به گزارش افکارنیوز،

«نیکلاس کی. گواسدف» در تحلیلی که در سایت «نشنال اینترست» منتشر شده به بررسی «پنج نظرگاه مختلف به تصمیم غافلگیرانه روسیه در قبال سوریه» پرداخته است که در ادامه می آید.

بیانیه ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، مبنی بر خروج بخش اعظمی از نیروی نظامی خود از کشور سوریه ظرف هفته و ماههای آینده همگان را شگفت زده ساخت. آیا این تصمیم نشانه ای از جشن پیروزی کرملین است یا راهی است برای گریز از افتادن در دامی پرهزینه در ادامه این تصمیم غافلگیرانه پوتین از پنج نظرگاه مختلف مورد بررسی قرار می گیرد.

1) اتمام مأموریت

آسانترین توضیح برای این تصمیم غافلگیرانه روسیه بر پایه این ارزیابی صورت می گیرد که هدف از اعزام نیروهای نظامی این کشور به سوریه- که در سپتامبر گذشته آغاز شد- اجرای یک عملیات کوتاه مدت بود. در آن زمان، کرملین در خصوص پیامد حضور فعالانه خود در سوریه هیچگونه وعدۀ خوش بینانه ای نداد و از هرگونه لاف زنی در خصوص سرنگونی داعش یا صدور بیانیه ای مبنی بر [کمک به] دولت بشار اسد برای بازپس گیری کنترل خود بر سراسر سوریه خودداری نمود.

در حالیکه اکثر کارشناسان غربی با اطمینان خاطر پیش بینی می کردند که حکومت اسد به روزهای پایانی خود رسیده است و مخالفان دولت سوریه به زودی قدرت را در دست خواهند گرفت؛ پوتین به تقلید از [استراتژی] دخالت نظامی خود در دانباس- درسال گذشته- تصمیم گرفت به سرعت در سوریه وارد عمل شود. هدف از حضور نظامی روسیه در سوریه، کمک به دولت اسد بود و این هدف محقق شد. حال پس از گذشت شش ماه- در مارس 2016- هیچ سخنی از احتمال سقوط اسد در میان نیست: نیروهای نظامی دولت سوریه و متحدان آن ابتکارعمل را در میدان جنگ دوباره بدست آوردند و روستاهای مهم و کلیدی را بازپس گرفتند که این امر توانایی آنها را برای حفظ کنترل بر بخشهایی از سوریه که همزمان با درهم شکستن توان [نظامی] مخالفان اسد تصرف کردند، تقویت می کند.

افزون بر این، پویش سیاسی تغییر یافته است. مخالفان دولت اسد، ایالات متحده آمریکا، اکثر دولتهای غربی و متحدان آنها در خلیج فارس همه بی صبرانه کناره گیری اسد از قدرت را پیش شرط لازم برای آغاز مذاکرات با دولت سوریه در خصوص انتقال [قدرت] می دانستند. اکنون به رغم لفاظی های آبرومندانه؛ طرفهای مختلف درگیر در این فرآیند سیاسی این امر را پذیرفته اند که بشار اسد به میزان مشخصی همچنان قدرت را در دست دارد. به همین منظور، پوتین بار دیگر نشان داد که کرملین به دوستان و شرکای خود وفادار خواهد ماند- و از این قابلیت برخوردارست که نیروی نظامی و اهداف سیاسی را در یک رشته عملیات جنگی محدود و موفق با یکدیگر پیوند دهد. 

 2) انصراف [از ادامۀ عملیات] در اوج پیروزی

حضور [نظامی] روسیه در سوریه، تصویر کرملین را نه تنها در منطقه بلکه در سراسر جهان بطور چشمگیری دستخوش تغییر ساخت. این حضور نظامی ثابت کرد که اصلاحات نظامی و افزایش هزینه های مرتبط با آن ظرف چندین سال گذشته در واقع مثمرثمر بوده است. نیروی نظامی روسیه همچنین نشان داد که توانایی آغاز و ادامۀ یک مداخلۀ [نظامی] در خارج از خاک اتحاد جماهیر شوروی سابق را داراست و اینکه مسکو می تواند با کاربرد قدرت خود و بی توجه به مقاصد واشنگتن، بروکسل، ریاض و آنکارا واقعیتها را بطور عملی و عینی در سوریه تغییر دهد. حضور نظامی در سوریه برخی از قابلیتهای جدید روسیه را به معرض نمایش گذارد و به جهان این پیام هشدارآمیز را مخابره نمود که ایالات متحده آمریکا تنها کشوری نیست که قادر است قدرت سخت خود را در بخشهای مختلف این کره خاکی بکار گیرد.

