به گزارشافکارخبر،رژیم سعودی عربستان به پشتوانه سیستم پادشاهی و توسل به پول‌های بادآورده که شاهزاده های این کشور را فربه کرده است تا کنون توانسته به عنوان پدرخوانده دیکتاتورهای عرب به حیات خود ادامه دهد. به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری خانه ملت به نقل از فارن پالیسی ‌، زمان آن فرارسیده است که ایالات متحده برای سال‌های پس از فروپاشی رژیم سعودی برنامه ریزی نماید.

این نشریه استراتژیک آمریکایی می نویسد که مشکلات متعددی در خاورمیانه گریبان کشورهای منطقه را گرفته است؛ در این شرایط خوف‌انگیز عربستان بیش از همه دچار دردسر و مشکل شده است. در ریاض پای موریانه را می توان شنید، در این وضعیت جنگ قدرت میان شاهزاده های نسل دوم و سوم آل سعود به یک بحران اساسی در حکومت عربستان تبدیل شده است.

هفته گذشته نشریه گاردین متن دو نامه را که اخیرا یکی از شاهزادگان ناشناس سعودی خطاب به اعضای خاندان پادشاهی عربستان نوشته بود، منتشر کرد. وی در این نامه از آنها خواسته بود تا بر ضد ملک سلمان در کاخ دربار کودتا کنند. در این نامه ها آمده بود ملک سلمان که ماه ژانویه بر تخت پادشاهی نشست و محمد بن سلمان پسر سی ساله وی که معاون ولیعهد عربستان است، سیاست های خصمانه و خطرناکی را دنبال می کنند که در نهایت کشور را به سمت ویرانی سیاسی و اقتصادی و نظامی سوق می دهد.

این شاهزاده در مصاحبه با گاردین تصریح کرده بود که مطالبات وی مبنی بر تغییر در کادر رهبری عربستان، نه تنها از حمایت فزاینده در صفوف داخلی دربار پادشاهی برخوردار است بلکه قاطبه جمعیت مردم در سراسر کشور از این خواسته ها حمایت می کنند.

وی گفت: «مردم هم به شدت خواستار پیشبرد و تحقق این مطالبات هستند، آنها می گویند در غیر این صورت کشور به سمت فاجعه پیش خواهد رفت.»

ناکامی جنگ‌های نیابتی آل سعودی

هر چه بیشتر جنگ یمن به درازا بکشد، این خطر بیشتر وجوددارد که دخالت نظامی سعودی بر ضد حوثی ها در یمن به منبعی جدی برای نارضایتی داخلی در عربستان منجر شود. گاردین با اشاره به متن نامه مذکور در این باره نوشته است بسیاری از سعودی ها از مشاهده این واقعیت که ثروتمندترین کشور جهان عرب به فقیرترین کشور جهان عرب می تازد، بسیار ناراضی و ناخرسند هستند.

امروز در آل‌سعودی، بیشترین نارضایتی متوجه شاهزاده «محمد بن سلمان» است که وزیر دفاع عربستان نیز هست و به اعتقاد بسیاری عامل اصلی و محرک پشت پرده تلاش های جنگ در یمن به شمار می رود. وی متهم است که بدون داشتن هیچ استراتژی مشخص یا طرح خروج، به یمن حمله کرده است که این به نوبه خود موجب افزایش هزینه ها چه از لحاظ مالی و چه جانی شده و انتقادات فزاینده بین المللی را از فاجعه بشری در این کشور به دنبال داشته است.

در کنار تحقیر اقتدار عربستان در جنگ یمن، سعودی ها در جنگ نیابتی عراق و سوریه نیز تا کنون به نتیجه مشخصی دست نیافته اند. موضوع کشنده برای عربستان این است که قاهره از ریاض رویگردان شده است. عربستان که در جریان کودتای «ژنرال السیسی» از ارتش مصر بر علیه «محمد مرسی»، رئیس جمهوری مخلوع مصر حمایت کرده بود امروز شاهد تلاش مصر برای نزدیکی به «بشاراسد» است. می توان گفت که مصری‌ها در جریان ساقط شدن حکومت «محمدمرسی»، روی کار آمدن اخوان المسلمین و در نهایت کودتا مشاهده کردند که ریاض به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیست تا امروز آنها راه خود را از سعودی ها جدا نمایند.

سقوط اقتصادی کاخ های پرزرق و برق

به نوشته فارن پالیسی، بهای نفت در بازارهای جهانی عموما به علت سیاست عربستان طی یکسال گذشته تا بیش از ۵۰ درصد سقوط کرده است.

