به گزارشافکارنیوز،در حال نزدیک شدن به سوم آذرماه یعنی پایان تمدید دوره چهارماهه مذاکرات هسته ای میان ایران و گروه ۱ + ۵ هستیم. در این روزهای باقی مانده، این پرسش به صورت جدی مطرح است که آیا پیش از اتمام این دوره، توافق جامع و نهایی بین طرفین حاصل خواهد شد؟

در پاسخ باید گفت: گروه ۱ + ۵ سرنوشت مذاکرات را به نوعی به رضایت آمریکایی ها و تأمین خواست آنان گره زده اند و به همین دلیل طی روزهای اخیر به ویژه در مسقط، مذاکرات صرفاً میان ایران و آمریکا و با حضور تشریفاتی خانم اشتون انجام گرفت. در ادبیات مقامات مؤثر آمریکایی در موضوع هسته ای مانند آقایان اوباما و جان کری و هم چنین خانم اشتون، همواره یک جمله به صورت تکراری مشاهده می شود: «عدم توافق، بهتر از توافق بد است.» تکرار این جمله از سوی آمریکایی ها به این معناست که از نظر آن ها، هر نوع توافقی با یک سری ملاک ها و معیارها، برای ایالات متحده، خوب یا بد خواهد بود.

به عبارت دیگر، آمریکایی ها فقط به دنبال یک توافق خوب خواهند بود و عدم توافق را بر توافق بد ترجیح می دهند. برای آنان رسیدن به توافق، اصل نیست بلکه رسیدن به یک توافق خوب اصل است. از طولانی شدن مذاکرات دوجانبه با آمریکایی ها از یک طرف و اظهارات برخی از مقامات ایرانی مرتبط یا مطلع از روند مذاکرات، می توان مختصات اصلی توافق خوب از نظر آمریکایی ها را تشخیص داد.

دبیر شورای عالی امنیت در نشست سیاسی هفتگی با مدیران و کارشناسان دبیرخانه این شورا، نکته قابل توجهی را بیان داشت که می تواند بازگوکننده مختصات توافق خوب از نظر آمریکایی ها باشد. علی شمخانی در این نشست با اشاره به نامه اخیر رئیس جمهور آمریکا به مقام معظم رهبری می گوید: «بار اصلی آن نامه را مسائل هسته ای تشکیل می داد و ما باور نداریم، یعنی به هیچ عنوان قبول نمی کنیم که صنعت هسته ای کاریکاتوری و نمایشی یا صنعتی مبتنی بر حیات نباتی داشته باشیم.»

اظهارات رئیس جمهور کشورمان در نشست خبری مشترک با رئیس جمهور جمهوری آذربایجان، به لحاظ مفهومی بر همان نکات تصریح شده در سخنان شمخانی تأکید داشت. آقای دکتر روحانی در نشست خبری مشترک با «الهام علی اف» گفت: «نباید اجازه دهیم که برخی کشورها فناوری های نوین را در انحصار خود قرار دهند. همه کشورها در چارچوب آژانس بین المللی انرژی اتمی باید از فناوری هسته ای استفاده کنند.»

پیش از این نیز، برخی از مقامات دستگاه دیپلماسی کشور و از اعضای تیم مذاکره کننده ایرانی مانند آقای عراقچی، تصریح کرده بودند که ایران هرگز یک نوع غنی سازی «نمادین» و «سمبلیک» را نمی پذیرد. بنابراین به خوبی می توان دریافت که از نظر آمریکایی ها، توافقی خوب خواهد بود که در نهایت، دانش و صنعت هسته ای ایران را از وضعیت واقعی و تأثیرگذار و مفید برای ملتش، به یک صنعت هسته ای نمادین، نمایشی، کاریکاتوری و بی خاصیت تنزل دهد. نکته قابل تأمل دیگر این که، از منظر آمریکایی ها توافقی خوب خواهد بود که بر اساس آن، ساختار و زیرساخت های تحریم های وضع شده علیه ایران فرو نریزد و در هر لحظه امکان فعال کردن تحریم ها باشد.

