به گزارش افکارنیوز،

لبنان کشوری در غرب آسیاست و در شمال با سوریه و در جنوب با فلسطین اشغالی مرز مشترک دارد. موقعیت جغرافیایی لبنان در نقطه طلاقی مدیترانه و جهان عرب منجر به شکل گیری تاریخ غنی و تنوع دینی و نژادی و فرهنگی شده است.

این سرزمین خاستگاه فنیقی ها و پادشاهی آنهاست.در سال ۶۴ قبل از میلاد زیر سلطه امپراتوزی روم قرار گرفت و در نهایت به یکی ازمراکز عمده مسیحیت تبدیل شد.در دوران اسلامی و پس از فتح به دست مسلمین مارونی ها دین و هویت فرهنگی خود را حفظ کردند.بین سالهای ۱۵۱۶ تا۱۹۱۸ این منطقه زیر سلطه امیراتوری عثمانی قرار گرفت و با فروپاشی این امپراتوزی پس از جنگ جهانی اول فرانسه این منطقه را به ۵ بخش کوچکتر تقسیم کرد که یکی از بخش ها لبنان بود.

نام لبنان از ریشه واژه سامی لبن معنای سفید است که احتمالا اشاره به کوههای برفگیر این کشور دارد. این کشور در سال ۱۹۷۵ به دنبال آتش گشودن مردان مسلح به روی کلیسایی در شرق بیروت وارد جنگ داخلی ۱۵ ساله شد. لبنان به‌دلیل ماهیت و ساختار قومی ـ مذهبی خود، محل رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی کشورهای مختلف است. این کشور کوچک با توجه به موقعیت جغرافیایی خود ـ همسایگی با فلسطین اشغالی و سوریه ـ یکی از کانون‌های مهم و ملتهب سیاسی در منطقه به شمار می‌رود.

این کشور همواره از نداشتن رئیس جمهور یا دولت رنج می برد به طوری که یا برای مدت زیادی دولتی در این کشور تشکیل نمی شود یا همانند حال حاضر هنوز رئیس جمهوری ندارد.

لبنان همواره با چالش های امنیتی داخلی بسیاری روبرو بوده است که نبرد با تکفیری ها و سلفی از جمله شادی مولوی و احمد الاسیر و نبردهای نهر البارد و طرابلس از مهمترین چالش های داخلی آن بوده است.

جریان سیاسی این کشور عمدتا بر اساس هشت مارس یا چهارده مارس هستند و سیاستمداران در این دو طیف جای می گیرند و همواره کشمکش میان این دو جریان وجود دارد.

نکته قابل تامل این است که این دو جریان حامیان منطقه ای دارند و جریان چهارده مارس عمدتا وابسته به غرب و همپیمانان منطقه ای آنها از جمله سعودی ها هستند و هشت مارس همسو با محور مقاومت هستند. در هر موضوع داخلی و جهت گیری سیاسی عمدتا می توان آثار این گرایش به دو طیف را مشاهده کرد.

اما آنچه در این میان قابل تامل است ارتش لبنان است که کاملا مستقل عمل می کند و عمدتا تحت تاثیر جریان های سیاسی نیست.اما این ارتش از توان وتجهیزات قابل ملاحظه ای برخوردار نیست. این ارتش که تنها در نیروی زمینی خلاصه می‌شود و توان هوایی آن به چند بالگرد و توان دریایی آن نیز شامل چند قایق کوچک دریایی برای گشت‌زنی ساحلی است و فاقد توان پدافندی است.

در واقع نمی توان نام ارتش بر آن نهاد و بیشتر شبیه نیروی امنیتی است و اگر بخواهیم ریشه های این موضوع را بررسی کنیم باید علت را در خواست غرب و رژیم صهیونیستی دانست زیرا تل آویو و حامیان آن هرگز دوست ندارند که ارتش قوی در نزدیکی آنها باشد به ویژه که تمام تلاش رژیم صهیونیستی این بوده است که ارتش های قوی کشورهای عربی را از بین ببرد.

