سرویس سیاسی افکار نیوز

- مشایی همچنان سکوت کرده و حتی مدتها است در انظار و مقابل دوربین رسانه ها ظاهر نشده است.

هر چند برخی از احتمال نامزدی او برای ریاست جمهوری خبر می دهند اما به راستی سکوت مشایی به چه معنا است؟

یا چهره جنجالی دولت در فضای کنونی سیاسی ایران اساسا چه کارکردی برای احمدی نژاد می تواند داشته باشد؟

به گزارش افکارنیوز، مشایی را باید جنجالی ترین مرد سیاسی ایران دانست. کافی است تا این یار نزدیک احمدی نژاد لب تر کند، حرکتی انجام دهد و یا موضعی بگیرد تا توجه همه به سوی وی جلب شود.

تفاوتی نمی کند این موضع یا تحرک چه باشد! از مباحثاعتقادی و عرفانی گرفته تا مسائل بین الملل و فلسفه!

از آنجا که اسفندیار دولت در اکثر حوزه ها اظهار نظر می کند، به محض بیان نظراتش، کارشناسان آن حوزه به نقد مسائل مطرح شده توسط وی می پردازند هرچند این اواخر سکوت و بی خبری از مشایی نیز خود خبرساز بود!

اما این روزها کمتر خبری در مورد اسفندیار دولت در رسانه ها منتشر می شود گویی او در میان اخبار مجلس و گرانی و ارز و سکه فراموش شده است.

با این وجود چندی پیش سایت روزنامه دولتی ایران مدعی شد که اسفندیار رحیم مشایی محبوب ترین چهره سیاسی کشور است.

مطرح کردن مشایی به عنوان چهره محبوب سیاسی هرچند هیچ پشتوانه منطقی ندارد اما دوباره بحثحضور پرحاشیه ترین فرد سیاسی در رقابتهای ریاست جمهوری را داغ کرد.

این در حالی است که تاکنون در مورد محبوبیت دولت و شخص احمدی نژاد تا این لحظه هیچ نظر سنجی معتبری منتشر نشده هرچند بعید به نظر می رسد با توجه به گرانی های افسار گسیخته چند ماه اخیر که صدای اعتراض مراجع تقلید و نمایندگان مجلس را نیز در آورد، احمدی نژاد در افکار عمومی از محبوبیت بالایی برخوردار باشد.

در میان سیاسیون نیز امروز کمتر کسی حاضر است به اصطلاح " کارت خود را برای او بسوزاند " و حتی برخی از وزرای سابق کابینه از جمله مسعود میرکاظمی وزیر سابق نفت و صفار هرندی وزیر سابق ارشاد انتقادهای تند و تیزی نثار دولت و شخص رییس جمهور می کنند.

در وضعیت فعلی که خود احمدی نژاد در گوشه رینگ اصولگرایان اسیر ضربات بی مهابای رقبای سیاسی خود شده از اسفندیارش چه کاری جز سکوت بر می آید؟

و اگر او برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نامزد شود و شورای نگهبان او را تایید صلاحیت کند تا چه اندازه می تواند در جلب آرای عمومی مردم تاثیر گذار باشد؟

در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ مصطفی معین نه متهم به انحراف از ارزش های انقلاب بود و نه در حلقه اصلاح طلبان تندرو قرار می گرفت و با وجود اینکه اصلاح طلبان در آن زمان هنوز بدنه اجتماعی قابل اعتنایی داشتند، کمترین توفیقی در کسب آرای آنان پیدا نکرد.

حالا مشایی آنقدر مورد انتقاد و سرزنش قرار گرفته که ماه ها است ترجیح داده یا به بیان بهتر صلاح در این دیده که علی رغم میل باطنی اش - که همه می دانند تا چه اندازه عاشق سخنرانی های جنجالی است - سکوت پیشه کند.

رسانه های اصولگرا از وی با نام لیدر جریان انحرافی یاد می کنند و حتی نامزدهای جبهه پایداری برای انتخابات مجلس مجبورشدند بارها از او اعلام برائت کنند.

با همه این ها چرا نام او باز به عنوان نامزد اصلی طیف دولت و حامیان احمدی نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری مطرح می شود؟

شاید عده ای می خواهند با پر رنگ کردن نام مشایی برای انتخابات ریاست جمهوری افراد دیگری را به دور از حاشیه و هیاهو برای انتخابات آماده کنند!

علی اکبرصالحی وزیر امور خارجه، علی نیکزاد وزیر مسکن و حمیدرضا حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش از جمله افرادی هستند که زمزمه آماده شدنشان برای انتخابات ریاست جمهوری به گوش می رسد و اسفندیار رحیم مشایی نیز می تواند با مانورهای رسانه ای خود نظر منتقدین را از این افراد دور کند.

در هر حال با توجه به موقعیت فعلی دولت میان مردم و سیاسیون بعید به نظر می رسد اسفندیار خاموش بخواهد به این زودی سکوت خود را بشکند و نمی توان تصور کرد با توجه به تجربه ای که در رویارویی با اصولگرایان استخوان خرد کرده در سیاست کسب کرده خود وی تمایل چندانی به عرض اندام در انتخابات داشته باشد چه آنکه مدافع قدرتمندش نیز روزهای افول خود را طی می کند.