با این نگاه است که آمریکایی ها، تحریم ها را دسته بندی کرده و سخن از تعلیق تحریم ها و نه لغو آن به میان می آورند و برداشتن تحریم ها، آن هم تحریم های صرفاً مربوط به موضوع هسته ای را به یک دوره زمانی چندین ساله موکول می کنند.

به یقین، چنین توافق خوبی برای آمریکایی ها، یک توافق بسیار بد برای ایران خواهد بود. هر چند در طی یک سال و چند ماه گذشته، کسانی به صورت سازمان یافته و هدفمند در ایران، به دنبال فضاسازی و القای این نکته بودند که هر نوع توافقی بهتر از عدم توافق است، اما نظام اسلامی و ملت ایران، هوشیارتر از آنند که به هر نوع توافقی تن در دهند.

بنابراین باید گفت؛ برای جمهوری اسلامی ایران نیز، عدم توافق، بهتر از توافق بد است. اگر آمریکایی ها به دنبال توافق خوب هستند، مختصات توافق «خوب» برای آمریکایی ها، نباید شکل گیری یک توافق «بد» برای ایران را رقم بزند. توافق خوب برای ایران، آن توافقی خواهد بود که در قبال تمامی اقدامات ممکن اعتمادساز جمهوری اسلامی در چارچوب منافع ملی و به ویژه امنیت ملی کشور که با هدف شفاف سازی و اثبات ماهیت صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای انجام می گیرد، طرف مقابل با صراحت و تضمین های لازم موارد زیر را پذیرفته و به آن ها تن دهد:

۱ - اصل غنی سازی با میزان و سطح مورد نیاز کشور باید در توافق نهایی پذیرفته شود. این غنی سازی باید واقعی(نه نمایشی) باشد و غنی سازی واقعی، آن غنی سازی خواهد بود که بتواند به نیاز کشور در این حوزه پاسخ دهد. ایران علاوه بر نیروگاه بوشهر که روس ها متعهد شده اند تا سال ۲۰۱۲ میلادی سوخت آن را تأمین کنند، نیازهای دیگری دارد و براساس برآورد دقیق کارشناسی، نیاز کشور همان رقم ۱۹۰ هزار سو مطرح شده از ناحیه رهبر معظم انقلاب اسلامی است. غنی سازی ایران باید با مختصات کنونی یعنی در فردو و نطنز پذیرفته شود، زیرا غنی سازی در تأسیسات فردو به دلیل استحکامات و آسیب ناپذیر بودن با حمله نظامی، ضامن غنی سازی در نطنز است. هم چنین در صنعت هسته ای واقعی، ماهیت آب سنگین اراک باید حفظ شود.

۲ - لغو تمامی و همزمان تحریم های وضع شده علیه ایران، باید در توافق جامع و نهایی پذیرفته شود. فلسفه مذاکره و انجام اقدامات اعتمادساز ایران طی دوران مذاکره، برداشتن تحریم های ظالمانه و ناجوانمردانه علیه ملت ایران بوده است.

آمریکایی ها فریبکار و غیر قابل اعتماد بوده و برای برداشتن تحریم ها، به قول معروف «وعده سر خرمن» می دهند. تیم مذاکره کننده هسته ای ایران، باید به این نکته توجه ویژه داشته باشد که توافق خوب برای ملت ایران، آن توافقی خواهد بود که نه تنها به تمامی تحریم ها پایان دهد، بلکه راه های وضع هر نوع تحریم جدید با بهانه های واهی را بر طرف مقابل ببندد.

آمریکایی ها از یک طرف خواهان حفظ اساس تحریم ها بوده و از طرف دیگر در صددند به بهانه های دیگر، تحریم های جدید وضع کنند. البته این نکته مهم مورد توجه اعضای تیم مذاکره کننده ایرانی قرار دارد. آقای عراقچی، هفته گذشته با تصریح بر این که بدون گشایش چهار مسیر تحریمی، توافقی در کار نیست، گفت: «تحریم های شورای امنیت، اتحادیه اروپا، کنگره و رئیس جمهور آمریکا، همگی باید لغو شود.»

