به گزارش افکارنیوز،

دونالد ترامپ چند روز آینده مهمان آل سعود خواهد بود. اهمیت  این دیدار از آن جهت است که رئیس جمهور جدید آمریکا، ریاض را به عنوان اولین مقصد سفر خارجی خود برگزیده که می تواند پیام هایی برای تحولات خاورمیانه داشته باشد. در همین راستا و پیش از انجام این ملاقات، خبرهایی در مورد برنامه کاری ترامپ در عربستان فاش شده است. گفته می شود در جریان این دیدار قرار است بزرگترین توافق نظامی تاریخ آمریکا و البته جهان به امضا ترامپ و محمد بن سلمان برسد.

 

ارزش این قرارداد نظامی ۱۰۰ میلیارد دلار عنوان شده و بدون اشاره به جزئیات مفاد آن، گفته می شود این بسته معاملاتی به طور کلی شامل خدمات تعمیر و نگهداری، کشتی، موشک‌های دفاع دریایی و امنیت دریایی، F-۱۵  و سایر تجهیزات هوایی، زمینی و دریایی است. در همین خصوص یکی از مقام های کاخ سفید که خواست نامش فاش نشود به رویترز اعلام کرد توافق مذکور در یک دهه آینده ممکن است از ۳۰۰ میلیادر دلار هم فراتر برود. وی همچنین تاکید کرد به رغم انتقال این حجم از تسلیحات و تجهیزات نظامی آمریکا به عربستان، واشنگتن اجازه نخواهد داد توانمندی های کشوری در خاورمیانه از قدرت نظامی اسرائیل پیشی بگیرد.

 

تاریخ زندگی ترامپ نشان می دهد او بیش از آنکه یک سیاستمدار باشد یک تاجر است و توانسته در این مسیر موفقیت های بزرگی به دست آورد. او بدون حتی یک روز کار سیاسی، وارد کاخ سفید شد و در حال حاضر نیز با رویکرد تجاری درصدد پیشبرد اهداف آمریکا است. ترامپ با تاکید بر لزوم توجه به ایجاد شغل و بهبود معیشت مردم موفق شد نظر رای دهندگان آمریکایی را جلب کند و اکنون نیز انتشار خبر بزرگترین توافق نظامی دنیا پیش از سفرش به خارج از ایالات متحده، پیامی به هواداران و البته مخالفانش در داخل است. برداشتن چنین گام بزرگی در نخستین سفر خارجی بیانگر آن خواهد بود که ترامپ هیچ سفری را بدون دستاورد عظیم اقتصادی برای آمریکا صورت نمی دهد و این قرارداد در اولین قدم به شکل مستقیم و غیرمستقیم مشاغل زیادی در صنایع نظامی ایالات متحده ایجاد می کند.

 

در حوزه بین المللی نیز تصمیم عربستان و آمریکا برای توافق بر سر این قرارداد می تواند اثرات گسترده ای داشته باشد. افزایش توان نظامی سعودی ها با پشتوانه خرید از انبارهای تسلیحاتی ایالات متحده در دوران ترامپ، قدرت مانور و از سویی جسارت نظامی ریاض را بیشتر می کند. این در حالی است که در ماه های پایانی دولت اوباما، کاخ سفید فروش سلاح به عربستان به دلیل استفاده از آنها در جنگ یمن علیه غیرنظامیان متوقف کرده بود. سیاستی که با توجه به نقش صنایع دفاعی-نظامی آمریکا در بازار کار این کشور و سودهای که وارد خزانه می کرد، شک برانگیز بود. در این رابطه اقدام اوباما به دو صورت قابل تحلیل است: از یک طرف او درنظر داشت به عنوان نماینده حزب دموکرات در روزهای آخر حکومت ۸ ساله اش تصویری بشردوستانه از خود برجای بگذارد. از طرفی دیگر آل سعود را نسبت به خریدهای نظامی از آمریکا در آینده حریص تر کند. لذا توقف فروش سلاح به عربستان بیشتر یک تاکتیک و ژست سیاسی بود تا اقدامی عملگرایانه برای کاستن از وحشت جنگ در یمن.

 

ترامپ هم با استفاده از نیاز عربستان به جلب حمایت آمریکا در تحولات خاورمیانه و گشودن باب همکاری در سال های پیشرو، در اولین قدم توقف فروش تجهیزات نظامی دولت اوباما را برداشت. این در شرایطی بود که در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، ترامپ انتقادات تندی نسبت به عربستان ابراز کرد که باعث نگرانی سعودی ها از آینده روابط دو کشور و همچنین اهداف ریاض در منطقه شد. از این رو با اولین سیگنال ترامپ در جهت تعمیق مناسبات دوجانبه، محمد بن سلمان به واشنگتن رفت و مقدمات قرارداد ۱۰۰ میلیارد دلاری فراهم شد.