عربستان با توجه به رونق بخش نفت در آمریکا، راهبرد خود را بر حفظ سقف تولید و مبارزه برای کسی سهم بیشتر در بازار معطوف ساخته است که این به نوبه خود موجب سقوط بهای نفت شده لیکن ریاض امیدوار است با افزایش هزینه های تولید نفت در آمریکا، در نهایت خود کنترل بازار نفت را به دست گیرد تا با ارزان شدن نفت و افزایش تقاضا، مازاد تولید جذب شود و قبل از آنکه عربستان دچار مشکلات واقعی اقتصادی شود، بهای نفت بار دیگر افزایش یابد.

ولی این پیش بینی ها آن طور که عربستان می خواست محقق نشد - دست کم نه به آن سرعتی که سعودی ها پیش بینی می کردند. در واقع بودجه سال ۲۰۱۵ عربستان سعودی بر پایه فروش بهای نفت به قیمت بشکه ای نود دلار بسته شده است. امروزه این قیمت تقریبا نصف شده است و این در حالیست که سعودی ها موجی از هزینه های پیش بینی نشده را متحمل شده اند که از جمله آنها می توان به هزینه های به تخت نشستن ملک سلمان و نیز هزینه های هنگفت جنگ در یمن اشاره کرد.

در همین حال، فایننشال تایمزمی‌نویسد که نتیجه بی تدبیری ها کسری بودجه حدود بیست درصدی عربستان است که سعودی ها را ناچار می سازد تا بیش از یکصد میلیارد دلار از ذخایر ارز خارجی خود را برداشت کنند(‌ حدود ۱۲ میلیارد دلار در هر ماه) که این رکوردی بی‌سابقه است.

اگرچه این خطر در آینده نزدیک وجود ندارد که پادشاهی عربستان بی پول شود ولی هر چه این روند کسری بودجه بیشتر ادامه یابد، کاهش بهای نفت و روند خالی شدن ذخایر ارز خارجی عربستان تداوم داشته باشد، نوسان بازارهای بین المللی ادامه خواهد داشت. افزون بر همه اینها این نگرانی نیز وجود دارد که میزان صادرات نفت سعودی ها با توجه به افزایش مصرف انرژی داخلی، سالهاست که سیر نزولی به خود گرفته است. در واقع تحلیلگران بر این باورند که افزایش سریع تقاضای داخلی ممکن است تا دهه ۲۰۳۰ موجب شود که این کشور در نهایت به یک وارد کننده نفت تبدیل شود. جای هیچ بحثی وجود ندارد که چنین روندی در نهایت می تواند خطری مرگبار برای حیات پادشاهی عربستان باشد زیرا هنوز هم حدود هشتاد تا نود درصد از درآمدهای دولتی این کشور از محل فروش نفت تامین می شود.

فارن پلیسی نوشت، واضح است که گزینه اصلی مقابله با کسری بودجه، کاهش هزینه ها و اجرای سیاست های اقتصادی ریاضتی است، ولی برای دولتی که از زمان آغاز قیام های موسوم به بهار عربی در سال ۲۰۱۱ تاکنون، مهمترین سلاح آن برای فرونشاندن نارضایتی های داخلی، بارش پول بر سر مردم بوده است، ‌ اتخاذ چنین گزینه هایی به شدت دشوار خواهد بود. اختصاص یارانه های مختلف در بخش انرژی به تنهایی حدود بیست درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را می بلعد. همچنین برای مواد غذایی، مسکن، اب اشامیدنی و مقادیر گسترده ای از دیگر کالاهای مصرفی، یارانه های هنگفتی پرداخت می شود. مقامات سعودی خود به خوبی بر این نکته واقف هستند که اجرای هر گونه اصلاحات در این بخش، آنچنان موجب افزایش هزینه های زندگانی خواهد‌شد که می تواند اشوب هایی را مشابه آنچه پیشتر در تونس و مصر و یمن شاهد ان بودیم به دنبال داشته باشد.

جوانان زیر سی سال حدود دو سوم جمعیت عربستان را تشکیل می دهند که تقریبا حدود سی درصد از این افراد بیکار هستند و شغلی ندارند و به موجب برخی آمار که تایید آنها دشوار است، گزارش هایی درباره نرخ بیسابقه فقر در میان برخی طبقات اجتماعی سعودی منتشر شده که برخی میزان آن را تا ۲۵ درصد برآورد می کنند.

تراژدی و مرگ دسته جمعی حجاج

فارن پالیسی با انتقاد ضمنی از عملکرد رژیم سعودی در مناسک حج امسال نوشت، بروز دو فاجعه بزرگ چهره مناسک حج امسال را در مکه مخدوش کرد؛ ابتدا سقوط جرثقیل در مکه که بیش از یکصد کشته بر جا گذارد و دیگری فاجعه منا که طی آن هزاران تن کشته شدند.

