سرویس سیاسی افکار نیوز

- روزنامه السفیر چاپ لبنان نوشت: هفته گذشته بود که کاهش شدید ارزش ریال در مقابل دلار توجه رسانه های منطقه و بین الملل را به خود جلب کرد. درحالیکه این رسانه ها تحریم را تنها علت اصلی این واقعه عنوان می کردند که تصویر ناقصی از واقعیت های سیاسی و اقتصادی داخلی ایران را نشان می دادند.

به گزارش افکارنیوز، روزنامه السفیر لبنان در این مقاله آورده است: سیاست و اقتصاد دو روی متفاوت یک سکه هستند. می توان گفت بحران ارزی که در نتیجه سیاست های مالی داخل ایران ایجاد شد، راهی بود برای کسانی که در عرصه سیاست به دنبال قدرت بودند. اگر از بیرون بخواهیم به قضیه نگاه کنیم بحران ارزی بر اقتصاد ایران اثر خواهد گذاشت. از قیمت مسکن و استانداردهای زندگی تا ادامه زندگی با درآمدهای ثابت.

بخش بانکی ایران نیز از این موضوع بی نصیب نخواهد ماند. به خصوص اینکه اتحادیه اروپا به تازگی به دنبال ایراد و اعمال تحریم های بیشتر علیه جمهوری اسلامی ایران است. از سوی دیگر انتظار می رود که دولت امریکا نیز تا قبل از انتخابات خود، به منظور تقویت موقعیت باراک اوباما در مقابل رقیبش، میت رامنی، تحریم های بیشتری را علیه ایران به کار بندد.

اما به نظر می رسد که بحران اقتصادی ایران بیشتر سیاسی است تا اقتصادی، چرا که این بحران عملا بر قانون مداری رهبران سیاسی ایران تاثیر می گذارد.

می توان گفت که سه نوع تحریم باعثایجاد این بحران اقتصادی در ایران شد:

اول: تحریم بانک مرکزی ایران بود آن هم وقتی که آمریکا تصمیم گرفت ارتباط خود را با تمام کشورها و شرکت های که با ایران ارتباط دارند را قطع کند. این باعثپیچیده تر شدن روابط اقتصادی ایران با بسیاری از کشورها شد، زیرا اثر کشورها برای واردات نفت خود از ایران مجبور به ارتباط با بانک مرکزی این کشور بودند.

دوم: تحریم سوئیفت یا نقل و انتقال بین المللی در ایران بود که این موضوع جابجایی پول را بین ایران و دیگر کشورها بسیار دشوارتر کرد.

سوم: وقتی بود که اتحادیه اروپا واردات نفت از ایران را تحریم کرد.

اینکه موضوع تحریم ها بر اقتصاد ایران تاثیر گذاشته است امری واضح است اما نباید تمام بحران اقتصادی داخلی ایران را در نتیجه تحریم ها دانست بلکه سیاست های رئیس جمهور ایران را نیز باید سرزنش کرد.چرا که سیاست های اقتصادی و پوپولیستی او باعثشد که نرخ تورم ایران به بالاترین حد خود برسد. همچنین بانک مرکزی ایران با چاپ بی اندازه پول نرخ تورم کالاها را در این چند سال به ۳۰ درصد رساند، این در حالیست که آمارها به طور ثابت تورم ۱۹ درصدی را نشان می دهند.

این طبیعی است که سیاستمداران جمهوری اسلامی ایران بخواهند که از احمدی نژاد برای ایجاد این بحران خرج کنند چرا که با این کار تقصیر را از دیگر سیاستمداران نظام ساقط می کنند.

درحالی که احمدی نژاد تمام تلاش خود را برای اثبات حسن نیت خود به کار بسته است که کمتر از نه ماه به اتمام ریاست جمهوری اش باقی مانده است. تاریخ ایران نشان داده است که مانور بر مسائل اقتصادی می تواند تاثیر زیادی بر مردم در زمان انتخابات داشته باشد.

در این زمینه به نظر می رسد که رفسنجانی نمونه بارز سیزیف، پادشاه اساطیر یونان است: کسی که از تپه به قله رسید، سپس از قله فرود آمد تا دوباره به اوج بازگردد.

علی اکبر هاشمی رفسنجانی در کنار ایت الله سید علی خامنه ای برای مدت زیادی بعد از انقلاب، ایران را رهبری و هدایت می کردند. بعد از ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد نیز او همچنان دارای مناصب کلیدی سیاسی و مهم اقتصادی در ایران است.

بعد از شکست هاشمی مقابل احمدی نژاد در انتخابات سال ۸۴، گرچه وی از نظر سیاسی شکست خورد اما وی همچنان یک قدرت اقتصادی مهم در ایران باقی ماند. در انتخابات سال ۸۸ نیز او در کنار میرحسین موسوی مقابل احمدی نژاد ایستاد و همین امر موجب به کنار رانده شدن وی و خانواده اش شد.

اینها بدین معنی نیست که رفسنجانی در انتخابات آتی کاندیدا می شود، بلکه بدین معناست که وی به دنبال یک نقش تازه برای تصمیم گیری با راندن احمدی نژآد به حاشیه(هرچند نه به طور رسمی) و به منظور رسیدن به تعادل دوباره است.

فائزه، دختر هاشمی رفسنجانی به تازگی دستگیر و برای ۶ ماه به اوین منتقل شده است. پسر وی، مهدی نیز که در سال ۲۰۰۹ به لندن رفته بود بلافاصله پس از بازگشت به ایران دستگیر شده است. این تحولات نشان می دهد که این تصمیم گیری ها برای به حاشیه راندن رفسنجانی اتخاذ شده است. این در حالیست که می توان گفت با دستگیری فرزندان هاشمی راه برای حضور وی در مقاطع بالاتر باز می شود.

تا آن زمان ممکن است نخبگان سیاسی ایران در دور جدیدی از مذاکرات قاطع شکل بگیرند و کسی چه میداند، شاید در آن زمان رفسنجانی با کیفیت و شایستگی دیگری بیشتر محبوب شود.