فشارهای صهیونیست ها همواره مانع از آن می شود که کشورها به لبنان سلاح بدهند در این میان شرایط داخلی این کشور نیز بی تاثیر نبوده است.

ارتش لبنان با مشکلات تسلیحات کم و قدمی، ضعف آموزشی، درگیری با مسلح سلفی و تکفیری، ضعف در توان مخابراتی و پشتیبانی اطلاعاتی، تلاش برای رو در رو قرار آن با مقاومت اسلامی دست و پنجه نرم می کند.اما با این وجود ارتش لبنان به خوبی پس از بحران سوریه در سال ۲۰۱۱ خود را نشان داد و با تکفیری ها و سلفی ها مبارزه قوی داشته است و هنوز هم با تکفیری ها در نبرد است.

ارتش لبنان هماهنگی قوی اطلاعاتی و امنیتی با حزب الله دارد و معمولا هنگامی که شبکه جاسوسی کشف می شود بقیه ماجرا به ارتش لبنان سپرده می شود

هیاهویی که در غبار زمان گم شد

اما آنچه در این میان قابل توجه است کمک سه میلیارد سعودی ها به ارتش لبنان بود که با سر و صدای زیادی همراه شد و سیاستمداران وابسته به آل سعود از آن تمجید فراوان کردند اما این اوضاع مدت زمان زیادی به طول نیانجامید زیرا پس از آنکه در جریان نشست اتحادیه عرب در موضوع تعرض سفارت سعودی در ایران، لبنان دست رد بر سینه ریاض زد با عصبانیت سعودی ها روبرو شد.

اما اگر بخواهیم به علل هدیه سه میلیاردی سعودی ها به لبنان و صرف نظر کردن از آن پس از مدتی بنگریم باید بگوییم که سعودی ها با این اقدام به دنبال ضربه زدن به حزب الله که همواره طرح های ریاض را خنثی کرده است داشتند.

در واقع توان بالای مقاومت لبنان سبب شد که عربستان بکوشد با کمک جریان های وابسته به خود به بدنه ارتش لبنان نفوذ کند و از سویی هم رضایت صهیونیستها را فراهم کند و هم رشوه و پاداشی به فرانسوی ها با خرید نظامی از آنها برای ارتش لبنان نماید.

سعودی ها با توان با مستقل بودن ارتش لبنان و محبوبیت مردمی آن تلاش کردند که با کمک به ارتش لبنان خود را حامی آن معرفی کنند و به تثبیت موقعیت خود در لبنان کمک کنند به ویژه که سعودی ها همواره به دلیل حمایت از تکفیری ها و تروریستها جایگاهی در لبنان ندارد.

از سویی با توجه به اینکه لبنان در سیاست خارجی سعودی ها جایگاه خاصی دارد و عربستان تلاش کرده است که خود را به عنوان بازیگر مستقل نشان دهد و جای پا و مناطق نفوذ خود را گسترش دهد و با جمهوری اسلامی ایران مقابله کند همه اقداماتی که در زمینه هدیه سه میلیارد دلاری صورت گرفت را می توان در این راستا تعریف کرد.از سویی سعودی ها کوشیدند که متحدان خود  در داخل لبنان را با این اقدام تقویت کنند.

اما همانطور که گفته شد با اتخاذ مواضع شجاع دستگاه دیپلماسی لبنان و استقلال آن و حمایت صریح از مقاومت اسلامی لبنان به ناگاه ریاض میز را وارونه کرد و علاوه بر صرف نظر کردن از این هدیه سه میلیارد دلاری اقدامات جدیدی علیه لبنان انجام داد.البته این ظاهر ماجراست و همچنان که در بعد می آید بواطن امور به گونه ای دیگر است.

