به گزارشافکارنیوز، در حالی رهبران بسیاری از کشورهای عربی منطقه در انتظار دیدار تاریخی سران کشورهای خلیج فارس و باراک اوباما رییس جمهور آمریکا در روز چهارشنبه هفته جاری در کمپ دیوید هستند، که ٣٧ سال پیش در دیداری مشابه در ایالت مریلند واشنگتن توافقنامه‌ای ننگین بین دو طرف مصری و اسراییلی امضاء گردید.

شرایط حاکم بر دیدار اخیر بین دو طرف عربی و آمریکایی در ١۴ سپتامبر ٢ ١٥ با دیدار ١٧ می ۱۹۷۸ دو طرف مصری و اسراییلی که با وساطت آمریکایی ها همراه بود متفاوت است، همین مساله نیز سوالات متعددی را مطرح کرده است.

در همین رابطه پایگاه تحلیلی - خبری الوقت در مطلبی پیرامون نشست چهارشنبه(فردا) در کمپ دیوید با طرح سوالاتی از جمله اینکه آیا نتایج دیدار آینده اوباما و رهبران عربی کشورهای خلیج فارس با دیدار چندین دهه گذشته متفاوت است؟ و اینکه اسراییلی ها چه منفعتی از این توافقات خواهند برد؟ در صدد تحلیل این نشست پرداخته است.

کمپ دیوید ۱۹۷۸.. توافقی شرم آور

معاهده صلح بین اعراب و اسراییل در سال ۱۹۷۸ به عنوان اولین قدم اعراب برای تعامل با رژیم صهیونیستی به شمار می رود، به طوری که انور سادات رییس جمهور اسبق مصر تلاش کرد روابطی عادی را میان دولت های عربی و اسراییل ایجاد نماید.

توافقنامه کمپ دیوید دارای بندهای فاجعه باری بود که براساس آن طرف مصری بسیاری از حقوق خود را از دست داد و قرار شد تا تعداد سربازان خود را در صحرای سینا کاهش دهد، همچنین این توافقنامه دارای بندی سری بود که طی آن مصر باید از هر گونه همکاری نظامی با دیگر کشورهای عربی علیه اسراییل خودداری می کرد، در عین این که سادات ملزم بود با اسراییل برای شناسایی پایگاه های مقاومت فلسطین همکاری کرده و به مبادله اطلاعات امنیتی با دستگاه اطلاعاتی اسراییلی بپردازد.

اما در توافقنامه دوم که میان سادات و کارتر روسای جمهور کشورهای مصر و آمریکا به امضا رسید قرار شد تا ٥ نیروی نظامی و فنی آمریکا برای همکاری با نیروهای نظامی مصر وارد این کشور شوند و در قبال آن آمریکا از حکومت انور سادات حمایت و پشتیبانی کند. پیرو توافقنامه سومی که بین آمریکا و رژیم صهیونیستی به امضا رسید، دو طرف مصری و اسرائیلی برای پیگیری مذاکرات جهت امضای یک توافقنامه دفاعی مشترک، به توافق رسیدند.

بنابراین نتایج کمپ دیوید مصر اثرات فاجعه باری بر همه ملت های عربی به ویژه مردم مصر بر جای گذاشت. این تجربه تاریخی این سوالات را در ذهن افکار عمومی منطقه ایجاد کرده است که در پشت صحنه اجلاس کمپ دیوید ٢ ١٥ چه واقعیتی وجود دارد؟ منفعت اسراییلی ها با توجه به عدم حضورشان در کمپ دیوید ٢ ١٥ و در حالی که در ١٩٧٨ و ٢ حضور داشتند چه می باشد؟ آیا اولویت های آمریکایی ها تغییر کرده است یا این موضوع تنها یک تغییر تاکتیکی برای بهره گیری از استراتژی های گذشته می باشد؟

نشست کمپ دیوید ٢ ١٥

در حالی این دیدار در سایه تحولات بزرگ منطقه ای برگزار می شود که به گفته إریک شولتز، سخنگوی کاخ سفید، اوباما و ملک سلمان(اگر در این نشست حاضر باشد) در مورد بسیاری از قضایای منطقه ای با یکدیگر به بحثو بررسی خواهند پرداخت. منابع آگاه نیز اعلام کرده اند در پیش نویس این اجلاس بر ایجاد یک سپر دفاعی برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، امضای توافقی که موجب عدم پیشرفت هسته ای ایران گردد، تقویت معارضین سوری، تاکید بر قانونی نبودن دولت بشار اسد و تلاش برای حل و فصل بحران یمن تاکید خواهد شد. همچنین این توافقنامه به حمایت از اوضاع امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس و مبادلات تسلیحاتی بین این کشورها با آمریکا در زمینه موشک های پاتریوت و تاد اشاره دارد، ضمن آنکه در بیانیه پایانی نیز بر برگزاری مانورهای نظامی در آب های خلیج فارس در پایان اجلاس اخیر تاکید شده است.

با توجه به آنچه اشاره شد به نظر می رسد رییس جمهور آمریکا موفق خواهد گردید در سایه ایجاد ایران هراسی، شیخ نشین های خلیج فارس را برای خرید سیستم موشکی پاتریوت قانع کند، اما چه کسی غیر از شرکت های تسلیحاتی آمریکا، منفعتی در حدود ١٥ میلیارد دلار از این معاملات خواهند برد؟ چه چیزی تضمین کننده این است که توافق دو جانبه ای میان اسراییل و کشورهای خلیج فارس شکل نگیرد؟ و به راستی آیا شیوخ خلیج فارس شرم نمی کنند که در خدمت رژیمی هستند که قبله اول آن ها را اشغال کرده است؟

بنابراین باید گفت با توجه به توافق ذلیلانه کمپ دیوید اول، مهمترین اهداف آمریکایی ها از کمپ دیوید ٢ ١٥، اهداف اقتصادی و تامین امنیت رژیم صهیونیستی بوده است، و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز برای ابقای دولت‌شان به دنبال توافق با آمریکا و اسراییل هستند.