سرویس بین الملل افکار نیوز

- در جولای ۱۹۶۳، لانگستون هوگز، شاعر بزرگ آمریکایی سیاه پوست، شعری را منتشر کرد که برخی از جملات آن هیچگاه فراموش نمی شوند. یکی از عبارتهای آن شعر این بود: " به آمریکا اجازه دهید دوباره آمریکا شود. " آمریکایی که از رویایش فاصله گرفته بود و دیگر برای فقیران و اقلیتها آن آمریکای رویایی پرعدالت نبود.

این شعر آنقدر زیباست که ابیاتش تا به حال دو دفعه شعار انتخاباتی شده است. در سال ۲۰۰۴ توسط جان کری و این بار سانتوروم است که می گوید: " بجنگیم تا آمریکا دوباره آمریکا شود. "

هنوز هم سخنان تأسف بار هوگز در مورد جامعهء آمریکا صادق است و در این دوران رکود اقتصادی اوضاع وخیم تر از پیش است. براساس مطالعات دو اقتصاد دان فرانسوی، امانویل سایز و توماس پیکتین، که در مورد ناعدالتی های جهانی و شکاف طبقاتی تحقیق می کنند آمریکا هنوز در دوره ای سیاه و مأیوس کننده قرار دارد.

نیویورک تایمز در گزارشی می نویسد: " آمارها نشان می دهد که در سه دههء گذشته، دریافت قشر مرفه آمریکا از درآمد ملی به شکلی گسترده افزایش یافته است و فاصلهء طبقانی کنونی بسیار وخیم تر از قبل است. "

روزنامه نگار اقتصادی مکس کیسر، که قبلا کارگزار بورس بوده است و حالا از بزرگترین چهره های رسانه ای منتقد اقتصاد آمریکا است عقیده دارد که این فواصل اقتصادی در طول سالها در آمریکا شکل گرفته اند اما هیچگاه مانند زمان کنونی جامعهء آمریکا را تحت تأثیر قرار نداده بودند.

" نابرابری در جامعهء آمریکا سالهاست که در حال شکل گرفتن است ولی حالا به حدی بسیار بالا رسیده است. اما باید بدانیم که این ناعدالتی تنها در برابر یک درصد مرفه در مقابل ۹۹ درصد دیگر نیست بلکه در درون همان یک درصد مرفه نیز، یک درصد بسیار مرفه و ۹۹ درصد دیگر مرفه وجود دارند که همواره سعی می کنند با تغییر قوانین خود را به آن یک درصد برسانند. "

یکی از اجراکنندگان سابق وال استریت، استیون راتنر می گوید: " جالب است که درآمد اقشار بسیار مرفه بیشتر از افراد مرفه سیر صعودی دارد. درآمد اقشار رو به پایین در سال ۲۰۱۰ تنها ۸۰ دلار افزایش داشت در حالی که درآمد میلیونها دلادی اقشار مرفه در حدود ۱۲ درصد رشد داشت. "
شموس رحمان خان، استاد دانشگاه کلمبیا می گوید: " ما حالا نابرابرتر از هر زمان دیگری هستیم. "

این بی عدالتی حالا در زمانی این چنین نهادینه شده است که آمریکا ظاهرا مترقی ترین رییس جمهوری خود را داراست و بارک اوباما بارها علیه نابرابری اقتصادی سخن گفته است.
افرادی که امروز جنبش وال استریت را شکل می دهند قطعا این نابرابری را درک کرده اند ولی خیلی ها عقیده دارند هنوز راه بسیاری مانده است تا اثرات سوء و بنیادین این نابرابری در جامعهء آمریکا به شکلی ملموس تر درک شوند.
اولین پیامدش تأثیرگذاری بر سیاست است جایی که دیگر فقط ثروتمندان به قدرت می رسند و مافیای رسانه ای را شکل خواهند داد. دومین اثر در حوزهء اقتصاد است که نوعی برده داری جدید علیه اقشار پایین شکل خواهد گرفت.

سومین تأثیر در مورد شکل مسلط مصرف در جامعه است که با وجود اینکه اقتصاد دانان عقیده دارند مصرف کننده در مقابل انتخابهای بیشتری قرار گرفته است؛ حقیقت این است که مصرف کنندهء تهی دست در مقابل بازار مصرفی گران ناچار و درمانده شده است. تولیدکنندگان، مصرف کنندهء مرفه را به بقیهء مصرف کنندگان ترجیح می دهند چرا که می توان اجناس لوکس و فانتزی را به راحتی به آنها فروخت و تولید این قبیل اجناس سود بیشتری برای تولیدکنندگان در پی دارد.

یک مطالعهء اخیر نشان می دهد که ۵۰ درصد مصرف آمریکا را قشر مرفه انجام می دهد، پس اصلا عجیب نیست که تولید اجناس لوکس و گران بیشتر شود؛ حتی در زمانی که اکثریت مردم در شرایط نابسامان اقتصادی به سر می برند.

میت رامنی، کاندیدای جمهوری خواه و رقیب اصلی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آینده از نظر خیلی ها نمونهء اعلای الیگارشی است که طبقهء ثروتمند در حال شکل دادن در آمریکا می باشند. او نمایندهء قشر اقلیت قدرتمند و ثروتمند آمریکا است. این طبقه می خواهد در کنار ثروت، قدرت اصلی ایالات متحده را نیز به دست آورد.

دردناک است که زیاد مطرح نیست چه کسی انتخابات آیندهء آمریکا را برنده خواهد شد چرا که انگار شرایط نابسامان اقتصادی و شکاف طبقاتی قابل درمان نیست و یا حداقل قدرتمندان نمی خواهند که درمانش کنند؛ دردی که آیندهء دموکراسی آمریکا را نیز بی شک مغشوش خواهد کرد.