 

اما نکته مهم در این خرید عظیم عربستان در اظهارات یکی از مقامات کاخ سفید نهفته است که تاکید داشت کماکان آمریکا به حفظ برتری نظامی اسرائیل در خاورمیانه متعهد خواهد ماند. این سخن را اگرچه می توان در راستای رفع نگرانی تل آویو از انتقال گسترده تجهیزات نظامی به یک کشور عربی برشمرد اما گویای آن نیز هست که تسلیحات آمریکایی رژیم صهیونیستی شاه کلید تمامی تجهیزات نظامی فروخته شده به عربستان و دیگر اعراب خواهد بود. به نوعی اگر ویروس به ریاض فروخته می شود آنتی ویروس در اختیار تل آویو باقی می ماند.

 

در همین راستا وزیر دفاع عربستان نیز به پشتوانه این دستاورد نظامی جسارتی پیدا کرد که در چند ماه اخیر به دلیل نامشخص بود رویکرد ترامپ در قبال سعودی ها و همچنین شکست عناصر تروریستی عربستان در عراق و سوریه خبری از آن نبود. لذا چند روز قبل محمد بن سلمان از «انتقال جنگ به داخل ایران» سخن گفت که البته با واکنش شدید سردار دهقان، وزیر دفاع کشورمان مواجه شد. همچنین پس از حادثه میرجاوه که در آن ۱۰ تن از مرزبانان ایرانی به شهادت رسیدند رسانه های دولتی عربستان حمله تروریست‌ها  را درگیری علیه ایران توصیف کردند.

 

به دنبال این دو اقدام در نوع خود جدید و بی سابقه عربستان، خبر توافق نظامی ریاض و واشنگتن رسانه ای شد. بنابراین رویکرد تهاجمی  اخیرعربستان در قبال کشورمان را می توان به واکنش کودکی ترسویی تشبیه کرد که پس از اطمینان از حضور یک حامی در پشت سر خود، تصمیم به عرض اندام گرفته است.

 

مساله دیگری که در خصوص قرارداد نظامی اخیر عربستان و آمریکا باید ذکر شود، بحث جنگ افروزی و تحرکات نظامی پنتاگون به هزینه آل سعود است. سران سعودی پس از افشای اسناد ۱۱ سپتامبر و تصویب قانونی در کنگره برای مجازات عاملین آن اتفاق که می توانست پای مقامات عربستانی را به دادگاه های امریکایی باز کند، مصمم شدند از اندوخته ۷۵۰ میلیارد دلاری خود در بازار مالی این کشور بهره بگیرند.

 

آنها در ابتدای تهدید به خروج این سرمایه از آمریکا کردند که البته با توجه به وابستگی سیاسی و نظامی عربستان به ایالات متحده دور از انتظار بود روابط دو کشور تا این حد تیره شود. پس از آن ریاض از شیوه دیگری برای آرام کردن فضای ضد سعودی در آمریکا و جلب نظر مقامات این کشور استفاده کرد که به نظر می رسد تامین هزینه لشکرکشی ها و ماجراجویی های منطقه ای ایالات متحده راه دومی است که سعودی ها انتخاب کردند. این راه حل به ویژه پس از آنکه ترامپ پیش از ورود به کاخ سفید اعلام کرده بود آمریکا دیگر هزینه تامین امنیت متحدانش را نخواهد پرداخت، به ثمر نشست.

 

بنابراین هزینه ساخت یکی از  بزرگترین پایگاه های دائمی جدید ایالات متحده در اردن و برنامه پنتاگون برای استقرار ۱۰۰۰ نیروی دیگر در سوریه علاوه بر ۹۰۰ نیروی عملیات ویژه مستقر در این کشور با دلارهای نفتی عربستان صورت خواهد گرفت که به بازار نظامی آمریکا برمی گردد.

 

آمریکا در دوره اوباما بیش از ۱۱ میلیارد دلار در سوریه هزینه کرده که شامل مشاوره و آموزش شبه نظامیان و ارسال سلاح برای گروه هایی مانند یگان های مدافع خلق می شود. بر این اساس با توجه به نگاه تجاری و اقتصادی ترامپ به موضوعات، از این پس مخارج فعالیت های این کشور بر دوش دوستانش خواهد بود. لذا چندان عجیب نیست که به دنبال برنامه پنتاگون برای تقویت حضور در افغانستان، عربستان نیز تحرکات جدیدی در این کشور آغاز کرده است.