به گزارش افکارنیوز، وزیر خزانه داری دولت ریگان در این یادداشت با اشاره به این که همه جنگ های ایالات متحده – بجز یک جنگ - در خارج از مرزهای این کشور صورت گرفته عنوان کرد هیچ یک از این جنگ ها ارتباطی به مسئله امنیت ملی امریکا نداشته و حاصل آن فقط کشته شدن هزاران غیرنظامی بوده است.

وی معتقد این که مقامات امریکایی به مردم می گویند سربازان امریکایی بخاطر آنها جان خود را فدا می کنند دروغ است. آنها جان خود را از دست می دهند تا افراد و گروههای خاصی ثروتمند تر شوند.

رابرتس می نویسد آیا می دانستید که ۸۵ تا ۹۰ درصد از قربانیان جنگ غیرنظامیان هستند؟ این نتیجه تحقیقات یک تیم تحقیقاتی نه نفره است که گزارش آنها در شماره ماه ژوئن ۲۰۱۴ مجله آمریکایی بهداشت عمومی منتشر خواهد شد.. مرگ سربازانی که در میدان جنگ مبارزه می کنند بخش کوچکی از هزینه انسانی و اقتصادی جنگ است. واضح است که جنگ از جان شهروندان محافظت نمی کند. این تصور که سربازان بخاطر ما کشته می شوند غلط است. غیرنظامیان قربانیان اصلی جنگ هستند.

رابرتس در ادامه به روز ۴ ژوئیه - روز استقلال امریکا - اشاره می کند و می گوید: ۴ ژوییه مهم ترین تعطیلات ملی امریکا است و جشن استقلال آمریکا از بریتانیا است. در ۴ژوئیه سال ۱۷۷۶، پدران بنیانگذار امریکا را اعلام کردند که " مستعمره سیزده " دیگر مستعمره نیست بلکه یک کشور مستقل است که در آن حقوق انگلیسی ها برای همه وجود خواهد داشت.(در واقع، دومین کنگره قاره ای در تاریخ ۲ ژوئیه به استقلال رای داده، و مورخان بحثدارند که اعلامیه استقلال در ۴ ژوئیه امضا شد یا ۲اوت.)

در این اعلام خود مختاری امریکا، شهروندان بریتانیایی مجاز به رای دادن نبودند. بنابراین، با توجه به موضع واشنگتن در مورد رای گیری در کریمه و در شرق اوکراین - سرزمین های سابق روسی دونتسک و لوهانسک - اعلام استقلال امریکا " نامشروع و غیر قانونی بود. "

در ۴ ژوئیه در سراسر امریکا سخنرانی های میهن پرستانه ای در مورد سربازان ما که جان خود را برای کشور خود فدا کردند، وجود خواهد داشت. برای یک فرد آگاه این سخنرانی ها عجیب و غریب هستند. من سخت فکر کردم تا نمونه هایی از این که سربازان ما جان خود را برای کشور مان فدا کردند پیدا کنم.(اما نتوانستم). ژنرال اسمدلی باتلر ژنرال نیروی دریایی امریکا هم همین مشکل را داشت. او گفت که تفنگداران دریایی اش جان خود را فدا کردند تا شرکت میوه " یونایتد فروت " بازارهای امریکای مرکزی را تحت کنترل خود درآورد. باتلر عنوان کرد که مشارکت ایالات متحده در جنگ جهانی اول ۲۱ هزار میلیونر و میلیاردر جدید در آمریکا به وجود آورد.

بر اساس مقاله ای که در مجله آمریکایی بهداشت عمومی منتشر خواهد شد در قرن بیستم ۱۹۰ میلیون مرگ و میر را می توان به طور مستقیم و غیر مستقیم به جنگ مربوط دانست.