آمریکا برای توافق نهایی از ایران چه می خواهد؟
آمریکا برای توافق نهایی با ایران بر موارد زیر تأکید دارد:

۱ - راکتور آب سنگین اراک که دارای کارکردهای چهارگانه تولید پلوتونیم و رادیوایزوتوپ ها و تولید برق است، تنها به یک راکتور عادی برای تولید برق با سوخت غیرطبیعی(سوخت غنی سازی شده) تبدیل شود. این مهم عملاً به معنای تعطیلی واحد اراک خواهد بود. در همین چارچوب طرف آمریکایی حتی کاهش میله های سوخت نیروگاه فعلی اراک از ۱۵۰ میله سوخت در راکتور به ۲۰ میله سوخت را نپذیرفته اند.

باید خاطرنشان نمود با توجه به این که در آستانه پایان عمر مفید راکتور تهران هستیم، در صورتی که راکتور آب سنگین اراک در آینده نزدیک راه اندازی نگردد، در تأمین رادیوایزوتوپ های مورد نیاز برای درمان حدود یک میلیون بیمار در کشور دچار چالش جدی خواهیم بود.

۲ - در مذاکرات برای ظرفیت غنی سازی تنها با ۴۷۰۰ سانتریفیوژ با تزریق گاز کم که آن هم به صورت شفاهی موافقت کرده اند.

۳ - تحقیق و توسعه از سانتریفیوژهای نسل یک بالاتر نرود و فردو به یک مرکز مطالعاتی فاقد کارکرد تحقیق و توسعه تبدیل شود.

۴ - عدم پذیرش تحقیقات باز فراوری

۵ - کاهش ذخایر ۵.۳ درصد از ۵.۸ تن به ۵۰۰ کیلو(بنا بر برخی گزارش ها، در مذاکرات به صورت شفاهی ۲ تن را پذیرفته اند).
این احتمال وجود دارد که برای تمدید مذاکرات یکی از شروط طرف آمریکایی و اروپایی اکسید ساختن بخش اعظمی از ذخایر ۵.۳ درصد باشد.

۶ - ایران متعهد به امضاء و تصویب پروتکل الحاقی شده و نظارت و بازرسی های فراتر از پروتکل های الحاقی را نیز بپذیرد.

۷ - موضوع بُرد موشک های ایران حداکثر تا ۱۵۰ کیلومتر تعیین تکلیف شود.

۸ - ایران پیمان «منع جامع آزمایش هسته ای»(C. T. B. T) را رسماً پذیرفته و به تصویب برساند.
شایان ذکر است که بازرسی های موردنظر CTBT در تضاد کامل با استقلال و امنیت کشورهای عضو است. علاوه بر اجازه عکس برداری هوایی، بر اساس مفاد این معاهده، تیم بازرسی در انجام مأموریت های خود برای دسترسی به هر نقطه از کشور محل مأموریت، حتی دفتر ریاست جمهوری و… از آزادی کامل برخوردارند.

۹ - زمان طولانی(۳۰ ساله) برای عادی شدن پرونده ایران

روشن است که غرب امیدوار است با گذشت زمانی در حدود یک نسل انسانی، عملاً نسل فعال و پیگیر حقوق هسته ای کشور از عرصه های اجتماعی و سیاسی خارج شده و فرسودگی و مستهلک شدن قطعات و دستگاه های هسته ای از یک سو و نیز عقب افتادن از فناوری روز، عملاً ایران اسلامی را از پیگیری صنعت هسته ای بازدارد.

اقدامات آمریکا در مذاکرات ژنو و بندهای هشت گانه برای توافق نهایی با ایران ناظر بر یک نقشه راهبردی است که ۳ مرحله را در بر می گیرد:

الف) متوقف سازی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران؛
ب) معکوس سازی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران؛
ج) برچیده سازی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران.
در این راستا به نظر می رسد مرحله متوقف سازی با توافق اقدام مشترک انجام شد و برای تمدید مذاکرات و دوره تمکین، مرحله معکوس سازی عملیاتی می گردد و به بهانه طول قرنطینه برای برچیدن تحریم ها در یک دوره ۱۰ تا ۲۰ ساله و حتی تا سی ساله، عملاً مرحله سوم(برچیده سازی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی) اجرایی می گردد.