اما پس از ارسال این پیام به جهان، مسکو نه تنها از تکرار آن سودی نخواهد برد بلکه در واقع با گذشت زمان، نقایص و ضعفهای بالقوه در تشکیلات نظامی این کشور آشکار خواهد شد. اینکه نیروی دریایی روسیه توانست به طور موفقیت آمیزی موشکهای کروز خود را از ناوگان کوچک کاسپین به اهدافی در سوریه پرتاب نماید، بسیار نگران کننده بود- اما شوک حاصل از این موفقیت با نشانه های آشکاری دالّ بر شکست فنی [این عملیات] زایل گردید. روسیه همچنین در حضور نظامی خود در سوریه و دستیابی به اهداف سهل الوصولی همچون عقب راندن پیشروی مخالفان اسد در ازای هزینه ای نسبتاَ اندک و بدون تلفات بسیار، موفق بوده است. چنانچه روسیه به مرحلۀ بعدی-  آغاز بازپس گیری مناطق وسیع و تحت تصرف مخالفان اسد یا داعش در سالهای گذشته- وارد می شد؛ این احتمال وجود داشت که نتواند به همان سهولت به اهداف خود دست یابد.

 با توجه به اینکه آغاز مذاکرات صلح به روسیه این فرصت بی نظیر را می بخشد که عملیات خود را «به طور محترمانه» و با احتمال بالایی از موفقیت به پایان برساند؛ عاقلانه خواهد بود که بجای پذیرفتن خطر شکست در آینده، از این فرصت نهایت استفاده را ببرد. افزون بر این، تصمیم مذکور به جلوگیری از اتلاف منابع مادی کمک خواهد کرد.

 3) اجتناب از تکرار اشتباه آمریکا در افعانستان

از زمانی که روسیه اعزام نیروی نظامی خود به سوریه را بطور جدی در پاییز 2015 آغاز نمود، برخی از حامیان گروههای مخالف دولت اسد در واکنش به این اقدام تلاش کردند تا از طریق افزایش توان [نظامی] نیروهای شورشی سوریه و به دنبال آن هدف قرار دادن قدرت هوایی روسیه و سوق دادن این کشور به یک درگیری وسیع زمینی و در نتیجه افزایش هزینه ها- هم از نظر مادی و هم از نظر میزان تلفات-، سوریه را به افغانستانی برای نیروهای روسی بدل نمایند. این اهداف به طور کامل جامۀ عمل نپوشید، زیرا عقلانیت حاکم  بر این حامیان به پیامدهای راه اندازی یک جنگ نیابتی، بطور مثال، میان عربستان سعودی و روسیه می اندیشید. بازگشت به واقعیت که پس از واژگونی یک جت روسی توسط جنگنده های نیروی هوایی ترکیه- و پیش بینی یک جنگ بزرگ قدرت بر سر سوریه- صورت گرفت، این اهداف را با اقبال اندکی مواجه ساخت.  علاوه بر این، در حالی که ترکیه ماه گذشته در خصوص ورود به خاک سوریه و ایجاد یک «بهشت امن»  در این کشور سروصدای زیادی به راه انداخت و به طور ضمنی اشاره نمود که از مشارکت سعودیها در اجرای این عملیات استقبال می کند، ریاض (و واشنگتن) رغبتی از خود نشان ندادند.

با این حال پوتین نیز به خوبی آگاه است که یک مداخله [نظامی] بلند مدت و ادامه دار می تواند به کاهش تواناییهای نظامی و افزایش نارضایتی عمومی بیانجامد. وی از این فرصت برخوردار بود که به طور مستقیم و به هزینۀ آمریکا شاهد فلج شدن عملیات نظامی باشد- اینکه چطور عملیاتهای سریع نظامی برای سرنگونی طالبان در افعانستان و اطمینان یابی از نبودِ سلاحهای کشتار دسته جمعی در عراق  تا تلاشهای بی انتها و گسترده تر برای متحول نمودن جوامع داخلی در این کشورها، نه تنها سبب رشد مقاومتها شد، بلکه کاهش قدرت ایالات متحده را نیز در پی داشت.