تنها جنگی که در خاک ایالات متحده انجام شده علیه جدایی‌طلبان جنوب بود. در این جنگ مهاجران ایرلندی زندگی خود را فدای امپراتوری آمریکا کردند. به محض این که جنوب فتح شد، نیروهای متحد به دشت های سرخپوستان(ساکن امریکای شمالی) حمله کردند و آنها را نیز نابود کردند.

امپراتوری بیش از زندگی ارزش دارد. این مسئله همیشه برای واشنگتن اصل بوده است.

جنگ های امریکا همواره در جاهای دیگر انجام شده است مانند، کوبا، هائیتی، مکزیک، فیلیپین، ژاپن، آلمان، کره، ویتنام، پاناما، افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، و سومالی. واشنگتن حتی به کشورهای که با ایالات متحده در جنگ نیستند نیز حمله می کند، مانند پاکستان و یمن، و درگیر در جنگ های نیابتی است. در مقاله مذکور آمده است: " ایالات متحده در حد فاصل پایان جنگ جهانی دوم تا سال ۲۰۰۱ میلادی ۲۰۱ عملیات نظامی در خارج از کشور راه اندازی کرده بود و بعد از آن هم جنگ های دیگری به راه انداخت، از جمله افغانستان و عراق. "

حتی یکی از این جنگ ها و عملیات نظامی ارتباطی به دفاع از مردم ایالات متحده در برابر تهدیدات خارجی ندارد.

حتی ژاپن و آلمان هم تهدیدی برای ایالات متحده به وجود نیاوردند. هیچیک از این دو کشور قصد حمله به آمریکا را نداشتند و هیچیک از این دو کشور هیچ برنامه جنگی نداشتند.

ایالات متحده بجز جنگ خود علیه جنوب، دشت سرخپوستان، هائیتی، اسپانیا، پاناما، گرانادا، و مکزیک، در هیچ جنگ دیگری پیروز نشده است. جنوبی ها، که معمولا تعدادشان کمتر بود، اغلب ژنرال های متحد را شکست می دادند. ژاپن به دلیل فقدان منابع نظامی شکست خورد. آلمان توسط اتحاد جماهیر شوروی شکست خورد.

رابرتس در ادامه به غیر ضروری بودن این جنگ ها اشاره کرد و گفت:
آیا کسی آنقدر احمق است که فکر کند گرانادا یا ساندنیست ها تهدیدی برای ایالات متحده بودند، یا کره شمالی و ویتنام شمالی خطری برای ایالات متحده داشتند؟ با این حال، با جنگ کره و ویتنام چنان برخورد شد که گویی سرنوشت ایالات متحده آمریکا معلق و در معرض خطر است.

در حال حاضر واشنگتن در تلاش است دستاورد ریگان در پایان دادن به جنگ سرد را از بین ببرد. واشنگتن کودتا یی را به راه انداخت که دولت منتخب اوکراین را سرنگون کرد و یک دولت دست نشانده را به روی کار آورد. دست نشانده های واشنگتن شروع به تهدید روسیه و جمعیت روس زبان اوکراین کردند. این تهدیدها باعثشد آن قسمت از اوکراین که قبلا بخشی از روسیه بودند اعلام استقلال کنند. واشنگتن نه خود را بلکه روسیه، را مقصر دانست، و با دشمن نشان دادن روسیه و با استقرار نیروهای نظامی در بالتیک و اروپای شرقی بار دیگر جنگ سرد را به وجود آورد. واشنگتن به منظور توجیه صدها میلیارد دلاری که هر ساله صرف مجتمع نظامی / امنیتی می کند نیازمند باز سازی جنگ سرد است، برخی از این مبالغ توسط کمک های مالی در مبارزات سیاسی برمی گردد. برخلاف تبلیغات واشنگتن، دیدگاه صادقانه در مورد حوادثاوکراین را می توان اینطور دانست:

