افکار

- حسین شریعتمداری در یادداشت امروز کیهان نوشت: شیطان، راهزن است و مثل همه راهزن ها در گوشه های تاریک مسیر و نقاط نادیدنی به کمین می نشیند. بسیار مراقب است که دیده نشود و ردپایی از خود باقی نگذارد.

او، آدم ها را می بیند ولی خود، دیده نمی شود. «انه یراکم و قبیله من حیثلاترونهم - او و دارودسته اش شما را می بینند، از جایی که شما آنها را نمی بینید».

شیطان هم مانند بقیه راهزنان به کاروان می تازد و کاروانیان را لخت می کند. مگر پدر و مادرمان، حضرات آدم و حوا علیهم السلام را لخت نکرد؟! راهزنان به اموالی که از کاروانیان می ربایند قناعت می کنند ولی شیطان دزد ایمان است و اصرار دارد که آدم ها را بعد از لخت کردن در میانه میدان و در مقابل چشم این و آن رها کند تا آبرویی برای آنها باقی نماند.

اصلا کار شیطان، لخت کردن و بی آبرو کردن آدم هاست. شیطان زده ها برای نجات خویش راهی جز توبه ندارند و چنانچه به خدا پناه نبرده و در چنبره فریب شیطان باقی بمانند، نه فقط آخرت که دنیای خود را نیز به تباهی می کشانند.

اصلا، شیطان اصرار دارد شکار خود را در همین دنیا هم به خواری و ذلت بکشاند. شیطان، آنگونه که تصویرسازان به تصویر می کشند، قیافه زشت و ترسناک ندارد یا اگر دارد، با ماسک دیگری به میدان می آید. اگر اینگونه نبود که طعمه هایش به جای فرار، جذب او نمی شدند. شیطان پدر و مادر ما را هم با وعده «جاودانی»! فریب داد. نداد؟!

آمریکا به قول امام راحلمان - رضوان الله تعالی علیه - شیطان بزرگ است و مانند «ابلیس» پنهان نمی کند که برای فریب مسئولان نظام الهی و مقدس جمهوری اسلامی ایران، هزاران ترفند در آستین و ده ها هزار دام در دست دارد و چه بسیار کسانی را می توان در عمر سی و چند ساله انقلاب اسلامی آدرس داد که به فریب شیطان بزرگ فریفته شدند و در پی «سراب» که شیطان در نظرشان، «آب» جلوه داده بود، به مرداب افتادند.

بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران اسلامی بود، فرماندهی کل قوا را برعهده داشت اما، آنقدر منم منم زد و به توصیه پدرانه حضرت امام(ره) که فرموده بود «این من، شیطان است» بی توجهی کرد تا… امروز به زحمت می توان حقارت و فلاکت او را توضیح داده و تشریح کرد!

چرا راه دور برویم، مگر همین شیطان بزرگ، در جریان فتنه آمریکایی - اسرائیلی ۸۸، موسوی و کروبی و خاتمی را به «سراب قدرت» فریب نداد؟! و مگر آنچه از زشتی در دل نهفته داشتند «سواه پنهان» آنها را بیرون نریخت و برملا نکرد؟! و حالا هم که کار از کار گذشته و شکار خویش را لخت و بی آبرو ساخته، آنها را در میانه میدان رها کرده و به «شاه» کار! خود پوزخند می زند.

«کمثل الشیطان، اذقال للانسان اکفر فلما کفر قال انی بری منک، انی اخاف الله رب العالمین - مانند شیطان که به انسان گفت؛ کفر بورز(تا به آرزویت برسی) ولی هنگامی که کفر ورزید، گفت؛ من از تو بیزارم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم»(سوره مبارکه حشر - آیه۶۱).

