به گزارش افکارنیوز، حمله تروریستی به مسجد شیعیان در شهر قطیف عربستان که حدود یکصد شهید و زخمی از نمازگزاران برجای گذاشت از ابعاد مختلف قابل تامل و بررسی است.

شاید بتوان گفت اولین سوالی که در این زمینه به ذهن خطور می کند این است که اگر آنگونه که اعلام شده داعش این حمله تروریستی را انجام داده است پس باید پرسید اولا داعش چگونه موفق به انجام این عملیات شده است بخصوص آنکه منطقه قطیف به همراه دیگر مناطق شیعه نشین عربستان به شدت زیر ذره‌بین نیروهای اطلاعاتی و امنیتی این کشور قرار دارد و دوم اینکه اگر هدف و انگیزه داعش آنگونه که تبلیغ می شود ضربه زدن به امنیت و ثبات عربستان بوده پس چرا ان را در سایر مناطق این کشور انجام نداده است؟ در پاسخ به سوال نخست باید گفت که موضوع از دو حالت خارج نیست: یا اینکه سرویس های اطلاعاتی و امنیتی عربستان در جریان این حمله تروریستی قرار داشتند اما به منظور بهره برداری های بعدی به عمد جلوی آن را نگرفتند که این به مفهوم مدیریت این حمله تروریستی از سوی سرویس های اطلاعاتی و امنیتی این کشور است. دیگر اینکه واقعا سرویس های اطلاعاتی و امنیتی عربستان در جریان این عملیات تروریستی نبودند و در قبال آن غافلگیر شدند که در اینصورت به مفهوم ضعف و ناتوانی این سرویس ها برای شناسایی به موقع حملات تروریستی خواهد بود.

از طرف دیگر با وجود اینکه پیش از این عربستان از هیچ اقدام سرکوب گرانه علیه شیعیان این کشور دریغ نکرده و در این راستا حکم اعدام شیخ نمر نیز صادر شده اما رسانه ها، مسئولان و علمای عربستان به گونه ایی کاملا متفاوت دراین قضیه موضع گیری کرده و کوشیدند خود را همدرد شیعیان این کشور نشان دهند. همچنین رسانه های سعودی کوشیدند محکومیت های خارجی از حمله تروریستی قطیف را به استثنای محکومیت های صورت گرفته از سوی شیعیان منطقه را بازتاب و حتی آن را برجسته سازند.

بررسی رویکرد رسانه های عربستان نشان می دهد که انها از آمادگی لازم در این زمینه برخوردار بودند و می خواستند تا جای ممکن این حمله را رسانه ای کنند. به نظر می رسد عربستان درتلاش است ازاین حمله تروریستی برای ارائه تصویری قربانی ازخود استفاده کند و ازاین طریق ضمن ترمیم وجهه خود در جنگ یمن بر استفاده ابزاری از تکفیری ها برای تحقق مقاصد خود در سوریه و یمن که در تضاد با تعهدات پذیرفته شده خود در ائتلاف موسوم به ضد داعش است، سرپوش بگذارد.

همچنین به نظر می رسد عربستان در تلاش است از این حمله تروریستی به گونه‌ای استفاده کند که خود را حامی قربانیان قطیف معرفی و در عین حال داعش را به عنوان خطر و تهدید مشترک جلوه دهد.

از طرف دیگر باید به این نکته توجه داشت که حمله تروریستی در قطیف با واکنش و مخالفت مشترک مسلمانان اعم از شیعه و سنی و همچنین سازمان های منطقه ای و بین المللی مواجه شده است. نشان دادن یک چنین واکنشی از برخی جهات مثبت و از برجی جهات دیگر قابل نقد است. از این جهت مثبت است که نشان می دهد همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی و همچنین به طور کلی جامعه جهانی در برابر خطر و تهدید مشترک تکفیری ها قرار دارند و لازمه آن همکاری مشترک برای مقابله با یک چنین افکار انحرافی و خشکاندن آبشخورهای آن است. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که هر یک از محکوم کنندگان با اهداف و انگیزه خاص دست به این اقدام زده اند. به نظر می رسد کشورهای عربی و غربی و همچنین سازمان های منطقه ای و بین المللی در پوشش محکومیت حمله تروریستی قطیف خواسته اند همدردی خود را بیشتر با دولتمردان سعودی نشان دهند و از این طریق ارادت خود را به آنها ابلاغ نمایند.

اما در مقابل شیعیان با این محکومیت خواسته اند هم ابراز همبستگی و همدردی خود را با قربانیان این حمله تروریستی نشان دهند وهم اینکه اعتراض خود را به نقش مستقیم و غیرمستقیم عربستان در فراهم کردن زمینه های ایجاد یک چنین حمله تروریستی نشان دهند. با اینحال واکنش های گسترده به حمله تروریستی در قطیف از این جهت قابل نقد است که از این حملات همه روزه در سایر کشورهای منطقه از سوریه و عراق گرفته تا یمن روی می دهد و در خیلی از موارد تلفات به مراتب بیشتر از حمله تروریستی قطیف می گیرد اما هیچ واکنش و اعتراضی در جهان روی نمی دهد و بر همین اساس می توان گفت علت اصلی واکنش ها بخصوص از ناحیه همپیمانان غربی و عربی عربستان به حمله تروریستی قطیف نه به خاطر اهداف بشردوستانه بلکه به علت اهداف و انگیزه های سیاسی است که در ورای آن دنبال می شود.

براین اساس امکان دارد امریکا از فضای این حمله تروریستی برای متقاعد کردن عربستان به همکاری در چارچوب ائتلاف ضد داعش و فاصله گرفتن از تکفیری ها در جنگ‌های نیابتی خود در عراق، سوریه و یمن استفاده کند؛ چراکه گرایش مجدد عربستان به استفاده ابزاری از تکفیری ها در جنگ های نیابتی خود در این کشورها به اعتبار آمریکا در جنگ داعش لطمه زیاد وارد کرده و آن را در برابر جنگ داعش پاسخگو کرده است. از این دید(به فرض دست نداشتن سرویس های اطلاعاتی و امنیتی عربستان در حمله تروریستی قطیف) این احتمال نیز تقویت می شود که امریکا از فضای این حمله در صدد ارسال این پیام به عربستان بوده است که عواقب ادامه حمایت از تکفیری ها می تواند دامنگیر این کشور نیز بشود. در صورت صحت این احتمال، امکان تکرار حوادثمشابه قطیف در ترکیه و قطر نیز وجود دارد چرا که عربستان به همراه این دو کشور دور جدید حمایت از تکفیری ها را آغاز کرده است و اگرچه در ظاهر چنین توجیه و ادعا می شود که همکاری این سه کشور به سوریه محدود می شود اما از انجا که داعش از کمک های دریافتی در سوریه برای تقویت نیروهای خود در عراق نیز استفاده می کند لذا این سه کشور ائتلاف ضد داعش و در راس آن امریکا را درعراق به چالش می کشند.

در مجموع هرچند ابعاد پشت پرده حمله تروریستی در قطیف همانند خیلی دیگر از حملات مشابه به مانند راز سربسته باقی خواهد ماند اما از رویکرد عربستان و امریکا چنین بر می آید که هر کدام از آنها در پی بهره برداری های خاص خود از این حمله تروریستی هستند.