به گزارش افکارنیوز،

 دشمنی و کینه توزی سعودی ها در برابر ایران به زمان شروع سلطنت آنها باز می گردد که مشکلاتی برای شیعیان در ایام حج ایجاد می کردند و به مناطق شیعه نشین حمله ور می شدند اما این کینه توزی در حال حاضر جنبه های مختلفی را در بر می گیرد.


روابط ایران و عربستان در دوره دولت یازدهم یکی از پرتنش ترین دوران هاست که به بهای خون صدها ایرانی نیز تمام شده است. البته تنش در روابط این دو کشور تاریخ دور و درازی دارد و ریشه در برخورد ایدئولوژیک و منافع منطقه ای آنها دارد.

در واقع مولفه های انقلاب اسلامی ایران زنگ خطری برای کشورهای حاشیه خلیج فارس و به خصوص عربستان که سیستم حاکمیت آنان نیز مشابه ایران قبل از انقلاب بود به صورتی که یک فرد در راس قدرت قرار گرفته که این فرد در مقابل چالش ها و مخالفت های داخلی تنها متکی به قدرت های خارجی و به طور ویژه حمایت های ایالات متحده بودند. این موضوع هم ناتوانی مستمر برای خودیاری و هم ترس ریشه دار عمیق از رها شدن به وسیله ی حامی و متحد سابق را منعکس می کند – همان مسئله ای که برای شاه در 1979 اتفاق افتاد.

این ترس مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی با مجموعه آشوب های در سطح منطقه خلیج فارس همراه گشت و به همین خاطر حاکمان این منطقه با بدبینی به انقلاب ایران واکنش نشان دادند و شعار صدور انقلاب را خطری برای حکومت خود در نظر گرفتند. انقلاب ایران باترکیب جمهوریت و اصول گرایی شیعی به روابط نزدیک تر عربستان و آمریکا انجامید و هر دو کشور با نگرانی های مشترک درصدد مهار انقلاب در آمدند.

این رویداد باعث شد تا کشورهای منطقه خلیج فارس بیش از پیش به آمریکا وابسته تر شوند و برای حفظ خود در برابر امواج انقلاب اسلامی، تدریجا مقدمات حضور گسترده ی نظامی آمریکا را در این منطقه استراتژیک فراهم آوردند و نقش قیّمی این کشورها تا به امروز بر عهده ی آمریکا است.

از سوی دیگر، با وقوع جنگ میان ایران و عراق، این فرصت در اختیارعربستان قرار گرفت که در شرایطی که دو رقیب اصلی اش در سطح منطقه، در یک جنگ متقابل نابود کننده درگیر شده بودند، رهبری امورخلیج فارس را به دست گیرد. تشکیل یک اتحادیه جدید ـ که در آغازبیشتر جنبه اقتصادی داشت، اما به سرعت جنبه دفاعی نیز به خودگرفت ـ عامل جدید دیگری را نیز وارد معادله پیچیده سیاست های دفاعی خلیج فارس کرد.

اما در دولت یازدهم عربستان پیش از پیش جری تر شده و با به قدرت رسیدن ملک سلمان سیاست خارجی خود را به صورت تهاجمی و علنی علیه ایران تنظیم کرده است. تنها چند ماه پس از جلوس ملک سلمان، تجاوز به یمن آغاز شد و زبان مسئولان این رژیم نیز در تقابل با ایران تندتر از گذشته شد.

از دست دادن خویشتن داری تنها در 8 ماه پادشاهی جدید، نشان از دو مشکل عمده در ساختار آل سعود دارد که در دوره جدید زخم های کهنه این پادشاهی دهن باز کرده و تهاجمی تر از گذشته رفتار می کند.

مجموعه ای از ناکامی های و درگیری های داخلی در کنار شکست های پیاپی در عرصه سیاست خارجی، موجب بی پرده سخن گفتن مقامات سعودی علیه ایران شده است. سعودی ها در چند سال اخیر، معیارهای معمول دیپلماسی را در قبال ایران رعایت نمی کنند و زبان تند و گزنده ای علیه تهران به کار می برند.

حال در این میان، دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور، تاکنون نتوانسته قاطعیت ایران را در موضوعات منطقه ای و حتی داخلی به عربستان نشان دهد و همین امر باعث جری تر شدن مقامات سعودی در تقابل با ایران شده است. در زمینه فاجعه منا شاهد بودیم که بیانات محکم و قاطع مقام معظم رهبری در مقابله با سیاست های عربستان در فاجعه منا، باعث عقب نشینی آنان و برآورده کردن خواسته های مسئولان ایرانی در مکه شد.

چنین قاطعیتی در قبال کشوری چون عربستان، حلقه گمشده وزارت خارجه ایران است تا نشان دهد سخنان تند سعودی ها بدون هزینه و پاسخ تندتر نخواهد بود.

عربستان همچنان به تهاجمات خود علیه ایران ادامه می دهد و سعی می کند ائتلاف کشورهای اسلامی را علیه ایران منسجم تر سازد. با این حال همچنان برای پیشبرد اهداف شوم خود به کمک ها و پشتیبانی آمریکا و کشورهای اروپایی مانند فرانسه و انگلیس نیازمند است.

انعقاد قرارداد های نظامی و تسلیحاتی چندصد میلیارد دلاری در سفر اخیر ترامپ به عربستان، نشان دیگری از ترس دیرین سعودی ها از موازنه قوا در منطقه است. آنها سعی می کنند تا با چنین خریدهایی توازن نظامی را به نفع خود تغییر دهند ولی به خوبی از قدرت دفاعی و نظامی ایران با نیروی انسانی مجهز و قوی و با ایمان مطلع هستند و تنها با چنین خریدهایی از لحاظ روانی خود را نسبت به قدرت خویش توجیه می سازند. ولی در آن سوی ماجرا، دولت یازدهم تاکنون نتوانسته سیاست مشخصی را در قبال آل سعود در پیش بگیرد و همچنان به سیاست کج دار و مریز خود ادامه می دهد.

در حالیکه یکی از نقاط قوت ایران امینت و ثبات برآمده از اقتدار و ثبات دفاعی و نظامی است، رئیس دولت در مناظرات و اظهارات انتخاباتی به چنین توانایی تاخت و پالس هایی را به خارج از مرز گسیل داد.

پالس هایی که مقامات آمریکایی را به موضع گیری درباره تعطیلی برنامه های موشکی و نظامی ایران ترغیب کرد. حسن روحانی که خود سابقه طولانی در پست های امنیتی و اطلاعاتی دارد، هرچند برای جلب آراء خاکستری تن به سخنان تند و رادیکال داد ولی می بایست این را در نظر می گرفت که امنیت و ثبات ایران چیزی نیست که بتوان آن را بازیچه انتخابات قرار داد؛ چرا که کشورهای متخاصم بر حسب همین اظهارات جری تر می شوند و مطالبات نامشروعی را علیه جمهوری اسلامی مطرح می سازند.

از این رو سعودی ها به طور مشخص با مماشاتی که در دستگاه سیاست خارجی ایران وجود دارد به شاخ و شانه کشیدن خود ادامه می دهند و منافع ایران در منطقه را با تهدید روبه رو می کنند. تاریخ ثابت کرده در مقابل سعودی ها تنها دیپلماسی قاطع و بدون عقب نشینی جوابگو است و آنها را از مواضع تند خود به عقب می راند،‌دیپلماسی که هیچ نشانی در دولت یازدهم از آن نیست!