برخی آمارهای غیر رسمی حاکیست شمار واقعی قربانیان ممکن است هزاران تن باشد. پس از بروز این فجایع سعودی ها هدف موجی از انتقادات بی سابقه بر سر نحوه مدیریت مناسک حج قرار گرفتند.

فجایع رخ داده در مناسک حج امسال یک چالش بسیار جدی بود. چرا که در واقع خاندان سعودی موضوع اداره و کنترل بر اماکن مقدس اسلامی را با حاکمیت خود گره زده اند. بنابراین با هر گونه زیر سئوال رفتن کفایت و صلاحیت خاندان سعودی در پرده داری خانه کعبه و اداره امکان مقدس اسلامی در این کشور، دقیقا مشروعیت سیاسی و مذهبی آنها زیر سئوال خواهد رفت. اگرچه سعودی ها به برکت ارتباطات با برخی کشورهای مسلمان توانستند غائله را به نوعید جمع کنند اما ایرانی ها با هجمه رسانه ای سنگین و انتقاداتی که مطرح کردن به معنی کلمه مدیریت خدامین حرمین شریفین را به چالش کشیدند.

اشتباه ریاض در منازعه مستقیم با تهران

این نشریه آمریکایی در ادامه می‌نویسد، به نظر می رسد شمار زائران جان‌باخته ایرانی از اتباع هر کشور دیگری در فاجعه منا بیشتر بوده‌است، تازه ترین آمار شمار قربانیان ایرانی را ۴۶۴ نفر نشان می دهد که ممکن است بیشتر هم شود. وقتی مقامات سعودی در بازگرداندن اجساد کوتاهی نشان داد و این روند طولانی شد، شدت حملات لفظی مقامات جمهوری اسلامی و جامعه ایران افزایش یافت تا جایی که مقام رهبری به عنوان عالی ترین شخصیت ایرانی سعودی ها را در مورد بی احترامی به ایرانیان را با لحن تندی مخاطب قرار داد.

سعودی‌ها که پس از پیروزی انقلاب اسلامی با ایرانیان تخاصم را دنبال می کردند پس از جنگ طلبی نیابتی در سوریه، عراق و یمن با توسل به گروه‌هایی شورشی و تروریستی نظیر داعش یا حتی القاعده نشان داده اند که رسما وارد جنگ مستقیم با تهران شده اند. برخی این گمانه زنی را در ایران مطرح می کنند که عربستان به عمد حجاج ایرانی را به در مناسک حج امسال به کشتن داده است. سعودی ها اگرچه گمان می کنند زرادخانه های مجهزی دارند اما آنها در نبرد نظامی با ایرانی ها قطعا حرفی برای گفتن نخواهند داشت و تهران سپرجزیره را منهدم می نماید.

ائتلاف چهارگانه روسیه، ایران، عراق و سوریه با ضربات مهلکی که به شورشیان و تروریست ها وارد کرده اند به نوعی نمایش قدرت نرم تهران طلقی می شود.

بی اعتنایی واشنگتن به دلواپسی های ریاض

فارین پالیسی با اشاره به مذاکرات سرّی آمریکایی ها با ایران در عمان و انعقاد تفاهم برجام بدون درنظر گرتفن عملی نارضایتی ریاض و حتی امتناع واشنگتن از مداخله در جنگ نیابتی ریاض علیه دمشق، نوشت: دخالت بی‌سابقه روسیه در سوریه، ‌تهدیدی به مراتب بزرگتر را برای عربستان روشن ساخته است؛ این واقعیت تلخ که آمریکا نقش سنتی خود را به عنوان تضمین کننده ثبات در خاورمیانه رها کرده است.

این نشریه آمریکایی نوشت، بی اعتنایی ایالات متحده به رژیم سعودی اتفاق بسیار بدی برای ریاض است که بقای خود را در طول هفتاد سال گذشته به آمریکا گره زده بودند. امروز به نظر می رسد نظم جهانی مورد دفاع آمریکایی ها پیش چشمان آنها فرو می پاشد.

در یک جمع بندی می‌توان گفت که سیستم قدرت خاورمیانه به کام ایرانیان شیرین شده است و ریاض در موضع ضعف قرار گرفته است. در میان افزایش نفوذ روسیه با تهاجم به سوریه عربستان بیش از هرزمانی آسیب پذیر شده است. در همین حال حزب عدالت و توسعه اردوغان که متحد استراتژیک ریاض در جنگ سوریه محسوب می‌شد در داخل ترکیه گرفتار بلبشو و از دست رفتن اقبال داخلی است.

