به گزارشافکارخبر،جمعه سیاه فرانسوی ­ها در سیزدهم نوامبر در حالی رقم خورد که چند ساعت پس از تهدید به بمب گذاری هتل محل اقامت تیم فوتبال آلمان، چندین عملیات تروریستی پاریس را به شهر اشباح تبدیل کرد. رستوران پرجمعیت «کارولین» اولین قربانی این عملیات ها بود. در نزدیکی ورزشگاه «استد دو فرانس» نیز دو انفجار انتحاری صورت پذیرفت؛ انفجارها در حالی رخ داد که رئیس‌جمهور فرانسه نیز تماشاگر ویژه مسابقه فوتبال آلمان و فرانسه بود. تیراندازی در سالن «باتکالان» هم سومین حادثه را شکل داد. حدود ۱۸۰ نفر در این عملیات ها جان خود را از دست دادند. در این نوشتار حاضر سعی خواهد شد به استاندارد دوگانه، این همانی سازی و تاکتیک های غربی ها در حادثه سیزدهم نوامبر پاریس پرداخت شود.

۱ -فرانسه قبل از لبنان؛استاندارد دوگانه

در حالی که در اخبار یمن، سوریه، فلسطین و عراق کشته شدن روزانه ۲۰۰ نفر برای کشورهای غربی عادی شده است، حال کشته شدن همین تعداد در پاریس مورد توجه همه رسانه ها شده است. آیا جان دادن انسان ها در کشورهای منطقه ارزش خبری خود را از دست داده است؟ پس تفاوت انسان ها در چیست؟ انفجارهای لبنان نیز به تازگی اتفاق افتاد.

غزوه مبارکه پاریس!

«این برای سوریه است»! فریادی که از سوی یکی از شلیک کنندگان در حادثه پاریس شنیده شده است. «پاریس در آتش» و «پاریس شهر اشباح» جملاتی است که در صفحه توییتری داعش آمده است. داعش در بیانیه خود «غزوه مبارکه پاریس» را برای توصیف حملات سیزدهم نوامبر به کار برده است.

حالا جان کری، وزیر خارجه آمریکا بعد از وقوع حادثه سیزدهم نوامبر در پاریس اشاره می کند که بحران سوریه تنها به این کشور محدود نخواهد شد و به کشورهای غربی نیز سرایت خواهد کرد؛ این اظهارات در حالی انجام می گیرد که مقام معظم رهبری حدود سه ماه قبل به این نکته تاکید فرموده بودند: «برخی کشورهای منطقه اکنون با کمک به گروه‌ های تکفیری، از کشتار و جنایات آن ها در سوریه و برخی کشورهای دیگر حمایت می ‌کنند اما در آینده نه چندان دور، این گروه ‌ها بلای جان همان کشورهای حامی خواهند شد و در نهایت مجبور خواهند بود که با هزینه زیاد، آن ها را از بین ببرند».(۱)

بی سابقه ترین حادثه تروریستی پاریس در حالی روی داد که داعش این عملیات ها را بر عهده گرفته و آن را یازده سپتامبر فرانسه نامیده است. در نگاه اول می توان گفت که داعش در پی ناکامی های اخیر در سوریه و عقب نشینی های مداوم، در پی انجام عملیاتی برای ابراز وجود و قدرت نمایی است اما فارغ از نظریه به نظر می رسد به دنبال این حادثه، جریانی که در حال مدیریت افکار عمومی مردم دنیا است، اهداف بالاتر و خاص خویش را پیگیری می کند. این عملیات ها و جان دادن انسان های بی گناه برای همگان تلخ است اما نتایجی که کشورهای غربی از این حادثه خواهند گرفت و پیامدهای متاخر آن اهمیت به سزایی دارد.

داعش این حادثه را یازده سپتامبر فرانسه خوانده است اما ظاهرا غربی ها و حامیان منطقه ای آن ها به دنبال همین مدل هستند. توجه به تحولات منطقه ای موید این نکته است که ائتلاف چهارگانه علیه داعش در طی بازه زمانی محدودی به موفقیت های خوبی رسیده است؛ در حالی که ائتلاف غربی علیه گروه های تکفیری با توجه به نمادین بودن آن، نتیجه خاصی به همراه نداشته است. حال هر ناظر منصف بیرونی به این نتیجه رسیده است که ائتلاف به رهبری آمریکا به دنبال حل موضوع سوریه و از بین بردن گروه های تکفیری نیست بلکه این گروه ها می تواند اهرم های خوبی برای فشار آوردن علیه منافع بازیگرانی باشد که هم سو با سیاست های منطقه ای آن ها حرکت نمی کنند.

۲ - این همانی سازی

جریانی که بعد از یازدهم سپتامبر به وجود آمد، مدیریت صحنه خارجی در کشورهای منطقه ای را به دست گرفت؛ چرا که ایالات متحده آمریکا با مظلوم نمایی تمام و با استفاده از این حادثه، تروریسم جهانی را مورد هدف قرار داد. تعریف آن ها از تروریسم جهانی به قدری وسیع بود که اکثر مخالفین منطقه ای آن ها در غرب آسیا را در بر می گرفت. حال در حادثه سیزدهم نوامبر پاریس نیز نبایستی فریب امپراطوری رسانه ای مدعیان مبارزه با تروریسم را خورد.

همان کشورهایی که قبل از این گروه های تکفیری – تروریستی را «پیکارجو» می خواندند، حال با یک ترفند رسانه ای عنوان «تروریست» بر آن ها می نهند. آیا جای سوال نیست که این دوگانگی رفتار به دنبال چه مقاصدی است؟

امپراطوری رسانه ای؛ یازدهم سپتامبر فرانسه!

