مسئولان در رأس همه كارهايشان خدمت به مظلومان را قرار دهند
افکار نیوز - شاید سیدمحمد می‌دانست که با دور شدن از حال و هوای دفاع مقدس، عده‌ای از مسئولان رنگ می‌بازند و از قطرات خونی که برای آبیاری نهال انقلاب هزینه شده بود، پل‌هایی برای رسیدن به منویات خود می‌سازند؛ به همین خاطر نوشت که؛ «مسئولان در راس همه کارهایشان خدمت به مظلومان را قرار دهند.»

وقتی که پای کلام حضرت امام(ره) می‌نشینیم، درمی‌یابیم جنگ ما دانشگاهی بود که بسان کیمیایی مس وجود را طلا ‌کرد و در پرتو آن افلاکیان خاک نشین را به دیار معبود کشاند.
سخن گفتن از مردانی که ایثار را نه در کلام بلکه در عمل به منصه ظهور کشاندند، نیاز به ظرافت خاصی دارد که اگر به این نکته اهتمام ورزیده می‌شد، امروز شاهد الگوهای دروغین در جامعه نبودیم.
مردانی که خدایی شدن را در طول زندگی خود تجربه کردند و آموختند که نه یک شب، بلکه در طول زندگی باید ره صد ساله را یک شب طی کرد.
فهم این سخن از عقل ما زمینی‌ها که روزگار عافیت‌طلبی، عقل معاش را چنان بر سیطره وجودمان حکم‌فرما کرده است، کاری دشوار و شاید هم محال به نظر برسد.
درست است که گرد و غبار مادیات چنان بر تارک معنویات نشسته که دیگر نشانی از حقیقت قابل دیدن نیست ولی حقیقت این است که «عند ربهم یرزقون» شدن، هنر مردانی بود که هرگاه ظلم را دیدند در برابرش ایستادند و به پای حق تمام دارایی خود را هزینه کردند.
نمی‌دانیم تا چه زمانی باید شخصیت شهید را در این جمله خلاصه کنیم که فلان شهید در خانواده مذهبی دیده به جهان گشود و با شروع جنگ تحمیلی قدم در میدان جهاد گذاشت و در نهایت به آرزوی دیرینه‌اش نائل گردید.
آیا شهید بما هو شهید را می‌توان در همین چند جمله بیان کرد؟ آیا پرداختن به سطح اقیانوس دفاع مقدس و غافل شدن از صدف‌ها و مروارید‌های اعماق آن، کار عاقلانه‌ای به نظر می رسد؟
تلنگر معنایش معلوم است، ولی اثری که از برآیند این حرکت برمی‌خیزد، ملاک و معیار است و میزان صفای باطن و حقیقت‌طلبی را نمایان می‌کند.
تمام این جملات به خاطر سخن گفتن از مردی بود که مثل تمام انسان‌های کره خاکی خلق شده بود تا زندگی کند و از دنیای خود مزرعه‌ای برای آخرتش سازد.
او نه قدیس بود و نه عارف، نه زهد شبانه‌اش مثال زدنی بود و نه ریاضت‌های روزانه‌اش؛ تنها صفتی که قلم ما توان انشای آن را دارد معرفت حقیقی او به شخصیت امام(ره) و عشق بی‌ریایش به نگاه و کلام پیر جماران بود.
او فهمیده بود که حضرت روح‌الله حق است و شاه همانند خلفای بنی‌امیه و عباسی به ناحق بر مسند خلافت تکیه زده است؛ به همین خاطر عاقلانه برای یاری مولایش تدبیر کرد و در مسیر دفاع از ولایت عاشقانه به مبارزه پرداخت.
سید محمد از تکثیر نوارها و عکس‌های حضرت امام خمینی(ره) گرفته تا پاکسازی شهر مشهد از لوثعوامل طاغوتی و ساواکی نقش فعالی داشت تا نهال انقلاب اسلامی روز‌ به روز بارورتر شود.
انقلاب اسلامی به پیروزی رسید ولی او درک کرده بود که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»؛
سید محمد رضوی به دنبال این واقعیت، هیچ‌گاه در برابر ظلم سکوت نکرد و با آغاز جنگ تحمیلی ابتدا در ستاد شهید چمران و سپس در ستاد کربلا مشغول به انجام وظیفه شد.
وی پس از ماه‌‌ها خدمت در مسئولیت فرماندهی مهندسی جهاد سازندگی، به عنوان مسئول ستاد کربلا و فرماندهی مهندسی جنگ جهاد سازندگی به هدایت مهندسی‌ _ رزمی جنگ پرداخت.
سید اعتقادش این بود؛ هر قطره عرقی که قبل از عملیات در امر مهندسی _ رزمی ریخته می‌شود در میدان جنگ، خون‌های کمتری بر زمین خواهد ریخت.
آن لحظه‌ای که این‌گونه نوشت؛ «قدر اسلام، انقلاب، امام و مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران را بدانید و برای این قدر شناسی تا جایی که می‌توانید خدمت کنید و سختی‌ها و ناراحتی‌ها را تحمل کنید و در جهت پیش‌برد انقلاب بکوشید»(رک: سیرت رضوانی؛ ص۱۱۲)، در حقیقت به دنبال این بود که امت شهید پرور ابران را آگاه سازد که در فتنه‌های توفنده اسیر گردباد جهل و نادانی نشوند و همواره حق را با ملاک واقعی خود سنجش کنند.
شاید سیدمحمد می‌دانست که با دور شدن از حال و هوای دفاع مقدس، عده‌ای از مسئولان رنگ می‌بازند و از قطرات خونی که برای آبیاری نهال انقلاب هزینه شده بود، پل‌هایی برای رسیدن به منویات خود می‌سازند؛ به همین خاطر نوشت «که مسئولان در رأس همه کارهای‌شان خدمت به مظلومان را قرار دهند که همین‌ها هستند که جبهه‌ها را گرم نگه داشته‌اند.»(رک: سیرت رضوانی؛ ص ۱۱۳)
نگاه سید محمد رضوی در هنگام شناسایی منطقه عملیاتی کربلای ۱۰ به آسمان بود تا راه رسیدن به معبود را پیدا کند.
در همین حال بود که در اثر انفجار توپی در ارتفاعات کوه‌های سردشت یک پایش را از دست داد. وقتی که هم‎رزمانش به کمک او آمدند، گفت «فایده‌ای ندارد، زحمت نکشید، من در آغاز راهی قرار گرفته‌ام که هفت سال دنبالش بودم».
او در چشم به‌هم‌زدنی صدر نشین سفره سدرة المنتهی شد.
روحش شاد و یادش گرامی.

نویسنده: روح‌الله متقی
پایان خبر / ب.