به گزارشافکارنیوز،پایگاه خبری پانوراما الشرق الاوسط در مقاله ای به قلم حسن شقیر با اشاره به خدمات گروهک تروریستی داعش به سیاست خارجی آمریکا نوشت که حضور واشنگتن در کنار داعش برای آغاز تجاوزات به سوریه تخیلات سیاسی نبود، بلکه ایده‌ای مبتنی بر درک عمیق از واقعیت‌های منطقه‌ای و شناخت مثلثتروریسم در منطقه بود.

باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا یک روز بعد از درخواست کمک عراق از این کشور برای مبارزه با داعش اعلام کرد که هیچ کمک نظامی به این کشور فایده ای نخواهد داد، مگر اینکه همراه با طرحی سیاسی باشد که عراقی‌ها ارائه می‌دهند. وی گفت که عراقی‌ها باید تصمیمات سختی بگیرند و به راهکاری میانه برای حفاظت از وحدت کشور خود برسند. اوباما سستی نیروهای عراقی را سهل انگاری در هماهنگی های امنیتی با نیروهای آمریکایی دانست که در توافقنامه امینتی مشترک بین دو کشور به آن اشاره شده است.

رسیدن به عمق و منظور سخنان اوباما نیاز به تلاش زیادی ندارد، وی با وجود اینکه به نوعی داعش را محکوم کرده و آن را خطری برای منطقه و امنیت ملی آمریکا دانست، اما از سوی دیگر حوادثعراق و گستره نفوذ داعش در این کشور را به سه موضوع مرتبط دانست که عبارتند از: نظام سیاسی در عراق، موقعیت ژئوپلتیک این کشور در منطقه و موقعیت عراق در نقشه مناسبات جهانی.

نظام سیاسی عراق

رئیس حمهور آمریکا کمک تاثیرگذار به دولت عراق برای مقابله با داعش را به ارائه طرح جامع سیاسی از سوی مقامات عراقی و توافق طیفهای مختلف مرتبط دانست.(این درخواست شاید درخواستی به حق باشد، اما باطل در آن ریشه دوانده است.) علت آن هم این است که طرح سیاسی که آمریکا خواستار ارائه آن از سوی عراقی‌ها است، باید از سوی آمریکایی به این کشور تحمیل شود که داعش را در این کشور تحریک کرده‌اند. علاوه بر اینکه طناب نجاتی که آمریکا برای عراقی ها فرستاده، انسان را به یاد مشابه این اقدام در دوره ای می اندازد که عناصر موسوم به انقلابیون لیبی در بنغازی از آمریکا کمک خواستند و البته درآن زمان سطح بالای باج خواهی آمریکایی ها نسبت به کمک‌هایش مشهود بود.

بنابراین توافق سیاسی که آمریکا از گروه های عراقی می خواهد، همان واکنش به " حماقت سیاسی " است که برخی از گروه های عراقی با آن دست و پنجه نرم می کنند. آمریکا می‌خواهد حاکمیت اکثریت در این کشور را که صندوق های رأی از سال ۲۰۰۳ در این کشور به وجود آورده است و در راستای منافع آمریکا نیست، از بین ببرد؛ چرا که این روند سیاسی، بازی را به گونه‌ای رقم زده که سیاست عراق را از دست آمریکا خارج کرده است.

موقعیت ژئو پلتیک عراق در منطقه

در دیدار ژنرال دمپسی از عراق در آگوست سال ۲۰۱۲ میلادی و بعد از بروز بحران در سوریه و بالا گرفتن درگیری‌ها، این مسئول نظامی آمریکایی به صورت مشخص از موضع دولت عراق در قبال این بحران سخن گفت. وی در آن زمان در اظهاراتی تشویق کننده از نقش مهم عراق در حل این بحران خبر داد و گفت: من نمی خواهم سوال کنم که آیا آنها نقش فعالی در سوریه دارند یا نه، چرا که مالکی نقش ویژه‌ای در آن دارد. این دیدار و دیدارهای دیگری که مقامات آمریکایی از عراق داشتند، موفق نشد عراق را به اطاعت آمریکا وادار کند و باعثشود این کشور موضعی در راستای مواضع کشورهای مداخله جو علیه سوریه اتخاذ کند و آن را از محور بازدارندگی دور کند. این موضوع باعثشد تا اوباما هجمه اخیر داعش به عراق را فرصتی طلایی بداند که بتواند از این منظر موضع عراق را در قبل بحران سوریه تغییر دهد.

از سوی دیگر شاید بتوان این اتفاقات را پیامی از سوی اوباما برای مالکی دانست. پیامی که شامل پرداخت یکی از فاکتورهای آمریکایی برای عربستان است که بازگشت مجدد نوری مالکی به قدرت را بر نمی تابد.

برای فاش شدن توافقات آمریکایی - سعودی تنها باید صبر کرد، این توافق بویژه در مورد نفت عراق ممکن است صورت گرفته باشد، آنهم در سفری که باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا اخیرا به عربستان انجام داده است.

موقعیت عراق در نقشه بین‌الملل

شاید سومین پیام سخنان اوباما به دولت عراق این باشد که این کشور از کاهش سطح هماهنگی‌های امنیتی بین دو کشور ناراحت و عصبانی است. چرا که بعد از عقب‌نشینی آمریکا از عراق، بغداد همکاری‌های نظامی و امنیتی با برخی دیگر از کشورها از جمله ایران، سوریه و روسیه را آغاز کرده است. این موضوع می تواند از دیدگاه آمریکا فرار عراق از بندهای توافقنامه امنیتی باشد. توافقنامه‌ای که سعی دارد حضور غیر فیزیکی آمریکا را حتی بعد از عقب نشینی نیروها از عراق به دولت این کشور تحمیل کند و شبکه ای عنکبوتی در تمام مفاصل سیاسی و امنیتی عراق ایجاد کند که وابسته به آمریکا باشد. اظهارت اوباما نشان داد که این اتفاق رخ نداده است. چرا که وی به صورت عمد سعی کرد به ارتش و نیروهای امنیتی عراق توهین کند و علت اصلی شکست عراق در مقابله با داعش را در این گروه ها و گزینه‌های اشتباه آنها ببیند.

نویسنده در پایان تاکید میکند که اعتقاد ندارد که آمریکا به داعش اجازه بدهد دولتی را در این کشور تاسیس کند یا به سمت مناطقی که خطری برای امنیت حیاتی ترکیه و ایران به حساب می آید، حرکت کند؛ چرا که نمی خواهد این گروه را از نقشه سیاسی منطقه حذف کند و در عین حال نمی خواهد این گروه جزئی از نقشه سیاسی خاورمیانه باشند. آمریکا از داعش می خواهد که در بینابین این دو باشد و به عاملی حیاتی تبدیل شود که در خدمت راهبردهای خارجی این کشور است.