در ایالات متحده میهن پرستی و نظامی گری مترادف شده اند. ۴ژوئیه به نظامیگران یاداوری می کند که " روز استقلال " اعلام استقلال را جشن می گیرد، نه اعلام امپراتوری آمریکا را. اعلام استقلال تنها اعلام استقلال از شاه جورج سوم نبود بلکه اعلام استقلال از دولت استبدادی غیر پاسخگو بود. مراسم تلحیف رئیس دولت ایالات متحده را متعهد می سازد از قانون اساسی ایالات متحده در برابر دشمنان " داخلی و خارجی دفاع کند. "

در قرن ۲۱ بدترین دشمنان آمریکایی‌ها القاعده، ایران، روسیه و چین نیستند. بدترین دشمنان امریکا روسای جمهور خودمان هستند که بارها و بارها اعلام کرده اند که " جنگ با ترور " هماهنگ شده، به آنها حق می دهد آزادی های مدنی را که قانون اساسی ایالات متحده برای هر شهروندی تضمین کرده است کنار بگذارند. بی احترامی رئیس جمهوربه قانون اساسی ایالات متحده به حدی شدید است که اوباما دیوید بارون را به عنوان رئیس دادگاه استیناف ایالات متحده نامزد کرد. بارون یک مقام وزارت دادگستری است که برای دفتر رئیس جمهور توجیه حقوقی را جهت قتل شهروندان ایالات متحده بدون طی مراحل قانونی جعل کرد.

سازمان های قوه مجریه امریکا پس از محروم ساختن شهروندان آمریکایی از حقوق مدنی خود، اکنون در حال ذخیره سازی مقادیر زیادی از مهمات هستند و وزارت کشاورزی سفارش مسلسل دستی را داده است. سازمان امنیت داخلی است ۲۷۱۷ نفر بر ضد مین خریداری کرده است. کنگره و رسانه ها علاقه ای به این موضوع ندارند که چرا قوه مجریه خود را به شدت علیه مردم آمریکا مسلح می‌کند.

در طول تمام سال های قرن ۲۱، در واقع، از زمان رژیم کلینتون در پایان قرن ۲۰ - قوه مجریه استقلال خود را از قانون(هم داخلی و هم بین المللی) از قانون اساسی، کنگره، و قوه قضائیه اعلام کرده است. قوه مجریه، با کمک انجمن جمهوری خواهان، ثابت کرده است که مادامی که قوه مجریه وضعییت جنگی اعلام کند،(حتی جنگی که علیه کشور و یا کشورهای دیگر انجام نمی شود بلکه جنگی مبهم، تعریف نشده و یا بد تعریف شده علیه یک دشمن مبهم بی کشور مانند القاعده، که ایالات متحده در حال حاضر با آنها علیه سوریه متحد است)، قوه مجریه یک استبداد غیر پاسخگو در برابر قانون، داخلی و بین المللی، است.

القاعده در حال حاضردارای نقشی دوگانه است. القاعده عامل واشنگتن برای براندازی دولت اسد در سوریه است و از طرف دیگر القاعده نیروی شیطانی است که آزادی های مدنی آمریکا باید برای مبارزه با آن قربانی شود.

قدرت نامشروع دفتر رئیس جمهور، نه تنها تهدیدی برای هر آمریکایی بلکه تهدیدی برای هر موجود زنده در سیاره زمین است. همانطور که در مقاله مذکور گزارش می دهد: " حدود ۱۷۳۰۰ سلاح های هسته ای در حال حاضر در حداقل ۹ کشور مستقر شده، که بسیاری از آنها می توانند ظرف مدت ۴۵ دقیقه شلیک و به اهداف خود برسند. "

تنها یک احمق لازم است تا تمام زندگی بر روی زمین ظرف مدت ۴۵ دقیقه نیست و نابود شود- و امریکا هزاران احمق دارد . اعتقاد نومحافظه کارانه مبنی بر این که ایالات متحده کشوری استثنایی و کنار نگذاشتنی است که توسط تاریخ برای به حکومت بر کره زمین انتخاب شده است اعتقادی مملو از تکبر و غرور است که منجر به جنگ می شود.