فارن پالیسی نوشت، هیچکس فروپاشی زودهنگام خاندان آل سعود را در عربستان پیش بینی نمی کند. در طول چند دهه گذشته آنها نشان داده اند که در برابر جریانات سیاسی، ‌ایدئولوژیکی و نظامی که رژیم های کوچک تر از آنها را متزلزل کرده تاب آورده اند. بنابراین پیش بینی این که خاندان پادشاهی عربستان ممکن است در آستانه فروپاشی قریب الوقوع قرار داشته باشند، روی کاغذ قابل پذیرش نیست.

علی رغم مقاومت سعودی‌ها تهدیدات کشنده علیه ریاض در حال افزایش است. فضای منطقه ای که هم اکنون پادشاهی عربستان با آن روبروست، شاید در درجه خصومت و خطرناکی برای آنها بیسابقه باشد. ساختار خاورمیانه در حال فروپاشی است و نظام های دولتی آن در حال سقوط آزاد هستند.

بهار عربی چند سال پیش هم اکنون به زمستان سلفی‌گری تبدیل شده است. اتحاد نظامی روسی - ایرانی با چالش کشیدن دیکتاتورهای فربه خاورمیانه در حال قدرت گرفتن است. آمریکا برای حضور در دریای چین و دریای سیاه در غالب بازسازی جنگ سرد به سمت خروج از منطقه پیش می رود و پست سر خود متحدانی در حال اضمحلال و دشمنانی رو به قدرت گرفتن و هرج و مرج بر جا گذارده است.

در هر حال همانطور که پیشتر بر آن تاکید شد چالش های داخلی پیش روی نظام سعودی به تدریج رو به افزایش است. افزایش اختلافات در صفوف داخلی نظام پادشاهی عربستان، فرو رفتن در باتلاق جنگی خارجی و پرهزینه، افزایش فشارهای اقتصادی، بروز نشانه های از بین رفتن مشروعیت مذهبی، افزایش قدرت بازیگران خارجی متخاصم و کاهش قدرت حامیان خارجی سنتی همه و همه از چالش های جدی حکایت دارند.

آنچه با قطعیت می توان درباره آن اظهار نظر کرد این است که برای نخستین بار اغلب شاخص های کلیدی در این برهه ظاهرا به طور همزمان در مسیر غلط پیش می روند. شاید در این صورت دامنه خطر بیشتر از گذشته باشد که اگر درست به آنها پرداخته و مقابله نشود، ممکن است این روند منفی در نهایت به مرحله ای برسد که کل نظام پادشاهی عربستان را به هم بریزد.

آمریکایی ها شاید در شرایط کنونی و در کوتاه مدت نتوانند در مقابله با چالش های فزاینده داخلی به عربستان کمک زیادی بکنند، اما رها کردن عربستان به منزله چراغ سبز واشنگتن برای فروپاشی رژیم سعودی طلقی می‌شود.

گفتنی است در جریان وقوع بهار عربی یا همان بیداری اسلامی آمریکایی ها در جریان سقوط حسنی مبارک هیچ اقدام عاجلی را برای نجات دیکتاتور مصر انجام ندادند و این موضوع با دلخوری ریاض همراه است. رویکرد ایالات متحده در جریان تحولات ۵سال پیش خاورمیانه این گمانه زنی را مطرح کرده بود که آمریکایی ها عمدا خواهان فروپاشی دیکتاتورهای عرب خاورمیانه هستند.

می‌توان گفت ایالات متحده اگرچه با غالب کردن تسلیحات آمریکایی با بهایی گزاف به دیکتاتورهای عرب از جمله عربستان به ثروت‌های کلانی دست یافته است اما خاورمیانه همانند گذشته برای کاخ سفید اهمیت ندارد. آمریکا نیازمند افزایش حضور در دریای سیاه برای کنترل جنگ سرد در اوکراین است. آمریکایی ها در همین حال با چینی ها در جزایر اسپارتلی و بسته شدن احتمالی شاه‌راه دریای چین جنوبی است.

در معادلات کلان آمریکایی ها تحمل رژیم های لوس و دیکتاتورعرب خاورمیانه به عنوان یک هزینه اضافی محسوب می شود. در عین حال برخی این گمانه زنی را مطرح می کنند که آمریکایی ها از تروریست پروری آل‌سعودی خسته شده اند و علی رغم منازعات لفظی با جمهوری اسلامی در چارچوب تفاهم برجام ناچار به واگذاری منطقه به ایران شده‌اند؛ درچارچوب استراتژی های جدید آمریکای، همگرایی واشنگتن با آمریکا به عنوان یک اصل پنهان مطرح شده است. ایالات متحده در حال تدوین استراتژی های نوین خود در سال های پساسعودی در عربستان است تا با انقلاب‌های مدنی کنترل شده با نظر تهران شورای همکاری خلیج فارس را در مشت خود نگه دارد.