نکات قابل تامل در هدیه 3 میلیاردی به ارتش لبنان

نکته قابل تامل این بود که سعودی ها مواضع متناقضی در زمینه هدیه سه میلیارد دلاری بیان کردند زیرا عبدالله المعلمی از مسئولین سعودی شرط اساسی بازنگری در موضوع را فاصله گرفتن از حزب الله دانست در حالی که عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان اعلام کرد که قرارداد تسلیحاتی برای کمک به ارتش لبنان به ارتش عربستان اختصاص می یابد و به نظر می رسد که المعلمی در خواب به سر می برد.

دیگر اینکه اصولا این هدیه سه میلیارد دلاری برای خرسند نگه داشتن پاریس و حمایت از صنایع نظامی آن بود. هدف این بود که مواضع فرانسوی ها در موضوع هسته ای ایران و دیگر مواضع به نفع سعودی ها باشد.اما با لغو این قرارداد نظامی به طور حتم پاریس متضرر می شد، کما اینکه اعتراض هایی از سوی فرانسوی ها به این موضوع شد و اینکه الجبیر سریعا اعلام کرد که قرارداد به قوت خود پابرجاست اما نه برای ارتش لبنان بلکه برای ارتش عربستان در راستای رفع ناراحتی مقامات پاریس بود. موضع گیری وزیر خارجه سعودی خوشحالی را به چهره فرانسوی ها برگرداند و سبب شد که آنها به رژیم ضد حقوق بشری سعودی و بن نایف ولیعهد این کشور نشان افتخاری که بالاترین نشان فرانسه است بدهند.از سویی ارتش سعودی به این قرارداد که شامل سلاح های غیر پیشرفته است نیازی ندارد.

سوم اینکه سعودی ها در راستای همسویی با صهیونیستها حرکت می کنند و با توجه به گرم تر شدن روابط تل آویو و ریاض بعید نیست که فشار رژیم صهیونیستی عربستان را به اتخاذ این تصمیم واداشته است و موضوع موضع گیری جبران باسیل وزیر خارجه لبنان در اتحادیه عرب بهانه ای بیش نبوده است.

بدون شک رژیم اسرائیل خواهان مسلح شدن ارتش لبنان به سلاح جدید و افزایش توان آن در زمینه دفاعی و هجومی نیست به ویژه که گزارش ها و پیش بینی ها محافل نظامی صهیونیست احتمال جنگ با لبنان را بعید نمی داند و ارتش لبنان در قبال تجاوز رژیم اسرائیل دست بسته نخواهد ماند.

اما نکته ای که در پایان می توان گفت این است که این اقدام سعودی ها حاصل شکست آنها در پرونده های منطقه ای است. با این اقدام عرصه برای کمک ایران به ارتش لبنان فراهم می شود و ارتش لبنان برای تقویت توان خود به دنبال دیگر کشورها می رود. این صرف نظر کردن سعودی ها از کمک به ارتش لبنان نشان دهنده شکست سیاست آن در قبال حزب الله بوده است و اینکه که آل سعود نتوانسته است ارتباط محکم میان ارتش لبنان و حزب الله را قطع کند و فرمول ارتش ملت و مقاومت را بر هم بزند.

در واقع سعودی ها با این اقدام خود سیلی محکمی نیز به جریانهای همسو با خود در داخل لبنان زدند هر چند که این گروهها همچنان ریاض را حامی خود می دانند.

ریاض پس از آنکه نتوانست ارتش لبنان را با خود همراه کند می کوشد که ملت لبنان را تحت فشار قرار دهد اما فراموش کرده است که این ملت صهیونیستها را به زانو درآورده اند. سعودی ها خواستار از بین بردن اعتقاد راسخ ارتش لبنان در مبارزه بودند اما موفق نشدند آنها خواستار بر هم زدن معادله طلایی ارتش ملت و مقاومت بودند اما راه به جایی نبردند. سعودیزه کردن ارتش لبنان شکست خورد و رویای آل سعود تعبیر نشد.آل سعود در تقابل قرار دادن ارتش لبنان با حزب الله ناکام ماند.هدف اصلی آسوده کردن خیال صهیونیستها از بابت ارتش لبنان بود.