شاخص های توافق خوب
به نظر می رسد هرگونه دو قطبی سازی پیرامون یک موضوع ملی و انسجام بخش در نوع خود اشتباه خواهد بود. در این ارتباط در وهله اول می بایست تصریح کرد که رسیدن به توافق خوب مورد انتظار و اجماع همه نیروهای مؤمن به انقلاب و آحاد مردم است و در مرتبه دوم نیز توافق خوب را شاخص سازی کرد و به صورت ایجابی آن را تبیین و در معرض مطالبه افکار عمومی قرار داد. در این میان حتی توافق خوب را نباید در غیریت با توافق تعریف کرد چراکه باز در درون خود دچار دو قطبی سازی می شود.

تبیین توافق خوب و مطالبه آن از یک سو انسجام ملی را تحکیم می بخشد و از سوی دیگر جامعه را از حالت شرطی شدن پیرامون مذاکرات خارج می کند. در این ارتباط برای شاخص سازی پیرامون توافق خوب می بایست به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون خطوط قرمز مذاکرات توجه نمود.

با مروری بر بیانات رهبر معظم انقلاب در یک سال گذشته، محورهای ذیل به عنوان خطوط مذاکره قابل احصاء است:

۱. حرکت علمی هسته ای به هیچ وجه نباید متوقف یا حتی کند شود.
۲. مذاکره کنندگان ایران باید بر ادامه تحقیق و توسعه و پیشرفت هسته ای پافشاری کنند.
۳. کسی حق معامله بر روی دستاوردهای هسته ای را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد.
۴. مذاکره کنندگان کشورمان نباید هیچ حرف زوری را از طرف مقابل قبول کنند.
۵. روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران باید به صورت متعارف و غیر فوق العاده باشد.
۶. مسؤولان تا سطح وزارت خارجه تماس ها، نشست ها و مذاکراتی داشته باشند.
۷. حفظ تشکیلاتی مانند «فردو» که دشمن قادر به تخریب آن نیست و برایش غیر قابل دسترسی است.
۸. تأمین نیاز قطعی کشور در زمینه ظرفیت غنی سازی به میزان ۱۹۰ هزار سو.
۹. نباید نیازمندی های کشور و برخی مسائل همچون تحریم ها به مذاکره گره زده شود.
۱۰. این مذاکرات فقط در مورد مسائل هسته ای است و لا غیر.
۱۱. تا دشمنی آمریکایی ها و اظهارات خصمانه شان درباره ایران ادامه دارد، تعامل با آن ها نیز هیچ وجهه ای ندارد.

با الهام از این خطوط قرمز، به نظر می رسد یک توافق خوب بایستی حائز شرایط ذیل باشد:

۱ - حفظ دانش هسته ای
۲ - حفظ دستاوردهای هسته ای
۳ - حفظ عزت ملی
۴ - حفظ منافع ملی
۵ - حفظ استقلال سیاسی

شایان ذکر است که مهم ترین شاخص عملیاتی این توافق که به موضوع حفظ منافع ملی بازمی گردد، رفع یک باره ی همه تحریم ها به صورت همزمان خواهد بود.
بر این اساس است که مهرماه سال جاری، رئیس جمهور محترم در نشست مطبوعاتی در جمع نمایندگان رسانه های بین المللی در نیویورک تصریح نمود: «وقتی راجع به تحریم صحبت می کنیم، مقصود ما همه تحریم هایی است که از نظرمان غیرقانونی است؛ چه تحریم های یک جانبه آمریکا، چه تحریم های اتحادیه اروپا و چه قطعنامه هایی که مربوط به شورای امنیت است باید در توافق به طور کامل برداشته شود.»

