌های مسلح و تروریستی در سوریه به شمار می‌آید. آل سعود پیشینه تاریکی در حمایت از گروه‌های افراطی مانند تروریست ها در افغانستان، عراق، لبنان، یمن و دیگر مناطق دنیا دارد. اما اینبار عناصری از کشورهای غربی و اروپایی به سوریه رفته‌اند و خطر بازگشت آنان به کشورهایشان پس از گذراندن دوره‌هایی برای انجام عملیات تروریستی، خواب دولتها و نهادهای امنیتی غربی را آشفته کرده است.
در همین راستا مسئولان اطلاعاتی آمریکایی و کارشناسان امور مبارزه با تروریسم هشدار داده اند که، گروه‌های افراطی مرتبط با القاعده تلاش می‌کنند، پس از ارتباط با آمریکایی‌ها و دیگر اتباع غربی که در سوریه می‌جنگند، آنان را در صورت بازگشت به کشورهایشان برای اجرای حملات به خدمت بگیرند. زمانی که عربستان منزوی شد، این نگرانی‌ها و فشار افکار عمومی در سطح جهان موجب شد، بیشتر کشورهای غربی با وجود حمایت از مخالفان سوریه که زیرشاخه‌های بیشتر آنان را گروه‌های مسلح و تروریستی تشکیل می‌دهند، حتی برای حفظ ظاهر هم که شده به راهکار سیاسی برای متوقف کردن بحران و جنگ در سوریه تن دهند. این مسأله موجب شد عربستان در حمایت از جنگ و تروریسم در سوریه خود را تنها ببیند. سران سعودی احساس می‌کنند که اینبار بهای بسیار سنگین تری را به دلیل حمایت از تروریسم پرداخته‌اند. حمایت آل سعود از تروریسم باعثافزایش شکاف های داخلی در این کشور شده است و بسیاری از مردم عربستان از مفتی های این کشور به علت سوء استفاده از جوانان و فرستادن آنان به سوریه برای جنگ به ستوه آمده اند. آن چه در محافل عمومی عربستان ترویج یافته است که اگر بهشت خوب است پس چرا مفتی ها و مقامات سعود فرزندان خود را برای جنگ به سوریه اعزام نمی کنند. از سوی دیگر عربستان از توافق هسته ای ایران و گروه پنج بعلاوه یک سرخورده شده است. توافق هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران و کشورهای گروه پنج بعلاوه یک طبق اذعان همه محافل بین المللی پیروزی و موفقیت بسیار بزرگی بود. البته این توافق برای عربستان خوشایند نبود.
با مطالعه رسانه‌های سعودی، نارضایتی سران سعودی از این توافق حتی پیش از آغاز گفتگوهای ژنو کاملا مشخص است. به نظر می‌آید، آل سعود هم که اکنون به دلیل در پیش گرفتن سیاستهای افراطی در منطقه، خود را بیش از پیش منزوی می‌بیند، تلاش می‌کند به هر وسیله ای ادامه بقای خود را حفظ کند. به همین علت تیم‌های ویژه ای را در سرتاسر جهان تشکیل داده است تا به هر قیمتی با همکاری لابی صهیونیسم از منافع سعودی ها حمایت و در جهت شکست دادن محور مقاومت تلاش کنند. بدون تردید اگر آل سعود نیاز ببیند گروه های تروریستی را که در کشورهای غربی و آمریکا در آب نمک خوابانده است تحریک و منافع غربی ها را نیز تهدید می‌کند.