به گزارش افکارنیوز،

 وزیر امور خارجه آلمان اخیرا در سخنانی گسترش دامنه عملیات نظامی کشورش در سوریه را رد کرده است. اشتاین مایر تاکید کرده است که کشورش در عملیات نظامی زمینی علیه داعش حضور نخواهد یافت. وی تصریح کرده است که هیچ نیروی نظامی آلمانی نباید در داخل خاک سوریه برای مقابله با داعش وجود داشته باشد.

 

همان گونه که از اظهارات اشتاین مایر بر می آید، وی  سعی دارد خود را در مقام و مسند فردی متعهد به مقابله با تروریسم داعش مورد شناسایی افکار عمومی دنیا قرار دهد. تاکید دائمی مقامات آلمانی مبنی بر مبارزه با داعش موضوعی است که طی ماههای اخیر در رسانه های این کشور نیز مورد توجه قرار گرفته است. برلین سعی دارد در این معادله خود را قطعه ای بزرگ از پازل مقابله اروپا با داعش قلمداد کند. اما سوال اصلی اینجاست که آیا نیت واقعی مقامات آلمانی با ادعای ظاهری آنها همخوانی دارد ؟به عبارت بهتر، آیا میان حرف و عمل مقامات برلین در مقابله با داعش سنخیت و تطابقی وجود دارد یا خیر؟

 

اخیرا گزارشهای مستندی از سوریه و عراق منتشر شده است که جملگی بیانگر بازی خطرناک برلین در این معادله است. بر این اساس اکثر سلاحهایی که در اختیار نیروهای داعش قرار دارد ساخت کشور آلمان بوده و نیروهای داعش با این سلاحها مشغول قتل عام مردم مظلوم و بیگناه عراق و سوریه هستند. بدیهی است که در همین جا لازم است در قبال اظهارات اشتاین مایر توقفی کوتاه صورت گیرد! آیا مقامات آلمانی خود نسبت به این پدیده (استفاده گسترده داعش از سلاح های آلمانی) آگاهی ندارند؟ این دوگانگی در اظهارات و عمل مقامات آلمانی چگونه قابل توجیه است؟

 

واقعیت امر این است که آلمان از اصلی ترین صادر کنندگان سلاح به دو حامی بزرگ گروههای تکفیری درمنطقه یعنی عربستان سعودی و قطر محسوب می شود. تاکنون گروههای حقوق بشری در آلمان به صورتی گسترده مخالفت خود را با این اقدام دولت و نیروهای مسلح آلمان اعلام کرده اند اما برلین که از صادرات سلاح به عربستان و قطر درآمد بالایی کسب می کند نسبت به این موضوع کاملا بی اعتنا نشان داده است. مقامات دولت آلمان به خوبی نسبت به اینکه سلاح های ارسالی آنها به آل سعود و آل ثانی به دست نیروهای داعش می رسد آگاه هستند. حتی آنها نسبت به نوع و تعداد سلاح هایی که از سوی نهادهای رسمی و حکومتی عربستان به داخل عراق و سوریه قاچاق شده و در اختیار داعش قرار می گیرد آگاه هستند. با این حال آنها کمترین اراده ای نسبت به بر هم زدن این روند ندارند.

 

در این معادله خونین، میان دو حزب اصلی تشکیل دهنده دولت آلمان یعنی دموکرات مسیحی ها و سوسیال دموکراتها همکاری و همراهی وقیحانه ای وجود دارد. از اشتاین مایر و زیگمار گابریل به عنوان دو فرد شاخص سوسیال دموکرات کابینه مرکل گرفته تا شخص آنگلا مرکل به عنوان یک دموکرات مسیحی نسبت به افزایش صادرات سلاح به منطقه اتفاق نظر وجود دارد. در چنین معادله ای آلمان یکی از اصلی ترین پیش شرطهای صادرات سلاح های مخرب خود را وجود تنش در منطق می داند. از این رو آلمان نسبت به تهدیدات موجود در منطقه علیه مردم بیگناه  مظلوم به شکل یک فرصت می نگرد. بدیهی است که در چنین شرایطی برلین با هدف پر کردن خزانه های خود از هیچ گونه اقدامی در راستای تزریق خشونت غیر مستقیم در منطقه فروگذار نکرده و نخواهد کرد.

 

تجارت سلاح میان آلمان و حامیان رسمی داعش در منطقه سبب شده است تا برلین در کسوت یکی از حامیان غیر مستقیم گروههای تکفیری در منطقه مورد شناسایی تحلیلگران مسائل منطقه و بین الملل قرار گیرد. هم اکنون اشتاین مایر به جای ژست سیاسی در خصوص مقابله با داعش و تاکید بر عدم حضور زمینی در سوریه و عراق، لازم سات به سوال مهمی که ذهن افکار عمومی دنیا را نسبت به خود مشغول ساخته پاسخ دهد. اینکه چرا اکثر سلاح هایی که در دست گروه داعش و دیگر گروههای تکفیری و تروریستی قرار دارد ساخت این کشور اروپایی است ؟ آیا اشتاین مایر نسبت به عواقب و تبعات ارسال سلاح به رژیم آل سعود به عنوان اصلی ترین حامی گروههای تکفیری در منطقه آگاه نیست؟ متاسفانه پاسخ این سوال مثبت است.در چنین شرایطی اشتاین مایر و امثال وی نمی توانند ادعایی برای مقابله با داعش داشته باشند.