دقت در این موضوع می تواند واقعیت جریان رسانه ای حادثه پاریس را نیز آشکار سازد. گزارش روزنامه نیویورک تایمز یکی از نمونه هایی است که به دنبال «این همانی سازی» حادثه یازدهم سپتامبر با حادثه سیزدهم نوامبر پاریس است. این روزنامه حادثه پاریس را دومین حمله تروریستی به غرب بعد از یازدهم سپتامبر ٢ ١ خوانده است. حال جای سوال است که این مدل کوچک شده به دنبال چه مقاصدی است؟

حادثه سیزدهم نوامبر نتیجه فوری خویش را در مذاکرات وین که راجع به سوریه در حال انجام است، بر جای خواهد گذاشت. آمریکا با توسل به این موضوع می تواند سیر بازی را به نفع خویش تغییر دهد؛ تغییری که شاید قبل از این به راحتی نمی توانست به دست آید.

۳ - تاکتیک های بازندگان

همان طور که اشاره شد، ائتلاف چهارگانه علیه داعش به موفقیت های خوبی رسیده است؛ موفقیت هایی که باب میل طرف های غربی نیست و خود را در بازی سوریه بازنده می بینند؛ حال طرف غربی به دنبال بهره برداری از حادثه تلخ پاریس است. «مظلوم نمایی» آمریکایی ها یکی از تاکتیک هایی بود که در جریان یازدهم سپتامبر مورد استفاده آن ها قرار گرفت. در حادثه اخیر نیز چنین امری دور از ذهن نیست.

در این راستا مقابله با کشورهای ائتلاف چهارگانه محتمل به نظر می رسد که در صورت به نتیجه رسیدن این بازی، تلاش برای کنار گذاشتن آن ها از پازل مساله سوریه می تواند اتفاق افتد؛ تلاشی که برای طرف غربی چندان مثمر ثمر نخواهد بود. در این بین حامیان منطقه ای غربی ها نیز بی نصیب نخواهند بود و سهیم بودن آن ها در مدیریت جریان تحولات میدانی منطقه متصور است. بهانه ای که غربی ها با به وقوع پیوستن این حادثه پیدا می کنند، گسترش حضور آن ها در منطقه را فراهم می سازد.

با وقوع حادثه سیزدهم نوامبر، اندیشه گروه های تروریستی داعش به اسلام منتسب خواهد شد که تاثیر به سزایی در برجسته شدن اسلام هراسی در پی خواهد داشت. گروه هایی که از پنج سال پیش موجب آواره شدن چندین میلیون مسلمان بی گناه در کشورهای سوریه و عراق شده اند، در حال حاضر نیز موجب خدشه دار شدن دین آن ها خواهند شد.

تروریست ها متفاوت اند؟

اما جا دارد کشورهایی که از پنج سال پیش حامی این گروه های تروریستی بوده اند، به سخن بشار اسد مبنی بر این که «فرانسه چیزی را تجربه کرد که ما از پنج سال پیش با آن زندگی می کنیم» بیش تر توجه کنند. کشورهایی که از حمایت خویش از گروه های تروریستی ابایی ندارند، سرانجام اتفاق افتادن چنین حوادثی آن ها را نگران کرده است.

آیا این داعش خطرناک تر است؟!

آیا برخورد دوگانه غرب با مساله تروریسم قابل درک است؟ چرا داعشی که در سوریه مردم آن را به خاک و خون می کشد و روزانه به آواره کردن مردم آن مشغول است، از داعشی که در فرانسه چندین عملیات می کند خطرناک تر نیست؟ مگر ماهیت آن ها متفاوت است؟

آری ماهیت تفاوتی ندارد بلکه نوع نگاه متفاوت است. بنابراین آیا می توان گفت که آمریکا و حامیان منطقه ای آن در حال مساله سازی در منطقه هستند که به نفوذ خویش در آن تداوم بخشند؟ آیا با انجام شدن حادثه تروریستی اخیر در پاریس تصمیمات امریکا در مبارزه با داعش تغییر خواهد کرد؟ آیا ممکن است که به دنبال این حادثه نیروهای ناتو برای مقابله با داعش وارد سوریه شوند؟ در صورت وارد شدن نیروهای ناتو صحنه میدانی سوریه به چه سمتی خواهد رفت؟ آیا سوریه به کلید نفوذ منطقه ای غرب تبدیل خواهد شد؟

فرجام سخن

حادثه سیزدهم نوامبر پاریس جدای از سفارشی بودن یا نبودن آن در حالی روی داد که امپراتوری رسانه ای غرب در تلاش است این حادثه را به مانند مدل کوچکی از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ معرفی کند که بهانه مبارزه با تروریسم به اشغال افغانستان پرداخت. «این همانی سازی» تاثیرات زیادی با خود به همراه خواهد داشت؛ به طوری که پیامدهای متاثر از این رویکرد تحولات منطقه ای به ویژه سوریه را پیچیده تر خواهد ساخت اما تبلیغ این رویکرد، برخورد دوگانه غرب با مساله تروریسم را برملا می سازد. داعشی که موجب نگرانی غربی ها است، داعشی نیست که چندین میلیون سوری را آواره کرده است، داعشی نیست که جان چندین هزار نفر را گرفته است بلکه آن داعشی است که به کشورهای غربی نیز سرایت کرده است. گرچه حادثه پاریس نیز تلخ است اما روزانه بیش از این تعداد انسان بی گناه در کشورهای یمن، سوریه، عراق و فلسطین جان می دهند اما هیچ وقت آمریکا و حامیانش از آن نگران نمی شوند. باراک اوباما حادثه پاریس را حمله به بشریت و ارزش‌ های جهانی می خواند اما حملات روزانه علیه مسلمانان منطقه موجب زیر پا گذاشته شدن هیچ ارزشی نمی شود.