مذاکرات مسقط
در جریان مذاکرات مسقط شاهد طرح و بررسی دو اختلاف عمده میان ایران و اعضای ۱ + ۵ در جریان مذاکرات سه جانبه ظریف، کری و اشتون بودیم. این دو اختلاف عمده عبارت از «میزان غنی سازی اورانیوم» و «نحوه برداشته شدن تحریم ها» بود.

در این میان مورد نخست، یعنی میزان و نحوه غنی سازی اورانیوم خود متغیری وابسته به موضوع «تعیین نیازهای اساسی ایران» محسوب می شود. موضوع نیازهای اساسی ایران از اهمیت ویژه ای در رسیدن به توافق نهایی برخوردار است. در جریان مذاکرات وین ۶(مذاکرات نهایی قبل از پایان ضرب الاجل اول توافقنامه ژنو)، عملا موضوع تعیین نیازهای اساسی ایران به اختلافی عمده میان طرفین تبدیل شد. در نهایت این اختلاف به اندازه ای وسیع بود که مانع از رسیدن ایران و اعضای ۱ + ۵ به توافق نهایی شد. در نتیجه این اختلاف، مذاکرات طرفین تمدید شد. با این حال به نظر می رسد در جریان چند دور مذاکرات هسته ای در وین، نیویورک و مسقط، این اختلاف کماکان تا حدودی به قوت خود باقی مانده است.

به عبارت بهتر، اگرچه در خصوص مسأله میزان و نحوه غنی سازی تفاهمی اولیه میان طرفین صورت گرفته است، اما این تفاهم اولیه به جمع بندی مشترک منتج نشده است. در حالی که رسیدن به جمع بندی مشترک کمترین پیش شرط برای رسیدن به توافق نهایی میان طرفین محسوب می شود.

حال این موضوع در زمینه «رفع تحریم ها و نحوه آن» پیچیده تر است. موضوعی که در موارد و مصادیق آن، حتی تفاهم اولیه نیز میان طرفین شکل نگرفته است. در چنین شرایطی تنها یک مؤلفه و آن هم اتخاذ تصمیمی سیاسی و تعیین کننده از سوی ایالات متحده آمریکا و دیگر اعضای ۱ + ۵ می تواند منتج به رسیدن طرفین به توافق نهایی و قطعی شود. در غیر این صورت، طرفین در همین نقطه فعلی مذاکرات باقی خواهند ماند؛ نقطه ای که صرفا چند گام از توافقات وین ۶ جلوتر و در عین حال چندین گام از توافق نهایی عقب تر است! بدیهی است که در چنین بستری اساسا به امضای توافق نهایی نمی توان امید داشت.

از سوی دیگر، عدم حل و فصل قطعی اختلافات باقیمانده در مذاکرات مسقط سبب شده است تا اکثر تحلیلگران، رسیدن به توافق قطعی و نهایی در وین را منتفی قلمداد کرده و صرفا از امکان رسیدن به توافقی کلی با هدف تمدید مذاکرات خبر دهند. به عبارت بهتر، این بار احتمال «تمدید مذاکرات» متاثر از «رسیدن به توافقی کلی» خواهد بود. با این حال افرادی مانند سلطان قابوس، پادشاه عمان و یوسف بن علوی وزیر امور خارجه این کشور سعی دارند در فضای فعلی مذاکرات به عنوان یک کاتالیزور و واسطه مؤثر عمل کرده و روند رسیدن طرفین به توافق نهایی را تسریع کنند؛ سفر اخیر وزیر امور خارجه عمان به تهران نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.

در نهایت این که مذاکرات اخیر وین به لحاظ احتمال سنجی در بازه ای میان توافق قطعی و شکست کامل مذاکرات تعریف می شود، اما به نظر می رسد تحقق هر یک از این دو نقطه انتهایی و قطعی مستلزم چینش پیش شرط هایی است که هنوز تحقق نیافته است. از این رو به نظر می رسد چشم انداز مذاکرات اخیر وین، رسیدن به توافقی موقت و کلی با هدف تمدید مذاکرات تا مدتی معین باشد؛ گزاره ای که تحلیلگران بسیاری از جمله دنیس راس، دیپلمات کهنه کار آمریکایی نیز آن را کاملاً محتمل می دانند.