یک نگاه دیگر به میدان بیندازید. چه می بینید؟ … آمریکا یعنی همان شیطان بزرگ که سران و عوامل فتنه را به «سراب قدرت» فریب داده و در آرزوی مقابله با نظام اسلامی ایران به میدان آورده بود، امروزه در پی شکست پروژه کودتای مخملی، عوامل شکار شده فتنه را با رسوایی و بی آبرویی در میانه میدان رها کرده و خود به گدایی مذاکره با ایران اسلامی آمده است. این همان شیطانی است که وقتی بازار فتنه آمریکایی - اسرائیلی داغ بود، حمایت از فتنه گران را «یکی از اهداف استراتژیک» خود می دانست و چه رجزها که نمی خواند!…

روز یکشنبه دو هفته پیش، برخی از مسئولان بلندپایه نظام با اقدام ناپسند خویش کام مردم را تلخ کردند و شیطان بزرگ و اعوان و انصار غربی و عبری و عربی آن را با ذوق زدگی به رقص آوردند. نظریه پردازان آمریکایی، اروپایی و اسرائیلی هلهله کنان در رسانه های خود به تفسیر و تحلیل آن ماجرا نشستند.

رادیو فردا - ارگان رسمی سیا - از آشفتگی زودرس قبل از انتخابات ۲۹ خبر داد و اینکه شیرازه مدیریت نظام به هم ریخته است! دویچه وله، به شکاف در اقتدار ایران اسلامی اشاره کرد و صهیونیست های کودک کش، هریک از بداخلاقان روز یکشنبه را نماد و نماینده بخشی از مردم معرفی کرده و از این که در همبستگی مردم با یکدیگر ترک افتاده است! ابراز خشنودی کردند و امیدوار بودند این ناهمخوانی میان مسئولان به ناهمدلی مردم تبدیل شده و در ۲۲ بهمن، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، نشانه های آن دیده شود. اما، هیچیک از توده های عظیم مردم به هیچکدام از مسئولان بداخلاق «دمت گرم»! نگفتند و روز ۲۲ بهمن که از راه رسید، جمعیت از همه جای کشور جوشید. و حماسه ای بی نظیر با حضوری گسترده تر و متراکم تر از همیشه خلق شد. همه آمده بودند با تصاویری از امام راحل(ره) و خلف حاضر او که روی دست برافراشته بودند.

در حضور حماسی ۲۲ بهمن امسال، علاوه بر شعارهای الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل که شعارهای ثبت شده در شناسنامه اینگونه حماسه های حضور است، بیشترین شعار که نشانه بصیرت و شعور عمیق مردم بود و با اصرار فریاد زده می شد این بود؛ «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده» یعنی آقایان مسئول، بداخلاقی های شما - صرفنظر از آن که کدام کمتر و کدام بیشتر - در نگاه مردم به اسلام و انقلاب و نظام کمترین تاثیری ندارد و مردم مثل همیشه چشم به رهبری انقلاب دوخته و ایشان را قطب نمای صراط مستقیم می دانند. به بیان دیگر، مسئولان نظام در هر جایگاه و رده ای که باشند فقط تا آنجا قابل احترامند که همراه با توده های عظیم مردم، پیرو بی چون و چرای رهبری باشند.

خوشبختانه نهیب حضرت آقا و اتمام حجت آمیخته به نصیحت ایشان لبیک مسئولان محترم را درپی داشت و سران محترم سه قوه و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی با ارسال نامه و صدور بیانیه، بر همراهی خویش با مردم در پیروی از رهبر معظم انقلاب تاکید ورزیدند و با این اقدام خود، ملت را خشنود و خواب خوش دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها را به کابوس تبدیل کردند.

و بالاخره بعد از اقدام قابل انتظار مسئولان محترم و توبه آنان- که در مواردی باید به صراحت اعلام می شد و نشد!- توقع آن است که اکنون به قول حضرت آقا همه توان و نیروها را برای حل مشکلات مردم متمرکز کنند و حالا که دشمنی های دشمن شدت یافته، آنها هم رفاقت هایشان را شدت دهند... و این کلام خداوند تبارک و تعالی درباره پذیرش توبه را نصب العین خویش قرار داده و به آن جامه عمل بپوشانند که؛ الاالذین تابوا و اصلحوا و بیّنوا... مگر آنان که توبه کردند و به اصلاح آمدند و آنچه را پنهان داشته بودند، آشکار ساختند...