چنانچه دولت اسد در سوریه تثبیت و مجدداً مجهز شده است و همچنان قادرست به نبرد خود ادامه دهد، بنابراین دیگر به حضور نیروی نظامی روسیه در این کشور نیازی نیست. در واقع، این عقب نشینی اعلانی از سوی روسیه نشان می دهد که پوتین راهکار اتحاد جماهیر شوروی سابق را دنبال می کند؛ راهکاری که پس از خروج نیروهای خود از افغانستان و به دنبال سالها جنگ بی ثمر در این کشور اتخاذ نمود. این راهکار عبارتست از: تقویت و تحکیم یک نایب محلی و اطمینان از برخورداری این نایب محلی از ابزارهای لازم جهت حفظ موجودیت خود. روسیه به خوبی به یاد دارد که سرنگونی رژیم محمد نجیب الله در افغانستان نه به دلیل رویارویی با مقاومت مجاهدین افغان در زمان عقب نشینی نیروهای شوروی سابق بلکه به دلیل قطع کمکها و تجهیزات نظامی به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق رخ داد.  اکنون این راهکار می تواند رویکرد مشابهی در قبال سوریه بشمار رود: اعطای این اختیار به اسد که کنترل بر بخشهای تحت سلطه خود را همچنان حفظ نماید و اطمینان یافتن از اینکه اسد از قدرت کنار گذاشته نمی شود.

 4) مقدمه ای خطاب به عربستان سعودی

چشم انداز درگیری با سعودیها بر سر سوریه، با اقبال اندکی از سوی مسکو همراه است. در واقع، روسیه تمایل دارد تا با ریاض بر سر تثبیت بازارهای جهانی انرژی به توافقی عاجل دست یابد تا از این رهگذر بتواند قیمتها را بهبود بخشیده و امکان واریز نقدینگی به بودجه و صندوقهای رفاهی خود را فراهم نماید. عقب نشینی روسیه از سوریه به سعودیها این پیام را می رساند که به رغم نجات متحد خود از سرنگونی، همچنان با مذاکره برای دست یابی به یک توافق- بر پایۀ میزانی از تمرکززدایی و تأسیس یک دولت واحد که برخی از نگرانیها و منافع عربستان سعودی را در برگیرد- موافق هستند. اجتناب روسها از وارد شدن در جنگی با پایان تلخ به طرفداری از دولت سوریه و در عوض، خروج از سوریه پس از تثبیت قدرت اسد شرایط لازم برای دستیابی به یک سازش را فراهم می سازد. با توجه به نشست آتی وزرای کشورهای نفتی در ماه آوریل به منظور بررسی تداوم توقف تولید نفت- که با هدف بهبود قیمتها صورت می گیرد-، اعلام تصمیم روسیه به عقب نشینی در یک چنین شرایط زمانی می تواند به عنوان مقدمه ای خطاب به ریاض تفسیر شود.

نویسنده این گزارش مدعی است اقدام روسیه در خروج نیروهایش از سوریه نوعی هشدار به بشار اسد نیز به شمار می رود که اتکای بدون ملاحظه به قدرت مسکو نداشته باشد.

نویسنده در پایان تحلیل می کند:

ظرف روزها و هفته های آتی مشخص خواهد شد که مسکو در عمل چه میزان از نیروهای اعزامی خود را از سوریه خارج خواهد کرد. بایستی به این نکته توجه داشت که روسیه  پایگاههای ساحلی خود در سوریه را به منظور نمایش قدرت هوایی و دریایی خود حفظ خواهد کرد، اقدامی که به کرملین اجازه می دهد در صورت حصول هرگونه تغییر در منافع یا دیدگاه هایش به سرعت به آن بازگردد. با این حال اعلان این تصمیم روسها به این نکته اشاره می کند که پوتین عملیات نظامی در سوریه را به خودی خود نه بعنوان یک هدف، بلکه به عنوان بخشی از یک تلاش گسترده تر در راستای احیای موقعیت روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ در جهان مدنظر دارد- موضوعی که احتمالا پیشتر از دیدگاه پوتین منسوخ به نظر می رسید.