در نگاه اول شايد راننده تاکسي بودن به عنوان يک حرفه دردسر زيادي نداشته باشد اما در لندن داستان کاملا فرق ميکند. رانندگی و کار با تاکسی های لندن (Black Cabs) یکی از شغل هایی است که در آمد خوبی دارد و اجازه رانندگی با تاکسی لندن نیاز به پشتکار، همت و زمان زیادی دارد. (میانگین درآمد یک راننده تاکسی در لندن به بیش از ۳۰ هزار پوند، برابر با ۴۵ هزار دلار آمریکا در سال می رسد).

به گزارش پایگاه تازه، رانندگان تاکسی در لندن باید دوره‌ای فشرده برای یاد گرفتن نقشه خوانی و رانندگی در ۲۵ هزار خیابان این شهر بگذرانند. آموزشگاه مرکزی در ساحل شمالی رودخانه تایمز قرار دارد. علاوه بر این رانندگان باید در مورد هزاران مکان تاریخی، توریستی و حتی تجاری و بازرگانی اطلاعات جامعی داشته باشند. قاعدتا سه یا چهار سال طول می‌کشد تا رانندگان تاکسی‌های کلاسیک لندن همه این اطلاعات و نقشه‌ها را کاملا یاد بگیرند. بعد چند سال آنها خود را برای امتحان‌هایی سخت آماده می‌کنند که تقریبا نیمی از رانندگان مردود می‌شوند. در هیچ کدام از شهرهای بزرگ دنیا این چنین قوانین و امتحان‌های دشواری برای رانندگان تاکسی نیست. هنگامی این داستان بغرنج‌تر می‌شود که آنها باید آزمون‌های دیگری نیز بگذرانند.

در همین زمینه باید گفت؛ لندن بیش از ۲۵ هزار تاکسی دارد و امتحان دانش(The Knowledge) که از رانندگان گرفته می شود یکی از سخت ترین امتحانات برای گرفتن گواهینامه رانندگی برای تاکسی است. شناخت ۳۲۰ خیابان اصلی و شناخت هزاران خیابان مارپیچ و میانبرها و نیز شناختن ساختمان های معروف؛ تئاترها؛ هتل ها و … بخشی از این امتحان است. " باب آدی " که در حال حاضر رئیس اتحادیه تاکسی داران لندن است؛ می گوید: برای قبول شدن در این امتحان دست کم به ۳۴ ماه(!) مطالعه احتیاج است.




نقشه کاملی از مسیرها و مکان‌های شهر لندن تهیه شده است و رانندگان باید تسلط جامعی روی این نقشه کسب کنند و تعجب اینجاست که با یاد گرفتن مسیرها، خیابان‌ها ومکان‌های مهم لندن ساختار مغز این رانندگان به‌طور شگفت آوری تغییر می‌کند.

محققان لندني ۷۹ راننده مبتدي را در شروع آموزش شان زير نظر گرفتند و دوباره پس از سه يا چهار سال، بعد از آزمونهاي مربوط به گواهينامه شان ساختار مغزيشان بررسي شد. فقط ۳۹ نفر آنها موفق به گذراندن امتحانات شدند. در نتيجه سه گروه از رانندگان به وجود آمد: کساني که در امتحان موفق بودند، کساني که مردود شدند و ۳۱ نفر به عنوان گروه کنترل. در ابتدا تفاوت چنداني بين سوابق، سطح سواد و استعداد رانندگان وجود نداشت. اما بعد از امتحانها در حافظه رانندگان تفاوتهاي شاياني نمايان شد. در مقايسه با گروه کنترل رانندگان موفق در امتحانات، حافظه مسيريابي و نشانه خواني بسيار بهتري داشتند و اين بدين معناست که کارکردهاي مغز اين رانندگان بعد از چند سال حضور و ياد گيري مستمر در خيابانهاي لندن به کلي تغيير ميکند.